گزارش بشارت یزد« بشارت یزد» از مطالبات نابینایانی که به جای جشن و وعده، خواستار زندگی مستقل و حقوق برابرند.
نابینایان در روز جهانی عصای سفید، از نبود مناسب سازی فیزیکی، مشکل اشتغال و عدم برابری حقوق اجتماعی با دیگران می گویند.
- روشندل نامیده می شوند و یک روز در تقویم سهم آنهاست. روزی که به برگزاری جشن، سخنرانی مسئولین و نشست خبری می گذرد. مشکلات و سختی های زندگی یک نابینا بارها و بارها در رسانه های مختلف بازگو شده است اما تا به امروز هنوز کسی برای رفع این مشکلات، کمر همت نبسته است
- براساس گفته های بهزیستی یزد، بیشتر از 6 هزار نفر نابینا در یزد زندگی می کنند که انگشت شمار آنها در کوچه و بازار می بینیم به این دلیل که خیابان های یزد، هنوز برای بودن آن ها آماده نیست
- یک نابینا در گفتگو با بشارت یزد: سخت ترین بخش نابینایی ارتباط با مردم است. مردم به خاطر نبود آگاهی، هنوز فرهنگ ارتباط با نابینا را یاد نگرفته اند. به نابینایان نگاه ترحم آمیز دارند یا بعضی فکر می کنند یک نابینا هیچ درکی از احساسات ندارد و یا او را بیش از حد خوب می بیند که هیچ کدام درست نیست
بشارت یزد، مریم دره شیری/ روشندل نامیده می شوند و یک روز در تقویم سهم آنهاست. روزی که به برگزاری جشن، سخنرانی مسئولین و نشست خبری می گذرد. مشکلات و سختی های زندگی یک نابینا بارها و بارها در رسانه های مختلف بازگو شده است اما تا به امروز هنوز کسی برای رفع این مشکلات، کمر همت نبسته است.
براساس گفته های رییس سازمان بهزیستی یزد، بیشتر از 6 هزار نفر نابینا در یزد زندگی می کنند که انگشت شمار آنها در کوچه و بازار می بینیم به این دلیل که خیابان های یزد، هنوز برای بودن آن ها آماده نیست.
نمی بینند و دیده نمی شوند؛ این تمام دشواری زندگی یک نابینا در بین بینایان است.
مطالبه گری؛ حلقه مفقوده نشست ها
روح الله رنجبر یکی از روشندلان یزدی، در گفتگو با بشارت یزد می گوید: هرسال روز جهانی نابینایان که می شود سیل تبریک ها و جلسات گرامیداشت برای نابینایان از راه می رسد، ولی در عمل کاری برایمان انجام نمی شود.
وی ادامه می دهد: روزجهانی نابینایان باید با مطالبه گری و پاسخگویی همراه باشد و سازمان و نهادها در نشست ها، بگویند هرسال در این روز چه برنامه ای برای سال آینده دارند و چه کاری از سال گذشته تا به حال انجام داده اند که برای همان کار انجام شده، جشن بگیرند.

نبود مناسب سازی؛ مشکل لاینحل یزد
رنجبر از وضعیت مناسب سازی شهرگلایه دارد و می گوید: مناسب سازی فیزیکی شهر، مشکل قدیمی و حل نشده نابینایان است. ما وقتی می توانیم بگوییم یزد شهر دسترس پذیر است که یک معلول یا نابینا بتواند با اعتماد به نفس، مستقل و بدون کمک دیگران در یزد تردد کند. این حق طبیعی ماست که بتوانیم از خانه بیرون بیاییم. نان بخریم، کار بانکی انجام بدهیم یا به ادارات دولتی برویم.
وی معتقد است کمیته مناسب سازی در یزد، دیدگاه نابینا را به عنوان کارشناس و بهره بردار در نظر نمی گیرد به همین دلیل برنامه ریزی، مشاوره و نیاز سنجی درستی ندارد و مشکل مناسب سازی سالهاست به قوت خود باقی است.
مهربانی را می پذیریم؛ ترحم را نه
رنجبر اعتقاد دارد جامعه برای آموزش رفتار درست با نابینا، به شدت محتاج فرهنگسازی است: هنوز مردم وقتی مرا را به آن طرف خیابان می روند، دست به جیب می شوند و به من پول می دهند! آن ها هنوز نیاز من را نفهمیده اند و فکر می کنند نابینا یعنی فقیر. من نابینا پول نمی خواهم اما مهربانی چرا . راننده ای که وسط خیابان حاضر نیست کمی صبر کند تا من رد شوم، کسبه ای که هنوز بساطش را توی پیاده روهای مناسب سازی شده پهن می کند، پیاده روهایی که با خطوط برجسته مخصوص نابینایان، انتهایش به باغچه و جوی آب می رسد، راننده اتوبوسی که اگر یک نابینا در ایستگاه نشسته باشد، توقف نمی کند و انتظار دارد نابینا در خیابان با همه خطراتی که دارد بایستد، موتورسواری که عصای من را می بیند و سرعتش را بیشتر می کند یعنی نامهربانی و نشان می دهد نابینا در زندگی بقیه مردم جایی ندارد و به بودن او اصلا فکر نمی کنند. حتما با خودشان فکر می کنند خب اگر نابیناییم باید کسی همراهمان باشد ولی من هم سهمی از خیابان و شهر دارم. باید بتوانم خودم مستقل عمل کنم و محتاج یک بینا نباشم تا حس کنم دارم زندگی می کنم.
«نابینایی؛ جسم زنده با یک روح مرده»
به گفته رنجبر، خانواده های نابینایان نیز از نظر سلامت روان با سختی ها و مشکلات زیادی روبه رو هستند: خانواده ها برای پذیرفتن نابینایی عضو خانواده، نیاز به کمک دارند و اگر آنها نتوانند این موضوع را بپذیرند، خودش هم نمی تواند.
وی با اشاره به اینکه کار خیر همیشه ساختن مسجد، مدرسه و انداختن سفره نیست، ادامه می دهد: گاهی یک روانشناس یا مشاور، اگر بتواند به پذیرش نابینایی در یک خانواده کمک کند، یک انسان را احیا کرده است. نابینا در جامعه ما یک جسم زنده با یک روح مرده است در حالی که او باید سرزنده باشد و بتواند با توانمندی، باری از روی دوش خانواده بردارد.
صداو سیما؛ ضعیف در فرهنگسازی
رنجبر، رسانه به ویژه صدا وسیما را از عوامل تاثیرگذار در فرهنگسازی معلولیت نام می برد واضافه می کند: هنوز در رسانه ملی به آگاهی درستی از معلولیت نرسیده اند. حتی یک بار در برنامه زنده از من پرسیدند که اگر روزی بینا بشوی، اولین چیزی که می خواهی ببینی چیست؟ و من از این سطحی بودن سوال و تفکر صدا وسیما تعجب کردم. سوالی که نشان می دهد صداو سیما چقدر نسبت به مشکلات نابینایان عدم آگاهی دارد وهنوز می خواهد این کلیشه ها و احساس ترحم را در مورد نابینایی به مردم نشان دهد.
عدم همکاری ناشرین در چاپ کتاب بریل
وی مسئله دیگر نابینایان برای تحصیل و آموزش را نبود منابع مطالعاتی مورد نیاز می داند و می گوید: هنوز ناشرین ما قانع نشده اند که از هرکتاب تنها، یک نسخه صوتی برای 70 کتابخانه نابینایان در کشور تولید کنند. ما در کتابخانه نابینایان کتاب هایی داریم که پتانسیل تبدیل به کتاب گویا یا انتشار به خط بریل را دارند اما هزینه گوینده، ویراستار و صحافی را نداریم. مثل اینکه شما در خانه یخچال داشته باشید اما برق نداشته باشد. در کتابخانه مرکزی استان به همت صنایع، دستگاه چاپ کتاب بریل با تیراژ بالارا داریم اما باید خیرین کمک کنند تا بتوانیم کتاب ها را به خط بریل بازگردانیم.
نبود زیرساخت؛ مشکل اشتغال نابینایان
تقوا کولیوند، یکی دیگر از کم بینایان یزدی است که از نبود تجهیزات و ابزارهای مناسب نابینایان در ادارات و سازمان ها گلایه می کند: برای رفع مشکل اشتغال نابینایان، می توان از آنها در بخش تلفنخانه های ادارات استفاده کرد و یا تجهیزاتی مانند اتوماسیون و نرم افزارهای گویا و کامپیوترهای درشت نمایی شده در اختیارشان قرار داد.
وی نبود زیرساخت های مناسب سازی در ادارات مانند عدم مناسب سازی آسانسورها ، نبود نوار زرد در پله ها برای جهت یابی و یا درشت نمایی دکمه های آسانسور را دلیل عدم رفت و آمد نابینایان به ادارات می داند.
تبعیض جنسیتی در ازدواج نابینایان
کولیوند معتقد است نابینایان علاوه بر اشتغال، در مسائلی مانند ازدواج هم دچار چالش هستند: خانواده ها ترجیح می دهند به جای ازدواج فرزندشان با نابینا، همسر سالم انتخاب کنند تا دچار مشکل نشوند و ازدواج دو نابینا و کم بینا، هم با مخالفت خانواده ها روبه رو می شود.
وی با اشاره به اینکه آقایان تمایل کمتری به ازدواج با دختران نابینا دارند، می گوید: ولی خانم های سالم زیادی داریم که با آقایان نابینا ازدواج کرده اند و زندگی خوبی دارند.
ارتباط با مردم؛ چالش اصلی نابینایی
وی سخت ترین بخش نابینایی را ارتباط با مردم می داند: مردم به خاطر نبود آگاهی، هنوز فرهنگ ارتباط با نابینا را یاد نگرفته اند. به نابینایان نگاه ترحم آمیز دارند یا بعضی فکر می کنند یک نابینا هیچ درکی از احساسات ندارد و یا او را بیش از حد خوب می بیند که هیچ کدام درست نیست.
کولیوند چالش اصلی تحصیل نابینایان را کمبود منابع و کتب تخصصی دانشگاه، می داند و می گوید: همیشه نابینایان باید به دنبال کسی بگردند که کتاب ها را برایشان گویا کند و همین مسئله، داشتن تحصیلات دانشگاهی برای نابینایان را سخت می کند.
وی در پایان اضافه می کند: اگر جامعه بداند که هر نابینایی در کنار محدودیت ها، توانایی های خودش را هم دارد، وضعیت بهتر خواهد شد.
نمی توانم تنها از خانه بیرون بروم
مهتاب زندیه؛ گلبالیست و نابینای یزدی نیز از سخت بودن تردد در خیابان های یزد می گوید: برای رفت وآمد خیلی مشکل دارم. برای رفتن به تمرین و باشگاه هم یا با سرویس می روم و یا مادرم مرا همراهی می کند چون نمی توانم بدون او بیرون رفتن از خانه را تصور کنم.
کیفیت پایین آموزش در مدارس استثنایی
زندیه با اشاره به نبود زیرساخت های لازم برای زندگی نابینایان می گوید: من به دلیل کم بینایی توانستم در مدارس عادی درس بخوانم چون سطح آموزش مدارس استثنایی، بسیار پایین تر از مدارس عادی و استانداردهاست. یک سال هم مدرسه استثنایی رفتم ولی ادامه ندادم. آموزش ها جوری بود که انگار اگر چیزی یاد نگرفتی، مهم نیس چون تو نابینایی.
وی ادامه می دهد: وقتی نابینایی، باید از علاقه هایت بگذری. من برای انتخاب رشته تحصیلی دوست داشتم موسیقی و تربیت بدنی را ادامه بدهم. حتی تست هم دادم و قبول شدم اما هنرستان، چون تجهیزاتی برای نابینایان نداشت، من را نپذیرفت. رشته تربیت بدنی هم گفتند برایم خطر دارد و از دانشگاه این رشته را دنبال کنم، برای همین مجبور شدم رشته انسانی بخوانم.
حمایت کم مسئولین و مردم از قشر نابینا
زندیه عدم اعتماد به توانایی نابینایان برای پذیرفتن شغل را یکی از مشکلات زندگی نابینایان می داند: نابینایان هر جا برای کار می روند، هیچ کس قبول نمی کند به آنها کار بدهد. خیلی به آن ها سخت می گیرند تا جایی که بتوانند خودشان را ثابت کنند. برای همین خیلی ها بیکارند.
وی اضافه می کند: برای ورزش نابینایان هم حمایت خیلی کم است. من الان چندسال است عضو تیم ملی هستم حتی در مسابقات پاراآسیایی ۲۰۲۵ برای اولین بار در تاریخ ایران، توانستیم مقام اول آسیا را کسب کنیم اما هیچ حمایت مالی از ما نشد و به دادن جایزه اکتفا کردند.