نگاهی به منش اخلاقی، خدمات اجتماعی و میراث علمی عالمی که نامش با سادهزیستی، امیدبخشی و ارتباط بیواسطه با مردم گره خورده بود
سیدرضا هاشمیزاده
درگذشت آیتالله سیدعلیرضا حیدری، از عالمان حوزه علمیه یزد و استادان اخلاق، فرصتی است برای بازخوانی زندگی مردی که هویت علمی و دینی خود را در خانوادهای روحانی یافت، در حوزههای یزد و نجف پرورش داد و پس از بازگشت به زادبوم، بخش مهمی از عمرش را به تبلیغ دین، تعلیم و تربیت و ارتباط با مردم گذراند. در پیامهای تسلیت منتشرشده پس از درگذشت او، بیش از هر چیز بر سادهزیستی، تواضع، صفای باطن، صداقت، مردمداری و انس صمیمانهاش با مردم تأکید شده است؛ ویژگیهایی که در کنار پیشینه علمی و فعالیتهای حوزوی، تصویر کاملتری از جایگاه او در حافظه دینی و اجتماعی یزد به دست میدهد.آیتالله حیدری صبح یکشنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۵، پس از یک دوره بیماری و در ۸۷سالگی درگذشت. روز دوشنبه ۲۰ مهر، پیکر او از امامزاده شاهزاده فاضل تشییع شد و پس از اقامه نماز به امامت امام جمعه یزد، در امامزاده جعفر بن محمد(ع) به خاک سپرده شد. اعلام عزای عمومی در سراسر استان یزد و حضور مردم، مسئولان و روحانیون در آیین تشییع، بازتابی از جایگاه او در جامعه دینی این استان بود.اما زندگی یک عالم دینی را نمیتوان تنها با مراسم بدرقه و پیامهای تسلیت شناخت. برای درک جایگاه آیتالله حیدری، باید به سالهای شکلگیری شخصیت او، محیط خانوادگی، مسیر تحصیل و تدریس، شیوه ارتباط با مردم و خاطراتی بازگشت که از او در ذهن شاگردان و ارادتمندانش باقی مانده است.
میراث یک خاندان روحانی در میبد
سیدعلیرضا حیدری در سال ۱۳۱۸ در میبد به دنیا آمد؛ شهری که در کنار پیشینه فرهنگی و تاریخی خود، از دیرباز با سنتهای دینی و حضور عالمان و خاندانهای روحانی شناخته شده است. پدرش، سیدابوالقاسم، و جدش، سیدجواد حیدری، از عالمان منطقه میبد بودند. بنابراین، پیوند او با دانش دینی و محیط حوزوی، پیش از ورودش به مدرسه علمیه و آغاز تحصیلات رسمی، در فضای خانواده شکل گرفته بود.پیشینه خانوادگی، البته بهتنهایی برای توضیح مسیر زندگی یک فرد کافی نیست. آنچه این میراث را معنادار میکند، چگونگی ادامه دادن آن است. آیتالله حیدری پس از پایان تحصیلات ابتدایی در میبد و یزد، به فراگیری علوم حوزوی روی آورد و در محضر شماری از استادان حوزه علمیه یزد درس خواند. او در سالهای آغازین طلبگی ملبس شد و تبلیغ احکام اسلامی را آغاز کرد؛ مسیری که نشان میدهد آموزش دینی برای او از ابتدا با مسئولیت انتقال آموختهها به جامعه همراه بود.
از مدرسههای یزد تا درسهای نجف
آیتالله حیدری در سالهای تحصیل در یزد از محضر استادانی چون شیخ محمد صدوقی یزدی، علیمحمد علاقهبند، شیخ محمد فلاح، احمد علومی، محمود علومی، میرزا حسن محمودآبادی، ابوالقاسم مناقب، شیخ علیاکبر سعیدی و سیدمحمدباقر مدرسی بهره برد. بخشی از کتاب “لمعه”را نزد شیخ محمد صدوقی یزدی خواند، “حاشیه ملاعبدالله”را از علیمحمد علاقهبند فراگرفت و «انموذج» را نزد شیخ محمد فلاح آموخت.او در سال ۱۳۴۵ برای ادامه تحصیل به عراق رفت و تا سال ۱۳۵۷ در نجف اقامت داشت. حضور در درس خارج فقه امام خمینی و درسهای خارج فقه و اصول آیتالله سیدمحمدباقر صدر، از مهمترین بخشهای دوره تحصیل او بود. حیدری در کنار فراگیری علوم حوزوی، به تدریس نیز اشتغال داشت و از جمله کتاب “معالمالاصول” را درس میداد. این همزمانی تحصیل و تدریس، وجهی از زندگی علمی او را نشان میدهد که در آن، آموختن و آموزش دادن دو مسیر جدا از یکدیگر نبودند.نجف در آن سالها تنها محل تحصیل علوم دینی نبود؛ شهری بود که در آن، درس و بحث حوزوی با تحولات سیاسی و اجتماعی ایران و عراق تلاقی پیدا میکرد. حضور در محضر امام خمینی و آیتالله سیدمحمدباقر صدر، او را با بخشی از مهمترین جریانهای علمی حوزه شیعه در آن دوره پیوند داد. بااینحال، ارزش این سابقه را نباید صرفاً در نام استادان خلاصه کرد؛ اهمیت آن در مسیری است که از فراگیری علوم دینی آغاز شد و با بازگشت به یزد، در قالب تدریس، تبلیغ و ارتباط با مردم ادامه یافت.سالهای نجف همچنین بخشی از خاطرات شخصی او را در خود جای داده بود؛ خاطراتی درباره فضای حوزه، روابط میان طلاب و شخصیتهای علمی آن روزگار. در روایتهای گردآوریشده از زندگی او، از دوستی و همراهیاش با مرحوم سیدمصطفی خمینی نیز یاد شده است.
بازگشت به یزد؛ از دانش حوزوی تا خدمت اجتماعی
آیتالله حیدری در سال ۱۳۵۷ به ایران بازگشت و فعالیتهای تبلیغی و دینی خود را در یزد ادامه داد. او مدتی به قم رفت و از درس خارج آیتالله سیدمحمدرضا موسوی گلپایگانی و سیدعباس خاتم یزدی بهره برد، اما سرانجام به یزد بازگشت و در مسجد شاهطهماسب به اقامه نماز جماعت پرداخت. وعظ، ارشاد، پاسخگویی به مسائل شرعی مردم و کمک به حلوفصل مشکلات آنان، بخشی از فعالیتهایش در سالهای بعد بود.در زندگی حوزوی، گاه فاصلهای میان دانش آموختهشده در کلاس درس و نیازهای روزمره جامعه باقی میماند؛ فاصلهای که تنها با حضور اجتماعی و ارتباط مداوم با مردم کاهش مییابد. آنچه از فعالیتهای آیتالله حیدری نقل شده، نشان میدهد که او کوشیده بود آموختههای حوزوی را در فضای زندگی مردم به کار گیرد. امامت جماعت، پاسخ به پرسشهای شرعی، موعظه و همراهی معنوی با مراجعهکنندگان، شیوههایی بودند که از طریق آنها این پیوند شکل میگرفت.
او همچنین با همراهی مردم و ارادتمندان اهلبیت(ع)، در ساخت چند فاطمیه نقش مؤثری ایفا کرد. این بخش از فعالیتهایش، افزون بر وجه عبادی، نشاندهنده اهمیت فراهم کردن مکانهایی برای گردهمایی مذهبی و استمرار سنتهای دینی در محلهها و اجتماعات محلی است.
اخلاق و مردمداری؛ میراثی فراتر از جایگاه علمی
در پیامهای تسلیت و یادبودهای منتشرشده پس از درگذشت آیتالله سیدعلیرضا حیدری، سادهزیستی، تواضع، صفای باطن، صداقت، بیریایی و ارتباط صمیمانه با مردم از ویژگیهایی است که بیش از دیگر صفات مورد تأکید قرار گرفته است. در کنار این ویژگیها، سالها فعالیت حوزوی، تدریس، تبلیغ معارف اسلامی، اقامه نماز جماعت و خدمت به مردم نیز در بازخوانی زندگی او برجسته شده است؛ مجموعهای که تصویری از عالمی به دست میدهد که جایگاه دینی و علمی خود را با فروتنی و حضور در متن زندگی مردم همراه کرده بود.این تأکیدها، فراتر از توصیفهای معمول در پیامهای تسلیت، بر وجه انسانی و اجتماعی زندگی آسید علیرضا انگشت میگذارند. جایگاه یک عالم دینی تنها با سالهای تحصیل، استادان یا مراتب علمی سنجیده نمیشود؛ شیوه برخورد با مردم، توجه به دغدغههای آنان و همراهی معنوی با کسانی که در دشواریهای زندگی به دنبال راهنمایی و آرامش هستند نیز بخشی از کارنامه اوست. حضور مردم در مراسم تشییع و تأکید بر همین ویژگیها در یادبودهای منتشرشده، نشانههایی از پیوند او با جامعه دینی یزد به دست میدهد؛ پیوندی که در طول سالها و از مسیر فعالیتهای دینی و ارتباط مستمر با مردم شکل گرفته بود.از این منظر، میراث آیتالله حیدری را باید در پیوند میان دانش حوزوی، منش اخلاقی و خدمت اجتماعی او جستوجو کرد. ثبت خاطرات شاگردان، نزدیکان و کسانی که سالها با او معاشرت داشتهاند، میتواند ابعاد بیشتری از این میراث را روشن کند و تصویری مستندتر از زندگی عالمی به دست دهد که نامش در یادبودهای پس از درگذشت، با علم، سادهزیستی و مردمداری همراه شده است.
میراث علمی و اخلاقی؛ چه چیزی باقی میماند؟
آیتالله حیدری در طول زندگی خود در حوزههای علمی و دینی فعالیت کرد، به تدریس پرداخت، تبلیغ معارف اسلامی را ادامه داد و در یزد به اقامه نماز جماعت و ارتباط با مردم مشغول بود. اطلاعات تفصیلی و یکپارچهای درباره شمار شاگردان، آثار مکتوب، تقریرات درسی یا مجموعه درسهای منتشرشده او در دست نیست. ازاینرو، برای ارزیابی دقیق میراث علمی او، لازم است اسناد حوزههای علمیه، دستنوشتهها، یادداشتهای درسی و خاطرات شاگردانش نیز بررسی شود.بااینحال، میراث یک عالم دینی را نمیتوان تنها با کتابهای منتشرشده یا شمار شاگردان سنجید. بخشی از این میراث در دانش منتقلشده به شاگردان، بخشی در شیوه برخورد با مسائل دینی و اجتماعی و بخشی دیگر در خاطره مردمی باقی میماند که در مقاطع حساس زندگی به او رجوع کردهاند. در مورد حیدری، آنچه از روایتهای موجود برمیآید، پیوند میان این سه وجه است: تحصیل و تدریس حوزوی، حضور در فعالیتهای دینی یزد و رابطهای که بر پایه اعتماد و انس با مردم شکل گرفته بود.پاسداشت این میراث نیز به بزرگداشتهای مقطعی محدود نمیشود. گردآوری خاطرات شاگردان و همدورهایهای او، ثبت روایتهای خانواده و نزدیکان، شناسایی درسها و نوشتههای باقیمانده و تدوین زندگینامهای مستند، میتواند به روشنتر شدن ابعاد علمی و اخلاقی او کمک کند. چنین کاری هم از فراموش شدن جزئیات زندگی یک عالم جلوگیری میکند و هم امکان میدهد نسلهای بعد، بهجای مواجهه با مجموعهای از القاب و توصیفهای کلی، با مسیر واقعی زندگی و تجربههای او آشنا شوند.
بدرقه یک عالم؛ فرصتی برای ثبت یک عمر تلاش
آیتالله سیدعلیرضا حیدری، پرورشیافته خانوادهای روحانی در میبد و دانشآموخته حوزههای یزد و نجف، سالهای عمر خود را در مسیر آموزش علوم دینی، تبلیغ معارف اسلامی، اقامه نماز جماعت و فعالیتهای دینی و اجتماعی در یزد سپری کرد. پس از درگذشت او، پیامهای تسلیت و یادبودها بیش از هر چیز بر سادهزیستی، تواضع، صداقت و ارتباط صمیمانهاش با مردم تأکید داشتند؛ ویژگیهایی که در کنار سوابق علمی و فعالیتهای دینی، تصویری از منش و کارنامه او به دست میدهند.اما شناخت زندگی یک
رضا هاشمی زاده: عالم دینی به مرور سالهای تحصیل و برشمردن مسئولیتهایش محدود نمیشود. آنچه این کارنامه را روشنتر میکند، روایت کسانی است که سالها با او معاشرت داشتهاند؛ شاگردانی که از شیوه تدریسش میگویند، همکارانی که فعالیتهای علمی و دینی او را به یاد دارند و مردمی که تجربه دیدار و ارتباط با او را در خاطر نگه داشتهاند. کنار هم قرار گرفتن این روایتها میتواند ابعاد کمتر گفتهشده زندگی او را آشکار کند.اکنون که آیتالله سیدعلیرضا حیدری در میان مردم نیست، ثبت دقیق سوابق علمی، فعالیتهای دینی و خاطرات نزدیکان و همراهانش ضرورتی دوچندان دارد. پیامهای تسلیت و مراسم بدرقه، نشانههایی از جایگاه او در جامعه دینی یزد به دست میدهند؛ اما برای ترسیم تصویری کاملتر، باید از توصیفهای کلی فراتر رفت و جزئیات یک عمر فعالیت و خدمت را ثبت کرد. چنین کاری، هم به شناخت دقیقتر کارنامه او کمک میکند و هم بخشی از حافظه دینی و اجتماعی یزد را برای نسلهای آینده محفوظ نگه میدارد.
