داود پاک طینت*
در جهانی زیست می کنیم که تهدیدات از چهرهای ثابت برخوردار نیستند و دامنه گستردهای از اختلالات سایبری تا بحرانهای زیستمحیطی، از نشت اطلاعات تا اختلال در زنجیره تأمین دارند.
در چنین شرایطی چاره ای نداریم که پدافند غیرعامل را از رویکردهای سنتی عبور دهیم و به مدیریت هوشمند تهدیدات فکر کنیم.
مدیریت هوشمند را اهل فن، استفاده از داده، تحلیل و فناوری برای پیشبینی، شناسایی و کاهش آسیبها دانسته اند و تاکید کرده اند، این نوع مدیریت نیازمند زیرساختهای دیجیتال، سامانههای پایش لحظهای و الگوریتمهایی است که بتوانند الگوهای خطر را تشخیص دهند.
نویسنده این سطور، بر اهمیت ابزارها واقف است ولی معتقد است مهمتر از ابزار، نگاه انسانی و مشارکتپذیر به امنیت است.

در استانی مانند یزد، که هم بافت تاریخی دارد و هم ظرفیت صنعتی، ترکیب فناوری با آگاهی اجتماعی میتواند مسیر جدیدی برای پدافند غیرعامل باز کند. مثلاً استفاده از حسگرهای محیطی برای پایش کیفیت هوا، یا طراحی اپلیکیشنهای محلی برای اطلاعرسانی در مواقع اضطراری، نمونههایی از این مدیریت هوشمند هستند.
از طرفی تجربه نشان داده است که عدم انسجام بین نهادها، مردم و داده ها ضربه های بیشتری را به ما زده است تا نبود ابزارهای فناورانه هوشمند.
زیرا هنوز در فراگیر شدن این فرهنگ که اطلاعات بهموقع، قابل اعتماد و قابل استفاده باید در اختیار همگان باشد و فقط ویژه افراد خاص و مدیران ارشد نیست، مشکل داریم.
و هنوز به نقش شهروندان در فرآیند پدافند غیرعامل یا واقف نیستیم یا بنا به محاسبات غلط، حضور جدی مردم در صحنه را (به علت ضرورت دادن برخی اطلاعات به ایشان) مضرتر از نبودشان می دانیم و زمینه حضور مردم را در مدیریت هوشمند تهدیدات فراهم نمی کنیم. غافل از آنکه اگر مردم آموزش ببینند و ابزارهای مناسب در اختیار داشته باشند، میتوانند نخستین حلقه تشخیص و واکنش باشند. این یعنی طراحی سامانههایی که مشارکت عمومی را تسهیل کنند.
در هفته پدافند غیرعامل، می توان درباره آینده امنیت شهری گفتوگو کرد و آیندهای را ترسیم کرد که در آن با وجود تهدیدات ناشناخته، آمادگی ما شناختهشده، هوشمند و قابل اتکا باشد.
*دانش آموخته علوم ارتباطات اجتماعی