روایت زندگی و درگذشت شهادت گونه مهدی اسحاقی، راوی فرهنگ و هویت ایران:
نام زندهیاد مهدی اسحاقی، روزنامهنگار، عکاس و فعال فرهنگی، با اقدامی انساندوستانه بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته است؛ چهرهای که عمر خود را صرف روایت فرهنگ، هنر، میراثفرهنگی و هویت ایرانی کرد و پس از درگذشت نیز با اهدای نسوج پیوندی، به استمرار زندگی در کالبد دیگران یاری رساند.
زندگی و کارنامه زندهیاد مهدی اسحاقی، روزنامهنگار، عکاس و فعال حوزه فرهنگ و هنر، روایتی از تعهد، مسئولیت اجتماعی و عشق به هویت ایرانی است؛ شخصیتی که از دل کویر تاریخی ابرکوه برخاست و طی بیش از یک دهه فعالیت رسانهای، بخشی از تاریخ معاصر فرهنگ و هنر ایران را در قاب دوربین و سطرهای ماندگار مطبوعات ثبت کرد.
مهدی اسحاقی دهم شهریورماه ۱۳۵۰ در شهر تاریخی ابرکوه، از کهنترین زیستگاههای ایران، چشم به جهان گشود. علاقه عمیق او به موسیقی سنتی ایرانی از سالهای نوجوانی شکل گرفت و فراگیری ساز سنتور و آواز ایرانی، نخستین گامهای او در مسیر فعالیتهای فرهنگی و هنری بود.
او در سال ۱۳۷۲ و در حالی که تنها ۲۲ سال داشت، با انگیزهای مثالزدنی برای گسترش دسترسی به منابع فرهنگی در مناطق کمتر برخوردار، با همراهی برادر خود نمایندگی رسمی روزنامه همشهری را در شهرستان ابرکوه راهاندازی کرد. توزیع روزنامه همشهری و ضمیمه پرمخاطب «آفتابگردان» در شهر و روستاهای اطراف، سالها با مدیریت و تلاش خانواده اسحاقی ادامه یافت و نقش مؤثری در ارتقای آگاهی عمومی و توسعه فرهنگی منطقه ایفا کرد.
توانمندی حرفهای و پشتکار او در عرصه روزنامهنگاری، زمینه دعوتش به تهران را فراهم ساخت و از سال ۱۳۷۳ فعالیت رسمی خود را به عنوان خبرنگار حوزههای اجتماعی، فرهنگ، هنر و میراثفرهنگی آغاز کرد.
او طی یک دهه فعالیت مستمر در مطبوعات کشور، افزون بر همکاری گسترده با روزنامه همشهری و ضمیمه آفتابگردان، با نشریات شناختهشدهای همچون جامعه، سلام، زن روز، دنیای اقتصاد و عصر شیراز نیز همکاری داشت.
ثبت بخشی از حافظه فرهنگی ایران
زندهیاد اسحاقی در دوران فعالیت حرفهای خود با بسیاری از برجستهترین چهرههای هنر، موسیقی، ادبیات و ورزش ایران به گفتوگو نشست و مجموعهای ارزشمند از مصاحبهها و گزارشهای تخصصی را به یادگار گذاشت.
گفتوگو با استادان نامداری همچون جلیل شهناز، پرویز مشکاتیان، ایرج بسطامی، علیرضا افتخاری، محمد موسوی، حسین بهروزینیا، سیما بینا، ثریا قاسمی، کیوان ساکت، محمدعلی کیانینژاد، مسعود حبیبی و جمعی دیگر از چهرههای تأثیرگذار فرهنگ و هنر ایران، بخشی از کارنامه حرفهای او را تشکیل میدهد. همچنین مصاحبه با نامآوران ورزش ایران از جمله ناصر حجازی و ایرج داناییفرد، بر غنای این میراث رسانهای افزوده است.
وی در کنار فعالیتهای خبری، اهتمام ویژهای به معرفی ظرفیتهای تاریخی و فرهنگی ایران، بهویژه آثار و بناهای ارزشمند استان یزد و شهرستان تاریخی ابرکوه داشت و با تولید گزارشها و مستندهای متعدد، در معرفی این میراث به مخاطبان داخلی و خارجی نقشآفرینی کرد.
اسحاقی همچنین در حوزه توسعه گردشگری، پاسداشت میراثفرهنگی ناملموس، آموزش هنرهای سنتی، صنایعدستی و موسیقی ایرانی فعالیتهای گستردهای انجام داد و همواره از فرهنگ به عنوان ابزاری برای توسعه پایدار و تقویت هویت ملی یاد میکرد.
تداوم فعالیتهای فرهنگی در فراتر از مرزها
وی پس از مدتی راهی اروپا شد؛ اما مهاجرت هرگز او را از دغدغههای فرهنگیاش دور نکرد. او در دوران اقامت خارج از کشور، با همکاری برادر خود و جمعی از هنرمندان، گروه هنری و موسیقایی «نای» را شکل داد و مدیریت و برنامهریزی چندین کنسرت موسیقی اصیل ایرانی، کارگاههای آموزشی موسیقی، شعر و ادبیات فارسی را در اروپا و آسیا بر عهده گرفت.
پس از سالها دوری از وطن، به ایران بازگشت و فعالیتهای فرهنگی خود را از مسیرهای تازه ادامه داد. تأسیس مؤسسه فرهنگی ـ هنری «تندیس سرو و سایه» و «گروه مشاوره ست» بخشی از تلاشهای او برای صیانت و توسعه میراثفرهنگی ناملموس و تقویت فعالیتهای فرهنگی و هنری در کشور بود.
پایانی تلخ و آغاز زندگی برای دیگران
سرنوشت اما روایتی دیگر برای این فعال فرهنگی رقم زد. زندهیاد مهدی اسحاقی پس از آخرین دیدار با پدر و مادر خود در ابرکوه و بازگشت به تهران، شامگاه شنبه ۲۳ اسفندماه ۱۴۰۴، ساعاتی پس از حضور در محل کار، بر اثر حادثه نشت گاز ناشی از پیامدهای انفجارهای جنگی، جان خود را از دست داد.
به گزارش میراثآریا، در روزهایی که خانواده، دوستان و جامعه فرهنگی کشور در سوگ فقدان او به سر میبردند، تصمیمی انساندوستانه، نام او را در جایگاهی ماندگارتر قرار داد. با پیشنهاد مرکز پزشکی قانونی و موافقت خانواده، نسوج پیوندی آن مرحوم به بیماران نیازمند اهدا شد؛ اقدامی که بعدها مشخص شد با اراده و خواست قلبی خود او نیز همسو بوده است، چرا که یک سال پیش از درگذشت، در سامانه اهدای عضو ثبتنام کرده و کارت اهدای عضو دریافت کرده بود.
پیکر این روزنامهنگار و هنرمند فقید همزمان با ماه مبارک رمضان، در میان اندوه گسترده خانواده، دوستان، همکاران و مردم فرهنگدوست ابرکوه در زادگاهش به خاک سپرده شد.

میراثی که ادامه دارد
اگرچه مهدی اسحاقی از میان ما رفته است، اما میراثفرهنگی و انسانی او همچنان زنده و جاری است. در همین راستا، مجموعه مصاحبهها و آثار ارزشمند وی با هنرمندان، ورزشکاران و چهرههای فرهنگی دهههای هفتاد و هشتاد، به کوشش محمدصادق اسحاقی در حال گردآوری و تدوین است تا در قالب کتابی یادبود منتشر شود.
همچنین خانواده، دوستان و همراهان او در تدارک برگزاری مجموعهای از رویدادهای فرهنگی از جمله شبهای شعر فارسی و اجرای موسیقی اصیل ایرانی در شهرستان تاریخی ابرکوه هستند؛ برنامههایی که با هدف پاسداشت یاد و نام این فعال فرهنگی و استمرار راهی که او برای اعتلای فرهنگ و هنر ایران پیمود، برگزار خواهد شد.
پیگیری ها برای نامگذاری خیابان و یا مکانی به نام این روزنامه نگار حوزه فرهنگ که هم در اثر عوارض بمباران جنگ ۴۰ روزه جان باخته است و هم اعضای بدن وی نیز با اهدا، زندگی بخش شده توسط برخی مسئولان و فعالان فرهنگی و اجتماعی ادامه دارد که امید است جهت الگو ماندن این افراد و زنده نگه داشتن یاد و خاطره آنها به نتیجه برسد.
در حالیکه مسئولان فرهنگی و اجتماعی این وعده را داده اند؛ خانواده و دوستان وی امیدوارند پیگیری برای نامگذاری خیابان و یا مکان و معبری به نام “مهدی اسحاقی” به نتیجه برسد.