جدیدترین ها

کپی لینک
کد خبر: 27566

آنان که جان خود را در تیر اقتدار ایران نهادند

محمد شاکر اردکانی*

ملت‌ها با افسانه‌های خود زندگی نمی‌کنند؛ با آرمان‌هایی زندگی می‌کنند که آن افسانه‌ها در جانشان می‌کارند. در حافظه اساطیری ایران، آرش کمانگیر تنها یک تیرانداز نیست؛ او تصویر مردی است که در واپسین لحظه‌های سرنوشت یک ملت، همه هستی خویش را در تیر نهاد.

 روایت‌های کهن می‌گویند هنگامی که قرار شد مرز ایران و توران با پرواز یک تیر مشخص شود، آرش می‌دانست که بهای این پرتاب، جان او خواهد بود. با این همه، کمان را به دست گرفت، بر بلندای کوه ایستاد و تیر را رها کرد. تیر رفت و مرز ایران را رقم زد؛ اما آرش نیز با همان تیر، تمام وجود خود را به ایران بخشید.

عظمت آرش در قدرت بازوی او نبود؛ در این بود که می‌دانست پس از رها شدن تیر، دیگر بازگشتی درکار نخواهد بود. و چه شگفت که این روایت کهن، هنوز در سرزمین ما تکرار می‌شود.

در روزگار ما نیز مردانی بودند که کنار لانچرها ایستادند؛ مردانی که به خوبی می‌دانستند با آغاز مأموریت، با روشن شدن سامانه‌ها و با رها شدن موشک‌ها، خود به نخستین هدف دشمن تبدیل خواهند شد. آنان نیز همچون آرش، از سرنوشت پیش روی خود بی‌خبر نبودند. خطر را می‌شناختند، مرگ را می‌دیدند و با این حال، قدمی از انجام وظیفه عقب ننشستند.

آرش تیر خود را برای تعیین مرزهای ایران رها کرد؛ اما این آرش‌های معاصر، موشک‌های خود را برای تعیین مرزهای اقتدار ایران به پرواز درآوردند. اگر آن تیر، جغرافیای ایران را از توران جدا کرد، این شلیک‌ها نیز مرز میان اقتدار یک ملت و طمع دشمنانش را آشکار ساخت.

در اسطوره‌های ما آمده است که پس از پرواز تیر، پیکر آرش تاب آن فداکاری عظیم را نیاورد و از هم گسست؛ گویی همه جان او در تیر دمیده شده بود. در روزگار ما نیز برخی از این فرزندان رشید ایران، پس از انجام مأموریت، آماج آتش دشمن شدند. جسم‌هایشان آسیب دید، اما اراده‌شان هرگز نشکست. آنان پیش از آنکه دشمن به سراغشان بیاید، تصمیم خود را گرفته بودند؛ همان تصمیمی که آرش بر فراز کوه گرفته بود: «ایران باید بماند، حتی اگر من نمانم.»راز جاودانگی آرش نیز همین بود. نه تیر او جاودانه شد و نه کمانش؛ آنچه جاودانه ماند، روح ایثار او بود. همان روحی که در لحظه‌های دشوار تاریخ ایران، در کالبد مردان این سرزمین حلول می‌کند و آنان را به سوی میدان‌های خطر می‌کشاند.

امروز هرگاه از لانچرزن‌ها و اپراتورهای سامانه‌های موشکی سخن می‌گوییم، از سربازانی حرف می‌زنیم که جان خویش را در تیر اقتدار ایران نهادند. مردانی که شاید نام بسیاری از آنان هرگز بر سر زبان‌ها نیفتد، اما امنیت امروز ایران، آرامش خانواده‌های ایرانی و سربلندی پرچم سه‌رنگ این سرزمین، وامدار شجاعت و ازخودگذشتگی آنان است.

آنان به جهانیان فهماندند که مرز ایران تنها بر روی نقشه‌ها ترسیم نمی‌شود؛ مرز ایران آنجاست که اراده فرزندانش برای دفاع از وطن ایستاده است. آنجاست که مردی جان خویش را در مأموریت می‌نهد تا ملتش سرافراز بماند. آنجاست که بیشه شیران آغاز می‌شود. امروز یک ملت، با احترام و افتخار، در برابر این آرش‌های لانچرزن سرتعظیم فرود می‌آورد؛ مردانی که تیر اقتدار ایران را رها کردند و با ایثار خویش، مرزهای قدرت، عزت و بازدارندگی این سرزمین را تا دورترین افق‌ها امتداد دادند.

درود بر آرش‌های لانچرزن؛ آنان که جان خود را در تیر اقتدار ایران نهادند و نام خویش را در کنار همه قهرمانان جاودان این سرزمین ثبت کردند.

*حقوقدان

اشتراک گذاری:

دیدگاه

تعداد دیدگاه‌ها: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *