جدیدترین ها

کپی لینک
کد خبر: 25735

کم آبی یزد را چرا جدی نمی گیرید؟!

مهدی دهقان منشادی

یزد یک شهر خشک و کم آب است و هر قطره آب برای این شهر حکم جواهر دارد. کاش یکی پیدا می‌شد تا به شهردار، مجموعه شهرداری و شورای اسلامی شهر یزد یادآوری کند که یزد در فلاتِ خشک و کم آبِ مرکزی ایران و در کمربند خشک و بیابانی جهان قرار گرفته و سال‌هاست که الگوهای اقلیمی سرِ سازگاری با آن را نداشته‌اند، لاجرم خشکسالی‌ها مدام از پی هم می‌آیند و فلات مرکزی ایران و یزد را تشنه‌تر و کم آب‌تر ساخته و تر‌سالی یک افسانه شده است. یزد یک شهر خشک و بیابانی است که به مدیریت شهری خاص مناطق بیابانی احتیاج دارد و شهرداری را می‌خواهد که پاسبان و قدردان آب باشد. اگر این مجموعه مدیریت که اداره شهر میراث جهانی را مال خود کرده است، به هشدارهای دستگاه‌های دولتی که شاید هم‌طیف سیاسی آن نباشند، بی توجه و بی اعتماد است لااقل به هشدارهای هواشناسی صدا و سیما گوش کند تا متوجه شود میزان نامهربانی اقلیم نسبت به این خطه و خست بارندگی‌ها تا چه حد است. در سال‌های اخیر میزان بارش اکثر استان‌های کشور به ویژه یزد از میانگین بارش‌های بلند مدت کمتر بوده و متاسفانه این روند ادامه دارد تا مجموعه این سرزمین را با چالش ناپایداری گسترده‌ای روبرو سازد. در شرایطی که آسمان بارانش را از زمین یزد دریغ می‌دارد و صنایع و معادن و دیگر فعالیت‌های انسانی چون زالویی تشنه، آب را به طور بی رویه از سفره‌های زیرزمینی یزد می‌مکند و آب‌های انتقالی خارج از حوضه هم خود با بحران مواجه شده ‌است، یزد روز به روز  بی آب‌تر خواهد شد و بحران عظیمی در راه خواهد بود.

از مدیریت شهر میراث جهانی انتظار می‌رود بحران خشکسالی و کم آبی متوالی را لااقل به خاطر شهروندان اقلیتی که به شورای پشتیبان آن رای داده‌اند درک کرده و مدیریت و بهره‌وری آب و تبلیغات برای مصرف بهینه آب را اساس فعالیت‌های خود قرار دهد. در حالی‌که جذب و نگهداری هرقطره آب برای حیات شهر اهمیت بسیار زیادی دارد اما سطوح و معابر شهری یزد در صورت وقوع بارش به جای فرستادن رواناب به زیرِ زمین، آنها را یکجا جمع کرده و به تبخیر حجم زیادی از آب منجر می‌شوند. متاسفانه در عصر روش‌های فناورانه و بهره‌ورانه آبیاری، هنوز چاهای شهرداری غرغر کنان آب را به تانکرهای شهرداری منتقل می‌کنند و تانکرها هم با طمانینه و لمپرزنان در خیابان‌های شهر حرکت کرده و رد پررنگی از آب را پشت سر خود بر جای می‌گذارند و در مقصد خود آب را به گونه‌ای غرقابی بر پای درختان جاری می‌سازند که مقدار زیادی از آن همان ابتدا تبخیر و هدر می‌رود. انتظار می‌رفت شهر میراث جهانی که اخیرا به عنوان شهر جهانی طلا و زیورالات سنتی به ثبت رسیده است قدر دان گوهر آب نیز می‌بود و مدیریت نمونه شهر بیابانی را نیز در پیش می‌گرفت و هزینه‌های هنگفتی را که صرف تبلیغات ایدئولوژیکی کم فایده بر روی بیلبورهای سطح شهر می‌کند صرف فرهنگ سازی برای مصرف بهینه آب و روش‌های نوین آبیاری فضای سبز کند تا بهره‌وری مصرف آب در شهر میراث جهانی یزد افزایش یابد.

شهری که در طول تاریخ طولانی خود با چالش آب و همزیستی با کویر دست و پنجه نرم کرده و هزاران مقنی جان بر کف آب را به وسیله فناوری هوشمندانه قنات از زیر زمین به سطح آن هدایت کرده بودند تا حیات مردمان آن تداوم یابد هنوز نام هیچ خیابان مهمی را به نام آب، قنات، مقنی و … نامگذاری نکرده است تا اهمیت آب و آبادانی را به شهروندان خود گوشزد کند. نامگذاری مکان‌ها و میادین و معابر شهر یزد با عناوین مذهبی و ایدئولوژیکی و بی توجهی این نامگذاری‌ها به عنصر آب که نماد آبادانی برای شهروندان است نشان می‌دهد مدیریت شهری یزد رسالت خود را برای آخرت سازی شهروندان قرار داده است تا برای دنیا سازی آنها. خداوند در آیه 30 سوره انبیا متذکر شده است که هرچیز زنده‌ای را از آب آفریده است و همه آفریده‌ها و نعمت‌ها باید دست در دست هم بگذارند تا انسان را به تعالی نزدیک کنند چنان که در شعر استاد شفیعی کدکنی آمده است: آدمی را آب و نانی باید و آنگاه آوازی… و سپس شوق پرواز، که همان کمال است و تعالی و زیر سازی برای رسیدن به بهشت.. . در شرایطی که مدیریت شهر جهانی یزد و یکی از خشک‌ترین شهرهای دنیا به مفهوم دقیق آیه فوق پی نبرده و نمی‌داند که تعالی از آب زاده می‌شود، مردم باید خود نجات دهنده خود باشند و به عمق بحران خشکسالی و کم آبی پی ببرند. در سکوت بیلبوردهای تبلیغاتی و اقدامات بهره‌ورانه آب توسط شهرداری که شایسته بود همه در درجه اول غم آب و حیات شهروندان را داشته باشند و سپس دغدغه آخرت و بهشتی نمودن آنها، لازم است در شبکه‌های اجتماعی و توسط نهادهای مردمی، کمپین و نهضت‌هایی برای گرامیداشت و قدر دانستن گوهر آب به راه انداخت و شهروندان به «آب‌بان»هایی تبدیل شوند که خود درمانگر بحران پیش روی خود هستند. «آب‌بانی» خانگی می‌تواند شامل ساده‌ترین اقدامات مانند استفاده از آب حاصل از شستشوی میوه و سبزیجات برای آبیاری گلدان و باغچه، استفاده نکردن از شلنگ آب به جای جارو، تمیز کردن خودروها با پارچه خیس-نه با فشار آب-، ذخیره کردن آب سرد لوله‌ آب گرم حمام در بطری‌ و دبه و استفاده آن در موارد دیگر (در هر بار حمام کردن حدود پنج تا ده لیتر آب سرد مسیر لوله به هدر می‌رود تا آب گرم از شیر خارج شود) باشد. شهرداری یزد گویا در خوانش الفبای توسعه، به جای اینکه «آ» را معادل آب و آبادانی برای زندگی شهروندان بداند، به هیجی کردن آخرت آنها مشغول است. شهروندان یزدی با الگو گرفتن از پدران و نیاکان خود در پاسبانی آب و با اقدامات آب بانانه خود می‌توانند الگویی جهانی شوند و این الگو شدن خود می‌تواند مدیریت شهر میراث جهانی را از خواب غفلت بیدار نماید. باشد که این خواب غفلت، چرت عصر گاهی در زیر سایه‌های بنای خشتی باشد که با تلنگری به هوشیاری بدل شود.

اشتراک گذاری:

دیدگاه

تعداد دیدگاه‌ها: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *