جدیدترین ها

کپی لینک
کد خبر: 23387

«کانون‌های تفکر» ارتش فکری برای مدیران استان هستند

مهدی حجازی مهریزی: شرایط کنونی جامعه در ابعاد داخلی و خارجی موید آن است که امروزه بخش‌های اقتصادی و حاکمیتی، بیش از پیش نیازمند پشتیبانی فکری از سوی ایده‌پردازان و اصحاب اندیشه‌اند. رفع چنین نیازی، به روش‌های متفاوتی امکان‌پذیر است؛ اما کانون‌های تفکر به عنوان یکی از مولفه‌های قدرت نرم در میان سایر روش‌ها در اولویت‌اند. کانون‌ها با تحرک‌بخشی در ایده‌ها؛ نقش اساسی در فرایندهای سیاست‌گذاری دارند. علاوه بر آن، به صورت مستقل به طیف وسیعی از مسایل روز و آینده‌ جامعه می‌پردازند و نظام حاکمیتی را در تصمیم‌گیری متناسب با زمان، کمک می‌کنند

پژوهشگر یزد با انتقاد از تعطیلی «کانون های تفکر دانشگاه» در دولت سیزدهم:

  • مهدی حجازی مهریزی: شرایط کنونی جامعه در ابعاد داخلی و خارجی موید آن است که امروزه بخش‌های اقتصادی و حاکمیتی، بیش از پیش نیازمند پشتیبانی فکری از سوی ایده‌پردازان و اصحاب اندیشه‌اند. رفع چنین نیازی، به روش‌های متفاوتی امکان‌پذیر است؛ اما کانون‌های تفکر به عنوان یکی از مولفه‌های قدرت نرم در میان سایر روش‌ها در اولویت‌اند. کانون‌ها با تحرک‌بخشی در ایده‌ها؛ نقش اساسی در فرایندهای سیاست‌گذاری دارند. علاوه بر آن، به صورت مستقل به طیف وسیعی از مسایل روز و آینده‌ جامعه می‌پردازند و نظام حاکمیتی را در تصمیم‌گیری متناسب با زمان، کمک می‌کنند
  • در سال‌های 1395 تا 1397، با ابتکار برخی از صاحب‌نظران و اندیشمندان، پنج کانون تفکر در حوزه‌های شهر هوشمند، آب، اقتصاد، سلامت اجتماعی و گردشگری با مشارکت جمعی از اعضای هیات ‌علمی دانشگاه‌های استان با محوریت دانشگاه یزد آغاز بکار نمود. در مجموع و به‌رغم انتقاداتی که برکانون‌های تفکر وارد است، می‌توان عملکردشان را مثبت ارزیابی کرد. اما این کانون‌ها در آستانه‌ تاثیرگذاری در فرایند‌های تصمیم‌گیری، فعالیتشان در دولت سیزدهم در استان، به صورت کامل متوقف شد
  • کانون‌های تفکر ارتش فکری استان محسوب شده و در حالی که استان با چالش‌هایی پیچیده روبه‌رو است، می‌تواند از ظرفیت آنان بدون سوگیری شناختی استفاده نماید. شاید بدین طریق این نهادهای غیردولتی بتوانند پذیرای نقش واسطه‌ی میان دولت و مردم برای اعتمادآفرینی و ایجاد وفاق در گفت‌وگوهای سیاستی باشند بنابراین هرچه زودتر باید احیا شوند

مهدی حجازی مهریزی/ شرایط کنونی جامعه در ابعاد داخلی و خارجی موید آن است که امروزه بخش‌های اقتصادی و حاکمیتی، بیش از پیش نیازمند پشتیبانی فکری از سوی ایده‌پردازان و اصحاب اندیشه‌اند. رفع چنین نیازی، به روش‌های متفاوتی امکان‌پذیر است؛ اما کانون‌های تفکر به عنوان یکی از مولفه‌های قدرت نرم در میان سایر روش‌ها در اولویت‌اند. کانون‌ها با تحرک‌بخشی در ایده‌ها؛ نقش اساسی در فرایندهای سیاست‌گذاری دارند. علاوه بر آن، به صورت مستقل (‌به‌دور از بروکراسی و قالب‌های رسمی)، به طیف وسیعی از مسایل روز و آینده‌ی جامعه می‌پردازند و نظام حاکمیتی را در تصمیم‌گیری متناسب با زمان، کمک می‌کنند. خلق، پرورش، بومی‌سازی و ارایه‌ی ایده‌های نو و زمینه‌سازی برای بهره‌برداری حاکمیت از فرصت‌های جدید از مهم‌ترین کارکردهای کانون‌های تفکر است. بنابراین می‌توان آن‌ها را مکمل مشاوره‌های فردی در بخش‌های حاکمیتی تلقی کرد.

ضرورت چنین امری برای استان یزد با ویژگی‌های تقریبا منحصر به‌فرد، بیشتر است. به همین دلیل در سال‌های 1395 تا 1397،  با ابتکار برخی از صاحب‌نظران و اندیشمندان، پنج کانون تفکر در حوزه‌های شهر هوشمند، آب، اقتصاد، سلامت اجتماعی و گردشگری با مشارکت جمعی از اعضای هیات ‌علمی دانشگاه‌های استان با محوریت دانشگاه یزد آغاز بکار نمود. در مجموع و به‌رغم انتقاداتی که برکانون‌های تفکر وارد است، می‌توان عملکردشان را مثبت ارزیابی کرد. حتی اگر برخی از صاحب‌منصبان همکاری می‌کردند، می‌توانست منشا بسیاری از تحولاتی باشد که استان در قالب اسنادی نظیر یزد نوین، یزد بهره‌ور، یزد فن‌آور و به تازگی یزد پایدار درصدد دستیابی بدان است. اما با همه‌ی فراز و فرودها و در زمانی که رفته‌رفته، این کانون‌ها در آستانه‌ی تاثیرگذاری در فرایند‌های تصمیم‌گیری بودند؛ فعالیت‌اشان پس از تغییر و تحولات مدیریتی دولت سیزدهم در استان، با یا بدون تدبیر به صورت کامل متوقف شد.

این‌ که چنین توقفی آن‌هم در شرایطی که تمام ارکان حاکمیت بر تغییر رویکرد استان به دانش‌محوری تاکید داشتند؛  مبتنی بر چه استدلالی بود؟ و آیا اساسا استدلالی در ورای چنین تصمیمی، نقش داشته یا خیر؟ هر چند قابل بحث است؛ اما در این مقال نمی‌گنجد. با این حال به‌طور قطع می‌توان بیان کرد یکی از بهترین سازوکارهای تحقق چشم‌انداز و اهداف برنامه‌ی هفتم و اسناد توسعه‌ای استان که حداقل در ظاهر، همه به اجرای آن  باور دارند، احیای مجدد کانون‌های تفکر با رفع برخی کژکارکردهای دوره‌های پیشین است. بنابراین در صورت خواست قلبی حاکمیت در استان برای احیای کانون‌ها، لازم است چند اقدام اجرایی شود:

اولین اقدام آن است که کانون‌های تفکر برای حفظ جایگاه و نقش خود در جامعه و فرایند سیاست‌گذاری باید به اصولی هم‌چون استقلال مالی، فکری و حقوقی و هم‌چنین عینیت و کیفیت پژوهش پای‌بند باشند و صرفا به تایید دیدگاه‌های اصحاب قدرت و صاحب‌منصبان حاکمیتی نپردازند. به عبارتی لازمه‌ی اثرگذاری کانون‌های تفکر، توجه به تفکر خلاق در مقابل تفکر خودکار است. در این راستا ضرورت دارد  نمایندگان کانون‌های تفکر در مراجع و مجامع استانی اعم از ستادها، کارگروه‌ها، شوراها و … عضو شده و هم‌زمان حاکمیت استان، فرایندی را طراحی کند تا  تصمیم‌سازان یا تصمیم‌گیران مکلف به  بهره‌گیری از مشاوره‌های نخبگانی این نهادهای غیردولتی گردند. بی‌گمان تنها در این صورت انگیزه و علاقه‌ی آن‌ها برای ارایه‌ی آخرین دستاوردهای پژوهشی عمل‌گرا تقویت شده و برکات آن در سیاست‌ها و راهبردها، عینیت می‌یابد. از طرفی نهادهای تصمیم‎گیری، بدون نیاز به انتصاب مشاوران، دستیاران و یا دیگران عناوین دهان‌پرکن در حوزه‌های مختلف، خواهند توانست از یک اندیشه‌ی‌ انباشته، بهره‌مند شده و به‌دلیل جمع‌سپاری راهبردهای پیشنهادی، از اریب‌های معمول در مشاوره‌های فردی(ناشی از تضاد منافع) برحذر باشند.

دومین اقدام در این زمینه، تعریف کانون‌های تفکر تخصصی مبتنی بر بحران‌های شناسایی‌شده‌ استان و محورهای چشم‌اندازی آن است. از طرفی فراگیرنمودن‌ اعضای آنها با ترکیبی از نخبگان و اعضای هیات علمی مراکز دانشگاهی و هم‌زمان مدیران مراکز حاکمیتی موردتوجه قرار گیرد.

سومین اقدام مدنظر آن است که کانون‌های تفکر استان، باید نقش پیونددهندهگی جهان اندیشه‌ها و جهان سیاست را ایفا نمایند. به عبارتی نه به کار پژوهشی صرف مشغول شده و ارتباط خود را با سیاست قطع کنند و نه با نزدیک شدن بیش از حد به جریان‌های سیاسی از کارهای پژوهشی بنیادین غافل شوند. موضوعی که در دوره‌های پیشین فعالیت کانون‌ها محل انتقاد بود.  تنها در این صورت، کانون‌ها می‌توانند یافته‌های مطالعات بنیادین را به گزینه‌های سیاستی و راهبردی برای سیاستمداران ترجمه کنند.

به هر صورت، کانون‌های تفکر ارتش فکری استان محسوب شده و در حالی که استان با چالش‌هایی پیچیده روبه‌رو است، می‌تواند از ظرفیت آنان بدون سوگیری شناختی استفاده نماید. شاید بدین طریق این نهادهای غیردولتی بتوانند پذیرای نقش واسطه‌ی میان دولت و مردم برای اعتمادآفرینی و ایجاد وفاق در گفت‌وگوهای سیاستی باشند.

اشتراک گذاری:

دیدگاه

تعداد دیدگاه‌ها: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *