معاون صنایع دستی اداره کل میراث فرهنگی یزد :
مردم یزد- در میان انبوه هنرهای سنتی یزد، بسیاری از رشتههای صنایعدستی یا به فراموشی سپرده شدهاند یا تنها در حافظه استادکارانی کهنسال باقی ماندهاند؛ استادانی که با دستانی پر تجربه، آخرین حافظان این میراثاند. اما آیا میتوان این هنرهای رو به فراموشی را دوباره به زندگی امروز بازگرداند؟ هنرهایی که زمانی در دل زندگی مردم جریان داشتند، امروز بیشتر به کالاهایی لوکس و تزیینی تبدیل شدهاند.
عبدالمجید عربی، معاون صنایعدستی اداره کل میراث فرهنگی یزد، در گفتوگو با مردم یزد میگوید:
«هنر صنایعدستی میتواند ادامه پیدا کند، اما این تداوم از گذشته به آینده، یکباره و بدون پیوند نیست. سبک و نقشهای قدیم ممکن است دیگر کاربرد نداشته باشند، اما از دل همان سبکها، نمونههای جدیدی پدید میآید که با نیاز امروز هماهنگاند.»
او صنایعدستی را تلفیقی از تفکر، فرهنگ، ذوق و کار دست میداند؛ هنری که گرچه میتواند با کمک ابزار مدرن سادهتر شود، اما جوهرهاش همچنان به نیروی خلاق انسان وابسته است.
عربی با اشاره به هنرهایی که در شهرها و روستاهای یزد به فراموشی رفتهاند، میگوید: «رشتههایی مانند گیوهبافی، چلنگری یا خورجینبافی در بسیاری از مناطق استان از بین رفتهاند. این یک روند طبیعی است، چرا که برخی صنایع دستی با تغییر نیازهای مردم، دیگر جایگاهی در زندگی روزمره ندارند.»
معاون صنایع دستی اداره میراث فرهنگی با اشاره به اینکه صنایع دستی روزی ابزار زندگی محسوب میشدند اظهار کرد: «تغییر روش زندگی و روشهای نوین چه به لحاظ زندگی و یا به لحاظ اینکه برخی وسایل نمیتواند توقعات مردم را برآورده کند، قاعدتاً از زندگی مردم حذف شدند، به طور مثال میتوانیم به خورجین بافی اشاره کنیم.» او ادامه میدهد:
«خورجین در گذشته روی چهارپایان، سپس روی دوچرخه و حتی موتورسیکلتها استفاده میشد. اما امروز دیگر مردم به آن نیاز ندارند و بههمین دلیل تقاضا برای آن بهشدت کاهش یافته است. همین امر باعث شده تعداد خورجینبافان در شهرستانهایی مانند اشکذر کم شود.»

در مورد گیوهبافی نیز عربی میگوید:
«در شهرهایی مانند بهاباد و مهریز، گیوهبافی رایج بود، اما چون دیگر پاسخگوی نیاز مردم نیست، کمکم از بین رفت.»
عربی در پاسخ به پرسش مردم یزد در مورد احیای صنایع منسوخ شده در یزد گفت: هنرهایی که هنوز با زندگی مردم پیوند دارند، امکان تداوم دارند. او میگوید: «سفال و سرامیک که هنوز در آشپزخانهها کاربرد دارد، نساجی که به پوشاک تبدیل میشود، یا چرم که کفش از آن ساخته میشود، همه در زندگی مردم جریان دارند و به همین دلیل زنده میمانند.»
وی با اشاره به فراموش شدن هنر زیلوبافی گفت: «زیلو در میبد تا چندی پیش کمرمق شده بود. نه بافندهای مانده بود و نه کارگاهی. اما پس از ثبت جهانی زیلو، دوباره کارگاهها راهاندازی شدند و آموزشهای بافت زیلو از سر گرفته شد.»
مسگری نیز از جمله هنرهایی است که دچار افت و سپس احیا شده است. عربی درباره آن افزود: «ظروف مسی زمانی در جهیزیه دختران استفاده میشد، اما بهمرور، بهدلیل فضای کوچک خانهها و سبک زندگی سادهتر، از مصرف افتاد و حتی بسیاری از عروسها ظروف مسیشان را فروختند. اما امروزه، با هوشمندی صنعتگران، ظروف مسی در اندازههای کوچکتر، سبکتر و کاربردیتر تولید شدهاند که دوباره توجه مردم را جلب کردهاند.»
او همچنین به رشد برخی صنایع دستی در
شهرستانهایی مانند میبد و اردکان اشاره میکند؛ از جمله حصیربافی و کاربافی که با خلاقیت و نوآوری دوباره جان گرفتهاند.
عربی در ادامه میگوید: «شرکت اسکیچرز که در حوزه کفش فعالیت میکند، طراحی برخی کفشهای خود را با الهام از گیوه ایرانی انجام داده است. این نمونهای از استفاده از ایدهها و فناوریهای بومی در قالب محصولات نوین است.»
وی تأکید میکند: «ما در صنایع دستی با صنعت جدیدی روبهرو نیستیم، بلکه همان صنایع گذشتهاند که بهواسطه خلاقیت، متحول شدهاند. مثلاً یزد امروز قطب نساجی کشور است، چون زمانی شعربافی در آن رواج داشت. در صنایع فلزی و فولاد هم حرف برای گفتن داریم، چون ریشه در صنایع سنتی فلزکاری داریم. همچنین صنعت کاشی و سرامیک امروز، دنبالهای از سفالگری سنتی گذشته است.»
عربی خلاقیت و نوآوری را اصلیترین موتور تحول صنایع دستی میداند و میافزاید: «ماده خام صنایع دستی ذهن خلاق و ایدهپرداز هنرمند است. اگر این ذهن خلاق وجود داشته باشد، میتوان با استفاده از همان تکنیکها و مواد سنتی، آثار جدید، زیبا و کاربردی خلق کرد.»
او در پایان تأکید میکند: «همه هنرهای در حال فراموشی، ظرفیت تعریف کاربرد و مصرف جدید را دارند.
اگر این کار انجام شود، میتوان از نابودی آنها جلوگیری کرد و بار دیگر آنها را وارد چرخه زندگی مردم ساخت.»