جدیدترین ها

کپی لینک
کد خبر: 27129

چهل روز نه چهل سال گذشت

سلام آقای زنده‌ی ایرانی‌ها…

چهل روز از فقدان فیزیکی مردی که نه‌تنها یک رهبر، که تکیه‌گاه فکری، عاطفی و راهبردی یک ملت بود؛ چهل روزی که بسان چهل سال گذشت!

امروز، در چهلمین روز فراق رهبر شهیدمان، ایران داغدار پدری است که نبودنش خلئی عمیق در دل‌ها پدید آورده، اما در عین حال حضوری گسترده‌تر در جان‌ها رقم زده است.

این پارادوکسِ «فقدان جسم و تکثیر روح»، نقطه‌ای کلیدی برای فهم این مقطع تاریخی است.

فراق پدر همواره با حس بی‌پناهی همراه است؛ اما در اینجا، با پدری مواجهیم که حتی در غیابش نیز فرزندانش را به ایستادگی فرا می‌خواند.

این داغ، اگرچه سنگین است، اما به‌جای انفعال، به یک سرمایه اجتماعی و انگیزه‌ای برای تداوم مسیر تبدیل شده است.

در یک تحلیل واقع‌بینانه، باید اذعان کرد که دشمن در محاسبه خود دچار خطایی بنیادین شد، چراکه گمان کرد با حذف فیزیکی می‌تواند یک گفتمان را متوقف کند؛ حال آن‌که تجربه تاریخی نشان می‌دهد گفتمان‌های ریشه‌دار در چنین بزنگاه‌هایی نه‌تنها متوقف نمی‌شوند، بلکه بازتولید و تکثیر می‌گردند.

امروز، روح و اندیشه این رهبر، در میان ۹۰ میلیون ایرانی و صدها میلیون آزادی‌خواه جهان، به نیرویی زنده و جاری بدل شده است.

اگر «اثرگذاری» را معیار حیات بدانیم، باید گفت در شرایط کنونی، کمتر شخصیتی را می‌توان یافت که همچون او، حتی پس از فقدان جسمی، تا این اندازه در معادلات منطقه‌ای و جهانی نقش‌آفرین باشد.

نشانه‌های این حضور را می‌توان در تحولات تنگه هرمز، معادلات خاورمیانه، پویایی خیابان‌های ایران، تنش‌های آسمان تل‌آویو و بازتاب‌های رسانه‌های بین‌المللی مشاهده کرد؛ جایی که بسیاری از روندها همچنان در چارچوب راهبردها و پیش‌بینی‌های او قابل تحلیل هستند.

در سطحی کلان‌تر، جهان در حال عبور از چارچوب‌های سنتی روابط بین‌الملل است.

مکتب‌هایی چون لیبرالیسم و کمونیسم، دیگر پاسخگوی نیازهای پیچیده انسان معاصر نیستند.

در چنین شرایطی، شکل‌گیری یک مکتب نوین که می‌توان از آن با عنوان «خامنه‌ایسم» یاد کرد به‌عنوان الگویی مبتنی بر «مصلحت، عزت و حکمت» قابل تحلیل است؛ مکتبی که تلاش دارد میان قدرت، اخلاق، عقلانیت و هویت توازن برقرار سازد.

در این میان، انتقال این میراث تاریخی اهمیتی دوچندان دارد.

خطاب به جانشین برحق ایشان، آیت‌الله آقا سید مجتبی حسینی خامنه‌ای (مدّ ظلّه) باید گفت: این مسیر صرفاً یک مسئولیت سیاسی نیست، بلکه امانتی تمدنی نیز هست؛ امانتی که برای حراست از آن، همه‌ی ایرانیان وطن‌دوست و خوبان عالم پشت سر شما خواهند بود.

ایران امروز نمونه‌ای کم‌نظیر از ترکیب «حماسه در میدان»، «وحدت ملی»، «تاب‌آوری اجتماعی» و «عقلانیت دیپلماتیک» است؛ مؤلفه‌هایی که در کنار یکدیگر، این کشور را به بازیگری اثرگذار و متفاوت در عرصه جهانی تبدیل کرده‌اند.

این واقعیت بی‌تردید ریشه در مکتبی دارد که طی سال‌ها شکل گرفته و اکنون به سرمایه‌ای ماندگار بدل شده است.

امروز، نام و راه مردانی همچون سید علی خامنه‌ای، فراتر از زمان، در تاریخ امتداد می‌یابد و در اراده ملت‌ها تجلی پیدا می‌کند.

و این راه، راهی است که پایان آن عزت است و استقلال؛ راهی که با خون دل‌ها آبیاری شده و با ایمان ادامه خواهد یافت و پیروان ایرانی آن، به نیابت از پدر شهیدشان، خطاب به استکبار جهانی یک‌صدا فریاد می‌زنند: اگر سر به سر تن به کشتن دهیم از آن به که کشور به دشمن دهیم.

چهل روز نه چهل سال گذشت

✍️اسماعیل دهستانی

سلام آقای زنده‌ی ایرانی‌ها…
چهل روز از فقدان فیزیکی مردی که نه‌تنها یک رهبر، که تکیه‌گاه فکری، عاطفی و راهبردی یک ملت بود؛ چهل روزی که بسان چهل سال گذشت!
امروز، در چهلمین روز فراق رهبر شهیدمان، ایران داغدار پدری است که نبودنش خلئی عمیق در دل‌ها پدید آورده، اما در عین حال حضوری گسترده‌تر در جان‌ها رقم زده است. این پارادوکسِ «فقدان جسم و تکثیر روح»، نقطه‌ای کلیدی برای فهم این مقطع تاریخی است.

فراق پدر همواره با حس بی‌پناهی همراه است؛ اما در اینجا، با پدری مواجهیم که حتی در غیابش نیز فرزندانش را به ایستادگی فرا می‌خواند. این داغ، اگرچه سنگین است، اما به‌جای انفعال، به یک سرمایه اجتماعی و انگیزه‌ای برای تداوم مسیر تبدیل شده است.

در یک تحلیل واقع‌بینانه، باید اذعان کرد که دشمن در محاسبه خود دچار خطایی بنیادین شد، چراکه گمان کرد با حذف فیزیکی می‌تواند یک گفتمان را متوقف کند؛ حال آن‌که تجربه تاریخی نشان می‌دهد گفتمان‌های ریشه‌دار در چنین بزنگاه‌هایی نه‌تنها متوقف نمی‌شوند، بلکه بازتولید و تکثیر می‌گردند. امروز، روح و اندیشه این رهبر، در میان ۹۰ میلیون ایرانی و صدها میلیون آزادی‌خواه جهان، به نیرویی زنده و جاری بدل شده است.

اگر «اثرگذاری» را معیار حیات بدانیم، باید گفت در شرایط کنونی، کمتر شخصیتی را می‌توان یافت که همچون او، حتی پس از فقدان جسمی، تا این اندازه در معادلات منطقه‌ای و جهانی نقش‌آفرین باشد.

نشانه‌های این حضور را می‌توان در تحولات تنگه هرمز، معادلات خاورمیانه، پویایی خیابان‌های ایران، تنش‌های آسمان تل‌آویو و بازتاب‌های رسانه‌های بین‌المللی مشاهده کرد؛ جایی که بسیاری از روندها همچنان در چارچوب راهبردها و پیش‌بینی‌های او قابل تحلیل هستند.

در سطحی کلان‌تر، جهان در حال عبور از چارچوب‌های سنتی روابط بین‌الملل است. مکتب‌هایی چون لیبرالیسم و کمونیسم، دیگر پاسخگوی نیازهای پیچیده انسان معاصر نیستند. در چنین شرایطی، شکل‌گیری یک مکتب نوین که می‌توان از آن با عنوان «خامنه‌ایسم» یاد کرد به‌عنوان الگویی مبتنی بر «مصلحت، عزت و حکمت» قابل تحلیل است؛ مکتبی که تلاش دارد میان قدرت، اخلاق، عقلانیت و هویت توازن برقرار سازد.

در این میان، انتقال این میراث تاریخی اهمیتی دوچندان دارد. خطاب به جانشین برحق ایشان، آیت‌الله آقا سید مجتبی حسینی خامنه‌ای (مدّ ظلّه) باید گفت: این مسیر صرفاً یک مسئولیت سیاسی نیست، بلکه امانتی تمدنی نیز هست؛ امانتی که برای حراست از آن، همه‌ی ایرانیان وطن‌دوست و خوبان عالم پشت سر شما خواهند بود.

ایران امروز نمونه‌ای کم‌نظیر از ترکیب «حماسه در میدان»، «وحدت ملی»، «تاب‌آوری اجتماعی» و «عقلانیت دیپلماتیک» است؛ مؤلفه‌هایی که در کنار یکدیگر، این کشور را به بازیگری اثرگذار و متفاوت در عرصه جهانی تبدیل کرده‌اند. این واقعیت بی‌تردید ریشه در مکتبی دارد که طی سال‌ها شکل گرفته و اکنون به سرمایه‌ای ماندگار بدل شده است.

امروز، نام و راه مردانی همچون سید علی خامنه‌ای، فراتر از زمان، در تاریخ امتداد می‌یابد و در اراده ملت‌ها تجلی پیدا می‌کند.
و این راه، راهی است که پایان آن عزت است و استقلال؛ راهی که با خون دل‌ها آبیاری شده و با ایمان ادامه خواهد یافت و پیروان ایرانی آن، به نیابت از پدر شهیدشان، خطاب به استکبار جهانی یک‌صدا فریاد می‌زنند: اگر سر به سر تن به کشتن دهیم از آن به که کشور به دشمن دهیم.

نویسنده: اسماعیل دهستانی

اشتراک گذاری:

دیدگاه

تعداد دیدگاه‌ها: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *