محمدعلی وزیری
از روان بلندحضرت استاد روانشاد ایرج افشار که گرچه برگزار کنندگان سخت کوشیده بودند ولی بدلیل بی نظمی و شاید بی تجربگی مراسم نکوداشت در خور حضرت استاد با حقی که برگردن ایرانشناسی و یزد شناسی دارد بزرگداشت نشد چنانکه برخی حضارخسته و دلزده زودتر مراسم را ترک کردند.
پوزش می خواهم از حضار گرانسنگ و والامقامی که در بدو ورود به تالار نماینده سرشناسی از دعوت کنندگان حضور نداشت که دعوت شده ها و دعوت شده ها را بشناسند تاخوشآمدی گفته هریک را به محل شایسته شآن راهنمایی کند چنانکه اساتید بزرگ و مردان نامی جایی نه درخور نشستند از جمله عالیجناب دکتر مرتاض که علیرغم ضعف و بیماری جسمی بخاطر نام استاد تشریف آورده بودند ولی انتهای سالن نشسته بودند.
هرچندکه به محض اعلام حضور ایشان آن هم توسط یکی از حضار؛ سالن به احترامشان ایستاد و تشویق کرد دست کم لازم بود ایشان از ورودی مسئولان! ومدعوین خاص! وارد شده بر صدر
بنشانند.
پوزش می طلبم که به دلیل مشغله زیاد دست اندرکاران زحمت تهیه بروشوری که مختصر معرفی از حضرت استاد ایرج افشار کرده فهرست وار از تالیفات و زحمات ایشان ذکری بشود تهیه نشده بود یا من دست کسی ندیدم.
پوزش می طلبم که ازا عضای کمسیون فرهنگی شورای شهر کسی در همایش حضور نداشت یا حضرات انقدرناشناس هستند که کسی آنها را حتی مجری مراسم هم نشناخته است؛ یا احتمالا چنین مراسم فرهنگی فاخری را مهم و قابل حضور نمی دانستند یا شاید اعضای محترم کمسیون فرهنگی از حضرت استاد افشار و خدمات گرانسنگ وی در زمینه ایرانشناسی خاصه یزد شناسی شناخت واطلاعی نداشتند.
پوزش می طلبم از دست اندرکاران برگزارکننده مراسم که زحمات زیادی کشیدند ولی نقایص موجب شد بی ارج و اجر شود خصوصا مدیرکل کوشای اداره کل اسنادملی یزد.
ای کاش برگزار کنندگان قبلا از کسانی که چنین کنگره هایی را برگزار کرده مشورتی می گرفتند تا به آنها گفته می شد: مهمان های ویژه بخاطر تاخیر یا ترافیک لازم است روزقبل یا صبح روز مراسم در یزد باشند یا پیش بینی می شد که اگر تاخیری پیش آمد (که درایران عادی وحتمی است) مراسم راس زمان تعیین شده شروع عرض خیرمقدم به دبیر کنگره واگذار می شد کلیپهای های زیبایی که زحمت زیادی برای تهیه اش کشیده شده بود بی جلب توجه پخش نمی گردید و در هیاهو گم نمی شد.
بی تجربگی و نشناختن طبع مخاطب و مدعوین که ازنوشتن عبارت “پخش مراسم ازسیما” معلوم شد زیرا برای فرهمندان شهر که مخاطب دعوت بودند دیده شدن درسیما برای این طیف جذابیتی ندارد که بسا اکراه هم دارند. این عبارت معمولا برای مراسمی مناسب است که نیاز به حضور عشاق دوربین و دیده شدن از سیما را دارند.
همچنین انتخاب مجری را نشان از کم تجربه بودن برگزار کنندگان دانستم زیرا بر اساس تجربه چهل ساله دیدن اجرا ایشان؛ عرض می کنم باید به اندازه یک سخنران زمان به ایشان و عرض خیر خدمت برای مدیران با ذکر محاسن شان اختصاص داد.
ظریفی به مزاح گفت: مجری محترم آنقدر کشک مالید و بادمجان گرد قاب چید که برای حضار سالن تدارک دیدن شام با پذیرایی کشک و بادمجان تداعی گردیده بود.
بزرگ مردا!!
چه حاجت که نه کرسی آسمان
نهی زیر پای قزل ارسلان
پی نوشت
۱-از آن جهت برای( نقد جلسه) عنوان پوزش نامه انتخاب کردم که هیچکس از جمله مجری محترم ازحضار بخاطر تاخیر و بی نظمی عذر خواهی نکرد بنده گرچه سر و ته کرباس نبوده جسارت کرده زحمت پوزش خواهی راکشیدم
۲-قطعا این مطلب حاکی از نادیده گرفتن و ناسپاسی نسبت به زحمات برگزار کنندگان تلقی نمی شود که لایق سپاسگزاری هم بود. همین که احساس مسئولیت و درک لزوم برگزاری چنین مراسمی در بزرگداشت استاد با تلاشهای چند هفته ای داشتند را ارج می نهم.
امید در مراسمهای بعدی نکاتی که عرض شد مورد نظر قرارگیرد.
پس از نشر بزرگی از قبیله خرد وادب ضمن تفقد وذره پروری مرقوم فرمودند: شاید دقیقه ۹۰ نخواستند بشود و یا شاید دعوت پخش سیما و شاید ماموریت آنانی را به مجلس کشاند که وصله ناجور برقبای اطلس زدند و شاهد صلوات طلب کن وحضار ردیفهای خاص آوردند.
مزاح کردم و یاد قدیم گاراژ اتوسیر یزد و ماشین مشهد جاده ریگ افتادم که با هر عوض کردن دنده توسط حیدرکاشمری شوفر تجربی! جاده درخواست صلوات برای سلامتی راننده و سرنشینان می کرد. واقعا هم با آن جاده و اتوبوس و راننده لازم بود.
