«حداقل امکانات رفاهی» در برخی مطب های یزد وجود ندارد!
- در شهر یزد، بسیاری از بیماران حتی از شهرهای دیگر برای درمان فرزندان و خود به جای درمانگاه ها به مطب پزشکان مطرح مراجعه میکنند، اما اتاقهای انتظار سرد، نوبتدهی طولانی و کمبود امکانات رفاهی تجربهای متفاوت از شهرت پزشکان ایجاد کرده است. مشاهدات میدانی و روایت بیماران نشان میدهد ضعف نظارت بر مطبها، حقوق بیمار و استانداردهای اولیه را به حاشیه رانده و حتی آینده گردشگری سلامت شهر را تهدید میکند.
- این وضعیت اعتماد بیماران داخلی را کاهش میدهد و آینده گردشگری سلامت یزد را نیز تهدید میکند. شهری که سالها تلاش کرده بهعنوان مقصد درمانی شناخته شود، نمیتواند تجربه بیماران داخلی و خارجی را با استانداردهای لازم همسو کند. بنابر این اگر تخصص پزشکان تنها دلیل مراجعه باشد و استانداردهای رفاهی و حقوق بیمار نادیده گرفته شود، تصویر شهر برای گردشگری سلامت به خطر میافتد و اعتماد عمومی آسیب میبیند
افسانه طاهرنژاد/ در شهر یزد، بسیاری از بیماران حتی از شهرهای دیگر برای درمان فرزندان و خود به جای درمانگاه ها به مطب پزشکان مطرح مراجعه میکنند، اما اتاقهای انتظار سرد، نوبتدهی طولانی و کمبود امکانات رفاهی تجربهای متفاوت از شهرت پزشکان ایجاد کرده است. مشاهدات میدانی و روایت بیماران نشان میدهد ضعف نظارت بر مطبها، حقوق بیمار و استانداردهای اولیه را به حاشیه رانده و حتی آینده گردشگری سلامت شهر را تهدید میکند.
وقتی مردم برای درمان عزیزترینهایشان راهی مطب پزشک میشوند، انتظار دارند در فضایی امن، گرم و محترمانه پذیرش شوند؛ جایی که کودک در آغوش مادر از سرما نلرزد، بیمار در ازدحام و بینظمی احساس بیارزش بودن نکند و انتظار چندساعته به رنجی مضاعف تبدیل نشود.
اما مشاهدات میدانی و روایتهای فراوان بیماران در یزد نشان میدهد که این انتظار برای بسیاری تنها یک آرزوست.

در هفتههای اخیر، پای صحبت بیمارانی نشستیم که با امید به مهارت و دانش پزشکان مطرح شهر مراجعه کرده بودند؛ پزشکانی که تنها دلیل اعتماد و مراجعهاند، وگرنه امکانات مطبها کمتر از آن است که بتواند اعتماد بیمار را جلب کند. کاش این پزشکان متبحر و باتجربه، در کنار تخصص و شهرت، حداقل امکانات رفاهی و حقوق ابتدایی بیماران را نیز رعایت میکردند.
اتاق انتظار سردِ پزشک مطرح کودکان
عصر یک روز پاییزی، اتاق انتظار پر از خانوادههایی بود که نوزادانشان را برای معاینه بعد از تولد آورده بودند. فضا به شکل غیرمنتظرهای سرد بود.
مادری که نوزادش را در آغوش داشت، گفت: «دست و پای بچه یخ کرده… انگار تازه از بیرون آمده باشد.» این در حالی است که گرفتن نوبت از این پزشک بسیار دشوار است.
نبود فضای مناسب برای تعویض پوشک
در همان مطب، مادر دیگری مجبور شد بچه را روی سنگ سرد سرویس تعویض کند. او گفت:
«کاش یک میز ساده برای این کار بود… همین.»
مطب اطفال چندطبقه و پلههای بلند
یکی دیگر از مطبها چندطبقه بود و آسانسور نداشت. مادران با کودک بغل، یکییکی از پلهها بالا میرفتند. یکی گفت: «خدا نکند بچه خواب باشد… تا برسی بالا هم خودت خستهای هم بچه.»
مطب کوچک متخصص زنان
تعداد صندلیها کمتر از جمعیت مراجعهکننده بود و چند نفر در راهرو ایستاده بودند. یک مراجعهکننده گفت: «فضا شبیه سالن انتظار نیست… بیشتر شبیه اتاقی است که از ازدحام غافلگیر شده حداقل مطب زنان باید متناسی با وضعیت مراجعه کنندگانش باشد.»
مطب ارتوپدی در گرمای تابستان
بیماری تعریف می کرد تابستان به مطب یکی از پزشکان مطرح مراجعه کرده بودم هوا سنگین و نفسگیر بود و تهویهای وجود نداشت. می گفت:«نصف انرژی آدم قبل از ویزیت در آن گرما تمام میشد.»
نوبتدهی طولانی و غیرقابل پیشبینی
صفهای طولانی گاه تا پنج ساعت هم ادامه داشت. یکی از بیماران گفت: «اینجا فقط باید صبر کنی… هیچکس توضیح نمیدهد چه خبر است.اعتراض هم که میکنیم میگویند نمیخواهی برو.
مقایسه با مطبهای کمتر مشهور
چند مطب کوچک و کمتر شناختهشده شرایط بهتری داشتند؛ دما متعادل بود، صندلی کافی وجود داشت و برخورد کارکنان مناسب بود. یک بیمار گفت: «پزشک معروف نیست، اما حداقل برای راحتی مراجعهکننده برنامهریزی کرده.»
بیماران گفتند: «اول میرویم بیمارستان دولتی، چون حداقل یکسری چیزها مشخص است. اگر نشود، بیمارستان خصوصی… و آخر سر، مطب خصوصی پزشکان، وقتی چارهای جز مراجعه نداریم.»
این تجربه نشان میدهد که کیفیت مطبهای خصوصی، حتی با وجود تخصص پزشکان، باعث شده بسیاری از بیماران آن را انتخاب آخر خود بدانند.
گلایه از نظارت علوم پزشکی و نظام پزشکی
بخش مهمی از گلایهها مربوط به ضعف یا نبود نظارت بر مطبهاست. امکانات رفاهی مانند تهویه، صندلی کافی، دمای مناسب و میز تعویض پوشک بهندرت رعایت میشود.
حتی در مطبهای پرمراجعه و با پزشکان مشهور، رعایت استانداردها کاملاً سلیقهای است.
بیماران سالها تجربه کردهاند که مطبهای کوچکتر یا پزشکان تازهکار، شرایط مناسبتر دارند، اما مطبهای پردرآمدتر این استانداردها را رعایت نمیکنند.
یکی از بیماران گفت: «نمیدانیم نظارت واقعاً هست یا نه. اگر هست، چرا این همه اختلاف و کمبود وجود دارد؟ شاید نظارت فقط روی کاغذ است.»
این روایتها نشان میدهد که مشکل ساختاری است و نه موردی و مسئولان علوم پزشکی و نظام پزشکی باید به آن توجه جدی کنند.
مشاهدات میدانی نشان میدهد بسیاری از مطبها، حتی با پزشکان مطرح، از نظر امکانات اولیه، فضای مناسب، تهویه، رعایت حقوق بیماران و نوبتدهی منظم با مشکلات جدی روبهرو هستند.
این وضعیت اعتماد بیماران داخلی را کاهش میدهد و آینده گردشگری سلامت یزد را نیز تهدید میکند. شهری که سالها تلاش کرده بهعنوان مقصد درمانی شناخته شود، نمیتواند تجربه بیماران داخلی و خارجی را با استانداردهای لازم همسو کند.
بنابر این اگر تخصص پزشکان تنها دلیل مراجعه باشد و استانداردهای رفاهی و حقوق بیمار نادیده گرفته شود، تصویر شهر برای گردشگری سلامت به خطر میافتد و اعتماد عمومی آسیب میبیند.