جدیدترین ها

کپی لینک
کد خبر: 4577

پاسخ «میلاد دخانچی» به واکنش تند «احسان علیخانی»

میلاد دخانچی مجری برنامه "جیوگی" این متن را در اینستاگرامش منتشر کرد : "در پاسخ به حواشی ایجاد شده حول برنامه "سه ستاره"

🔺🔺آنچه ما در آنتن تلویزیون دیدیم این بود که "احسان علیخانی" به شدت از انتقادات طرح شده عصبانی است. او پاسخ نقدِ ایسنتاگرمی را در آنتن زنده داد که البته ای کاش به نقدهای وارد شده، نه در برنامه زنده، بلکه در یک فضای دیگر -مثلا فضای مجازی- پاسخ می داد(بدهد). 

 

🔻دو روز پیش؛ پستی مجازی که حاوی چند محور انتقادی بود نوشته شد که می توان آن انتقادات را در قالب چند سوال دوباره طرح کرد:

⁉️چرا احسان علیخانی علی رغم پیشرو بودن اش در رسانه ما، در مقام "تهیه کننده" به تکرار افتاده است؟ ‌چرا "سه ستاره" نقائص ساختاریِ -نظیر هم گروهی برنامه های غیر هم سنخ- سال گذشته ی خود را که فردوسی پور به ان اشاره کرد و مورد تایید تهیه کننده نیز هست را برطرف نکرده است؟ 

⁉️چرا این برنامه از نوعی تشویش سیاست گذاری که آغشته به منویات مدیران تلویزیون، سلیقه شخصی سازندگان "سه ستاره" و انتظارات "سرگرمی محورِ" مردمی است، رنج می برد؟ چرا "سه ستاره" در صدد رفع این مشکلات نیست؟ سطح انتظار ما از "سه ستاره" چه باید باشد؟ آیا اصلا باید از "سه ستاره" در سطح "منتقد رسانه" انتظاری داشت؟ 

⁉️آیا "سه ستاره" جشنواره تلویزیون است یا برنامه احسان علیخانی؟ "سیاست گذار" و نه هیأت انتخاب این برنامه چه کسانی هستند؟ آورده معنوی "سه ستاره" برای رسانه ما چیست؟ هدف رسانه ای "سه ستاره" چیست؟ مخاطب "سه ستاره" کیست؟ واینکه آیا با توجه به آورده مالی این پروژه، اصلا می توان چنین انتظاراتی از "سه ستاره" داشت؟ و در نهایت اینکه آیا "سه ستاره" ما را به هدف تعیین شده رسانه ای در سطح ملی می رساند؟ 

🔻واضح است که این ها دغدغه هایی فنی، مسائلی کارشناسی و از جنس نقد فرهنگی و سیاست گذاری رسانه ای اند. این سوالات می توانند به مدد کَل کَل های بامزه ی مجری های تلویزیون پُررنگ شوند ولی اصلا نباید در این سطح باقی بمانند. همه می دانیم که رسانه ملی و به خصوص تلویزیون ما، در وضعیت ایده آل خود به سر نمی برد و در این میان "سه ستاره" به عنوان استعاره ای از وضعیت تلویزیون، طبیعی است که شایسته نقد باشد. بنابراین و از این منظر؛ مورد نقد قرار دادن علیخانی نباید نقد به شخص علیخانی، بلکه باید نقدی در منشور مطالبه ی منتقدان از رسانه تعبیر شود. جنگلوک بازی رسانه ای، شوخی ها، هجو درختکاری!! ، کَل کَل و حتی دلخوری و فحش های فن پیج ها همه جای خود، مطالبه از رسانه و وظیفه ما نسبت به آن نیز جای خود. 

🔻آری! می توان منتقدان را تاریخ نخوانده و بی سواد خواند، می توان از بی تفاوتیِ مسلّط بر فضای فرهنگی بهره برد، میتوان نقد زرد و سیاسی کرد. و یا در دام کیشِ شخصیتیِ کاذبِ رسانه افتاد و در بازتولید وضع موجود نقش آفرینی کرد. ولی این چیزی نیست که وضعیت ملّی ما به آن احتیاج دارد. وضعیت کنونی ما؛ به طور خاص "رسانه ملی" و اهالی آن ،چه سیاستگذاران چه برنامه سازان و البته ناظران پرقدرت، به نقدِ رادیکالِ دلسوزانه احتیاج دارند، تا با اصلاح خود به اقتضائات و مطالبات پیچیده مخاطب در وضعیتِ پست مدرنِ ایرانی پاسخ گویند. 

🔻حق با علیخانی است. نباید گِله های درون خانوادگی را در رسانه و آنتنِ زنده گفت. اما می توان در "حوزه عمومی" یکدیگر را دلسوزانه نقد کرد و برای پیشرفت هم یکدیگر را ارزیابی کرد و در مجموع رسانه ای قوی تر ساخت. نقد به علیخانی "نقدی استراتژیک" بود. او با خوانشی تاکتیکی از یک نقد استراتژیک به واکنشی تاکتیکی متوسل شد. واکنشی که احساسات فن و فن پیج ها را ارضا کرد. اما چالش های ذهنی منتقدان را بی پاسخ گذاشت. 

🔻من علیرغم نگاه انتقادی ام در سه ستاره شرکت کردم و مانند پارسال به خاطر عنایت هیات داوران و حضور در میان پیشکسوتان ابراز خوشحالی کردم. این باید سرمشق همه ما باشد که در عین حمایت از تلویزیون از آن سوالات سخت بپرسیم. تهیه کننده ی خوش ذوق، خوش چهره و پیشروی سیما با من هم عقیده است که کسی که تاریخ نمیداند بیسواد است. در تاریخ ماندن و عدم حرکت به سمت جلو نیز تاریخ نمیسازد."
 

اشتراک گذاری:

دیدگاه

تعداد دیدگاه‌ها: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *