جدیدترین ها

کپی لینک
کد خبر: 24068

وقتی خانه‌ها بی‌سواد رسانه‌ای‌اند؛ رسانه‌ها بی‌صدا سبک زندگی‌مان را می‌سازند

کافی‌ست نگاهی به اطراف‌مان بیندازیم؛ تلویزیون روشن است، بچه‌ها سرشان در گوشی است، مادر خانواده بین دو پیام اینستاگرامی در حال پختن غذاست و پدر هم مشغول مرور اخبار آنلاین. همه‌چیز عادی به نظر می‌رسد، اما حقیقت این است که ما هر روز و هر ساعت در حال یاد گرفتن از رسانه‌ها هستیم. نه فقط خبر یا سرگرمی، بلکه مهم‌تر از آن: «چطور زندگی کنیم».

کافی‌ست نگاهی به اطراف‌مان بیندازیم؛ تلویزیون روشن است، بچه‌ها سرشان در گوشی است، مادر خانواده بین دو پیام اینستاگرامی در حال پختن غذاست و پدر هم مشغول مرور اخبار آنلاین. همه‌چیز عادی به نظر می‌رسد، اما حقیقت این است که ما هر روز و هر ساعت در حال یاد گرفتن از رسانه‌ها هستیم. نه فقط خبر یا سرگرمی، بلکه مهم‌تر از آن: «چطور زندگی کنیم».
رسانه‌ها امروز دیگر فقط واسطه‌ی اطلاعات نیستند؛ آن‌ها تبدیل شده‌اند به معلم سبک زندگی. از اینستاگرام تا تیک‌تاک، از یوتیوب تا سریال‌های پلتفرم‌های پخش آنلاین، الگویی ناپیدا در حال شکل دادن به ذائقه ما، انتخاب‌های روزمره و حتی ارزش‌های اخلاقی‌مان است.
چرا خانواده‌ها بی‌دفاع‌اند؟
در خیلی از خانه‌ها هنوز تصور می‌شود که سواد رسانه‌ای یعنی بلد بودن کار با گوشی یا دیدن اخبار از منابع معتبر. اما موضوع پیچیده‌تر از این حرف‌هاست. وقتی بچه‌ای شخصیت مورد علاقه‌اش را از کارتون‌های خارجی می‌گیرد یا نوجوانی که آرزویش زندگی مثل بلاگرهای لاکچری‌نماست، یعنی ما چیزی را از دست داده‌ایم. آن هم در جایی که مهم‌ترین مأموریت خانواده، جهت‌دهی به رفتار و ذهن فرزند است.
والدینی که خودشان نسبت به سازوکارهای رسانه‌ای بی‌اطلاع‌اند، چطور می‌توانند برای فرزندشان الگوی رفتاری بسازند؟ چطور می‌شود جلوی تأثیر بی‌واسطه و مداوم پیام‌های رسانه‌ای را گرفت، وقتی حتی بزرگ‌ترها هم تفاوت بین یک واقعیت و یک روایت ساختگی را نمی‌دانند.


سواد رسانه‌ای؛ چیز تازه‌ای نیست، فقط فراموشش کرده‌ایم
سواد رسانه‌ای شاید در ظاهر واژه‌ای مدرن باشد، اما در اصل، چیزی شبیه همان دانایی قدیمی است که می‌گفتند: «هر چیزی را که شنیدی، باور نکن». فقط حالا شکلش عوض شده. باید بلد باشیم که پشت تصاویر جذاب تبلیغات، هدف‌های پنهان بازاریابی را ببینیم. باید بفهمیم که چرا فلان اینفلوئنسر ناگهان از فلان برند تعریف می‌کند یا چرا در سریال‌ها، یک سبک خاص از زندگی پررنگ‌تر می‌شود.
در اصل، سواد رسانه‌ای به ما کمک می‌کند بفهمیم چه چیزی به خورد ذهن‌مان داده می‌شود، و چرا.
بدون سواد رسانه‌ای، مرزها پاک می‌شوند
یکی از آسیب‌های بی‌سواد بودن در رسانه، این است که مرز میان فرهنگ خودی و بیگانه کم‌رنگ می‌شود. وقتی مدل زندگی، رفتار اجتماعی، حتی سبک پوشش و گفتار ما از جایی بیرون از خانه‌مان نشأت بگیرد، کم‌کم هویت فرهنگی‌مان رنگ می‌بازد. ما می‌شویم نسخه‌ای کپی‌شده از آن‌چه در فضای مجازی داغ است؛ بی‌آن‌که بدانیم آیا این سبک، مناسب فرهنگ، اقتصاد، یا حتی روحیات ما هست یا نه.
در مقابل، اگر سواد رسانه‌ای در خانواده نهادینه شود، اعضای خانواده در برابر بمباران محتوای ناسالم، دچار استیصال نمی‌شوند. آن‌ها بلدند انتخاب کنند، سؤال بپرسند، و گاهی حتی بگویند: «نه، این مدل زندگی برای من نیست».
دولت، آموزش و رسانه‌ها چه باید بکنند؟
در خیلی از کشورهای دنیا، آموزش سواد رسانه‌ای از همان دوره دبستان شروع می‌شود. بچه‌ها یاد می‌گیرند که پشت هر عکس و هر خبر، نگاهی انتقادی داشته باشند. ما هم باید در برنامه‌ریزی‌های آموزشی کشور، این مهارت را جدی بگیریم. چون آینده جامعه‌ای سالم، نه با حفظیات درسی، بلکه با تربیت ذهن پرسشگر و آگاه ساخته می‌شود.
در کنار آن، رسانه‌های ملی و محلی هم وظیفه دارند دست خانواده‌ها را بگیرند. به جای پخش صرف برنامه‌های سرگرمی، می‌توانند محتوای آموزشی، تحلیل رسانه‌ای، نقد سواد تصویری و آموزش‌هایی کاربردی برای استفاده آگاهانه از فضای مجازی ارائه کنند.
وقت آن است که هوشیار شویم
سواد رسانه‌ای فقط یک مهارت نیست، نوعی ایمنی ذهنی است؛ مثل واکسن. واکسنی که اگر خانواده آن را نداشته باشد، در برابر ویروس‌های فرهنگی، تبلیغاتی و فکری، خیلی زود تسلیم می‌شود. حالا که زندگی‌مان به‌جای «تلویزیون گوشه اتاق»، زیر سایه‌ی یک دنیای بی‌انتها از محتواست، سواد رسانه‌ای نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است.
و ی ادمان نرود: اگر ما برای فرزندان‌مان تصمیم نگیریم که چه ببینند و از چه یاد بگیرند، رسانه‌ها این کار را برایمان خواهند کرد؛ بی‌آن‌که حواس‌مان باشد.

دکتر حمید رضا عمادی،
استاد و پژوهشگر حوزه رسانه،

اشتراک گذاری:

دیدگاه

تعداد دیدگاه‌ها: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *