جدیدترین ها

کپی لینک
کد خبر: 26833

نابودی خلاقیت و آینده فرزندان با «کابوس 20 گرفتن در مدرسه»

شاگرد اول‌های دیروز، اغلب به کارمندان مطیع شاگرد تنبل‌های سابق تبدیل می‌شوند!

  • سیما صالحی مجومرد، نویسنده و مشاورتحصیلی: «فقط بیست گرفتن» یک تراژدی بزرگ ملی است که سال‌هاست در خانه‌های ما تکرار می‌شود. بیایید یک بار برای همیشه با این حقیقت روبرو شویم که نمره بیست، لزوماً بلیت ورود به دنیای خوشبختی نیست و چه بسا سدی محکم در برابر شکوفایی استعدادهای واقعی باشد
  • در نظام آموزشی ایران، نمره عالی معمولاً به کسانی تعلق می‌گیرد که در «حفظ کردن» و «تکرار کردن» مهارت دارند. مدرسه از میان تمام توانمندی‌های بشر، تنها بر دو هوش منطقی-ریاضی و کلامی-زبانی تمرکز کرده است. اما تکلیف آن کودکی که هوش تصویری فوق‌العاده‌ای دارد و می‌تواند با یک مداد جادو کند، یا آن نوجوانی که هوش جنبشی بالایی دارد و در زمین فوتبال بی‌رقیب است، چیست؟ سیستم فعلی آن‌ها را «متوسط» یا حتی «بی‌استعداد» برچسب می‌زند، چون توانمندی‌شان در کادر تنگ کارنامه جا نمی‌شود. نمره بیست یعنی فرزند شما در رعایت قوانین مدرسه عالی است، اما دنیای واقعی، قوانین کاملاً متفاوتی دارد
  • یک پارادوکس عجیب در بازار کار وجود دارد که شاید برای بسیاری تلخ باشد: تحقیقات نشان می‌دهند شاگرد اول‌های دیروز، اغلب به کارمندان مطیع و وفاداری برای شاگرد تنبل‌های سابق تبدیل می‌شوند. دلیلش هم ساده است؛ دانش‌آموزان ممتاز یاد گرفته‌اند هرگز ریسک نکنند تا مبادا نمره‌ای از دست بدهند. آن‌ها در چارچوب‌های تعیین‌شده حرکت می‌کنند و دچار «سندرم کارمند عالی» می‌شوند

بشارت یزد/ سیما صالحی مجومرد، نویسنده و مشاورتحصیلی نوشت: چند روز پیش در صف نانوایی، مادری را دیدم که با عصبانیت گوشی تلفن را فشار می‌داد و سر فرزندش فریاد می‌زد: «فقط نوزده؟ پس آن همه کلاس تقویتی، تست برای چه بود؟» این صحنه، برشی کوتاه از یک تراژدی بزرگ ملی است که سال‌هاست در خانه‌های ما تکرار می‌شود. ما چنان به پرستش عدد «بیست» خو گرفته‌ایم که فراموش کرده‌ایم این عدد، مرز میان نبوغ و خلاقیت نیست، بلکه تنها خط‌کشی برای سنجش میزان اطاعت‌پذیری فرزندانمان از یک سیستم آموزشی قدیمی است. بیایید یک بار برای همیشه با این حقیقت روبرو شویم که نمره بیست، لزوماً بلیت ورود به دنیای خوشبختی نیست و چه بسا سدی محکم در برابر شکوفایی استعدادهای واقعی باشد.

در نظام آموزشی ما، نمره عالی معمولاً به کسانی تعلق می‌گیرد که در «حفظ کردن» و «تکرار کردن» مهارت دارند. مدرسه از میان تمام توانمندی‌های بشر، تنها بر دو هوش منطقی-ریاضی و کلامی-زبانی تمرکز کرده است. اما تکلیف آن کودکی که هوش تصویری فوق‌العاده‌ای دارد و می‌تواند با یک مداد جادو کند، یا آن نوجوانی که هوش جنبشی بالایی دارد و در زمین فوتبال بی‌رقیب است، چیست؟ سیستم فعلی آن‌ها را «متوسط» یا حتی «بی‌استعداد» برچسب می‌زند، چون توانمندی‌شان در کادر تنگ کارنامه جا نمی‌شود. نمره بیست یعنی فرزند شما در رعایت قوانین مدرسه عالی است، اما دنیای واقعی، قوانین کاملاً متفاوتی دارد.

یک پارادوکس عجیب در بازار کار وجود دارد که شاید برای بسیاری تلخ باشد: تحقیقات نشان می‌دهند شاگرد اول‌های دیروز، اغلب به کارمندان مطیع و وفاداری برای شاگرد تنبل‌های سابق تبدیل می‌شوند. دلیلش هم ساده است؛ دانش‌آموزان ممتاز یاد گرفته‌اند هرگز ریسک نکنند تا مبادا نمره‌ای از دست بدهند. آن‌ها در چارچوب‌های تعیین‌شده حرکت می‌کنند و دچار «سندرم کارمند عالی» می‌شوند. در مقابل، آن‌هایی که نمرات متوسط داشتند، به دلیل نترس بودن و داشتن مهارت‌های اجتماعی و هوش هیجانی بالاتر، یاد گرفته‌اند چطور در تلاطم زندگی گلیم خود را از آب بیرون بکشند. آن‌ها به جای پیدا کردن «تنها یک پاسخ صحیح»، به دنبال راه‌حل‌های واگرا و خلاقانه می‌روند که در هیچ کتاب درسی نوشته نشده است.

والدین عزیز، بیایید به کارنامه‌ها نگاهی دوباره بیندازیم. آیا ستونی برای «تاب‌آوری» وجود دارد؟ آیا نمره‌ای به «همدلی» و توانایی مدیریت گروه داده می‌شود؟  قطعاً خیر. اما همین ویژگی‌های بدون نمره هستند که در سی‌سالگی تعیین می‌کنند فرزند شما یک انسان خوشبخت است یا یک فرد افسرده با مدرک دکترا. کمال‌گرایی افراطی برای کسب نمره بیست، باعث می‌شود فرزندان ما از ترس اشتباه کردن، هرگز جرات شروع کارهای بزرگ را پیدا نکنند.

به جای اینکه تمام توان مالی و روانی خود را صرف کنید تا نمره ریاضی فرزندتان را از چهارده به شانزده برسانید، آن انرژی را صرف کشف استعداد منحصر‌به‌فردش کنید. اگر او در هنر یا ورزش درخششی دارد، او را به سمت قله خودش هدایت کنید. دنیای آینده به آدم‌های شبیه به هم نیازی ندارد؛ آینده متعلق به کسانی است که جسارت متفاوت بودن را دارند. بیست، سقف آرزوهای فرزند شما نیست، بلکه گاهی سقفی است که اجازه نمی‌دهد او پرواز را تجربه کند.

امروز وقتی فرزندتان به خانه آمد، به جای پرسیدن از نمره‌ها، از او بپرسید امروز چه سوال تازه‌ای پرسیده یا چه راه متفاوتی برای حل یک مشکل پیدا کرده است. اجازه دهید او طعم شکست را بچشد تا یاد بگیرد چگونه دوباره بلند شود. موفقیت واقعی، در توانایی «خلق کردن» و «حل مسئله» نهفته است، نه در سیاه کردن پاسخ‌نامه‌هایی که تاریخ انقضایشان خیلی زودتر از آنچه فکر می‌کنیم فرا می‌رسد.

اشتراک گذاری:

دیدگاه

تعداد دیدگاه‌ها: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *