متن پیش رو در وقایع اتفاقیه منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست.
مروری بر خبرهای منتشرشده در ارتباط با اعتراضات صنفی معلمان نشان میدهد در سالهای گذشته و همزمان با رویکارآمدن دولت یازدهم، اعتراض به گسترش تبعیضهای شغلی و بیتوجهی به مطالبات صنفی معلمان، قوت گرفته است.
گروهی این مسئله را ناشی از عبور از دوران سرکوب و بازشدن فضای مبتنیبر تعامل و گفتوگو میان دولت و نهادهای صنفی میدانند و گروهی دیگر معتقدند، میراث بهجامانده از دولتهای گذشته از طرفی و گرایش دولت یازدهم به اجرای یکطرفه سیاستهای نئولیبرالی بدون توجه به مطالبات صنفی طبقات فرودست و حداقلبگیر، دلیل گسترش اعتراضات صنفی- کارگری بوده است. با هر رویکردی که به این موضوع بنگریم، افزایش اعتراضات صنفی معلمان در بیش از سه سال و چند ماهه گذشته نشان میدهد، باوجود اتخاذ انواع مختلف کنش صنفی (از امضای طومار اعتراضی تا برگزاری تجمع صنفی) حتی جامعه فرهنگیان کشور نتوانستهاند به سطحی از رضایتمندی مطلوب در زمینه به انجامرسیدن مطالبات صنفیشان نائل شوند. در همین حال، دو روز پیش
(19 اسفند) هزاران معلم در سراسر کشور در اعتراض به آنچه تبعیض و بیعدالتی خوانده میشود، برای چندمینبار در سالهای اخیر، تجمع صنفی- اعتراضی برگزار کردند.
تجمعی برای پافشاری بر مطالبات فراموششده
برای چندمینبار در طول سالهای گذشته، بار دیگر جمع کثیری از معلمان بهصورت همزمان، تجمعی سراسری را برگزار کردند تا خواستهها و مطالبات برزمینمانده نظام آموزش کشور را به مسئولان یادآور شوند. در تجمع سراسری که روز پنجشنبه،
19 اسفند برگزار شد، هزاران معلم و بازنشسته فرهنگی در استانهای تهران، شیراز، یزد، گیلان، کردستان، کرمانشاه، بوشهر، اردبیل، لرستان، مشهد، قزوین و چندین استان و شهرستان دیگر در مقابل ادارات آموزشوپرورش گردهم آمدند تا نسبت به ضرورت ترمیم و اصلاح دستمزدها هماهنگ با سایر کارکنان دولت، اصلاح ساختار بیمه معلمان، پرداخت بهموقع پاداش پایانخدمت فرهنگیان و نقض احکام قضایی فعالان صنفی معلمان واکنش صنفی نشان دهند.
اوج اعتراضات در شهرهای غربی کشور ازجمله سنندج و مریوان گزارش شد که همچنان بیشترین محدودیت را درزمینه تشکلیابی صنفی برای معلمان دارند. این اعتراض سراسری که پیشازاین در شبکههای مجازی اطلاعرسانی شده بود، با استقبال تعداد نسبتا زیادی از معلمان مواجه شد که با اجماع بر سر خواستههای صنفی خود در روزهای پایانی باقیمانده به سال 95، دولت و مجلس را در مقابل آزمونی سخت برای رسیدگی به وضعیت هزاران فرهنگی که از تبعیضها و بیعدالتیهای شغلی ناراضی هستند، قرار داد.
در تجمعی که روز پنجشنبه برگزار شد، معلمان، پلاکاردهایی را در دست داشتند که روی آنها عباراتی همچون «هم از فقر مینالیم، هم از فرق»، «تحصیل رایگان، حق بچههای ماست»، «نه چپیم، نه راستیم، فقط معلم هستیم» و «تشکلیابی صنفی، حق معلمان است» دیده میشد.
در تهران نیز جمع چندصد نفرهای از معلمان و بازنشستگان فرهنگی در مقابل ساختمان مجلس شورای اسلامی گردهم آمدند تا با اعتراض به سیاستهای دولت یازدهم درباره ترمیم بودجه آموزشوپرورش بر بهکارگیری افراد باتجربه و متخصص بر مسند وزارتخانه آموزشوپرورش تأکید کنند.
ترمیم بودجه آموزشوپرورش و اصلاح آن ازجمله مطالبات جدی فرهنگیان در ماههای گذشته بود که منجر به شکلگیری کمپین «نه به بودجه غیرعادلانه» شد؛ کمپینی که امضای 140 هزار فرهنگی را بهعنوان مطالبه بسیار مهم جامعه معلمان کشور به مجلس تقدیم کرد تا بهاینوسیله، سهمی در فشار به دولت برای تعیین بودجه عادلانه برای آموزشوپرورش و کمک به بهبود وضعیت هزاران معلم شاغل و بازنشسته داشته باشد.
تاریخچه اعتراضات صنفی معلمان و بیانیه 19 اسفند
اما درحالیکه بیش از 15 سال از اعتراضات دامنهدار معلمان میگذرد، سالبهسال بر شدت اعتراضات افزوده میشود. تجمعات اعتراضی معلمان از سال ۸۰، وارد فاز جدیدی شد و به شکل حرکتهای خیابانی ظهور و بروز کرد. تجمعات اعتراضی – صنفی معلمان تا سال ۸۵ با برگزاری تجمعات گستردهای ادامه یافت. در تجمعاتی که برگزار میشد، ابتدا یک خواسته مطرح بود و آن هم اجرای قانون نظام هماهنگ حقوق بوده است. همزمان با بهتصویبرسیدن لایحه مدیریت خدمات کشوری، معلمان نیز تصور میکردند با تصویب این لایحه، ادعاهای دولتیها، درباره رفع تبعیض و یکسانسازی درآمدهای شغلهای یکسان محقق خواهد شد که گویا با اجرای این قانون، هیچکدام از این وعدهها محقق نشد. حالا هم مطالبات معلمان، همان مطالبات
16، 17 سال پیش است، با این تفاوت که بر حجم مطالبات اضافه شده است. در بیانیهای که روز 19 اسفند و در پایان تجمع سراسری از سوی معلمان صادر شد، بر سیاستهای نادرست دولتهای قبلی و فعلی و عدم ایفای نقش نظارتی مجلس بر بودجه و قوانین موردنیاز که وضعیت آموزشوپرورش را در وضعیت نابسامانی قرار داده است، تأکید شد. «هدایت تحصیلی اجباری، خصوصیسازی کامل پیشدبستانی، فروش مدارس با موقعیت تجاری، استاندارد و ایمننبودن و فرسودگی مدارس، تراکم بالای دانشآموزان در هر کلاس، کاهش ساعات حضور مشاوران در مدارس متوسطه، عدم اختصاص سرانه مناسب، خشونت در مدارس، عدم توجه به نیازهای دانشآموزان در مناطق محروم و حاشیهای» نمونهای از سیاستهای غلط مسئولان عنوان شد که بدون درنظرگرفتن شایستهسالاری و براساس ملاحظات حزبی و جناحی در رأس امور آموزشی و پرورشی قرار میگیرند.
شرایط بد معیشتی- منزلتی، دلیل اعتراضات دنبالهدار
محمدرضا نیکنژاد، معلم و فعال صنفی درباره دلایل تجمع 19 اسفند فرهنگیان به «وقایعاتفاقیه» میگوید: بر کسی پوشیده نیست که دهها سال است فرهنگیان کشور از شرایط بد معیشتی- منزلتی خویش گلایهمند و معترض هستند. این گلایهها از فاصله مشخص دستمزدها با میانگین خط فقر کشوری، بیمههای ناکارآمد، بهتأخیرافتادن تحقیرآمیز مطالبات پولی مانند حقالزحمههای اضافه تدریس، پاداش پایانخدمت بازنشستگان، نداشتن مزایای شغلی مانند دیگر کارمندان دولت، شرایط آموزشی بهشدت سخت در مناطق گوناگون، شلوغی کلاسهای درس و سروکلهزدن با دانشآموزان گریزان از درس و مشق و آموزش، افت شدید کیفیت آموزشی در کشور و پولیکردن آموزش و پیامدهای آن برای دانشآموزان، خانوادهها و خود فرهنگیان و… آغاز و تا دشواریهای ساختاری و نادیدهگرفتن فرهنگیان در برنامهریزیهای خُرد و کلان آموزشی و به زبان ساده، به حسابنیاوردن آنها در تصمیمسازیها و سیاستگذاریهای کوچک و بزرگ و حتی درون مدرسه و کلاس ادامه مییابد؛ البته اینها فقط بخشی از دشواریهای آموزش و معلم در کشور است. عضو کانون صنفی معلمان تهران در ادامه به تلاشهای صورتگرفته در ماهها و سالهای گذشته درباره رسیدگی به مطالبات صنفی معلمان اشاره کرد و گفت: پس از گفتوگوهای چندینماهه فعالان صنفی- آموزشی کشور با دستاندرکاران آموزشی، سیاسی، نمایندگان مجلس، دادن بیانیه، نوشتن یاداشتها و تحلیلهای آموزشی- صنفی در روزنامهها و فضای مجازی، تهیه پویشهای ضمن خدمت و بودجه عادلانه و… آنچه بیش از هرچه حس میشود، کمتوانی و کمتحرکی دستاندرکاران آموزشی- سیاسی کشور است.
ژرفترشدن حس فقر و فرق در بین معلمان
نیکنژاد، اجرانشدن نظام رتبهبندی برای جمع زیادی از فرهنگیان را عامل دامنزدن به تبعیضهای شغلی در میان این صنف دانست و گفت: اکنون 6 ماه است که فرهنگیان، حقالتدریس ساعتهای اضافه خویش را نگرفتهاند و این درحالی است که در رسانهها پشت سر هم از پرداخت مطالبات فرهنگیان سخن گفته میشود، رتبهبندی برای فرهنگیانی که در سال 95 به رتبههای بالاتر رفتهاند، هنوز و در روزهای پایانی سال اجرا نشده و… همه اینها موجب شده که حس «فقر» و «فرق» در میان فرهنگیان ژرفتر شود و این سبب ژرفترشدن شکاف میان دستاندرکاران آموزشی و فرهنگیان شده است. این حس همواره پتانسیل اعتراض در میان بخشی از فرهنگیان را فراهم کرده و در همین چند روز گذشته، نمونهای از آن را دیدیم. عضو کانون صنفی معلمان تهران با تأکید بر اهمیت تشکلیابی صنفی در میان معلمان و توجه به مقتضیات سازمانیابی مدنی برای نیل به اهداف تعیینشده گفت: من بهعنوان یک فرهنگی، ریشههای این اعتراض را درک میکنم و با دلنگرانیهای همکارانم همراه و همدل بوده و آن را مشروع میدانم. تشکل صنفی برای ورود به چانهزنی با دستاندرکاران آموزشی – سیاسی، نیاز به بدنهای دارد که همواره همراه و منتقد تشکلها باشد؛ این همراهی است که ستون فقرات کار مدنی- صنفی را توانمند کرده و قدرت چانهزنی با فرادستان را فراهم میکند. نیکنژاد، توجه هر چه سریعتر به مطالبات صنفی فرهنگیان را نیازمند یک برنامهریزی میانمدت دانست و گفت: از دستاندرکاران سیاسی- آموزشی به جد میخواهم تا یک میلیون فرهنگی و نزدیک 13,5 میلیون دانشآموز را دریابند و در یک برنامهریزی میانمدت درپی برطرفکردن دو حس زشت «فقر» و «فرق» برآیند تا برای همیشه آموزشی توانمند و پویا را برای آیندهسازان کشور فراهم کنیم.