جدیدترین ها

کپی لینک
کد خبر: 26772

فراغت یزدی‌ها از کوچه نشینی تا پَرسه زنی شهری

مهدی دهقان منشادی

تغییرات زمانه دست کوچه نشینان را می‌گیرد و به پَرسه زنی وادار می‌کند. گذر زمان، معمار تغییرات است و زمان در پیچ و خم عبور خود دست بر سر نسل‌ها و جوامع می‌کشد و رفتار و عادات و فرهنگ آدم‌ها و جوامع را به استحاله می‌کشاند. طی سال‌های طولانی رفتار و عادات‌ و فرهنگ انسان‌ها چارچوب سنت به خود گرفته و نسل‌های متمادی تا قرن‌ها بر نحوه‌ بودن و استمرار‌ آن پافشاری می‌کنند تا این که از دل زمان موجی نو بر می‌خیزد و در قالب مدرنیته، سنت را به چالش می‌کشاند و در این چالش شاید نکات مثبت و منفی فرهنگ‌ها همچون هیزمِ تر و خشک با هم بسوزند و به فراموشی سپرده شوند. یکی از اجزای فرهنگ یزد نحوه گذران اوقات فراغت مردم بوده که دست زمان در تغییرش دخالت به‌سزایی داشته است.

فرهنگ سنتی یزد با توجه به شرایط جغرافیایی حاکم بر آن، فرهنگِ کار و سخت کوشی بود که تزریق درآمدهای نفتی در دوره جدید به دگرگونی شیوه‌های کار و زیست و تفریح کمک کرد. خشکی، کم آبی و ضعف توان اکولوژیک یزد همواره زیستن را مستلزم سازگاری و کار بیشتر می‌دانسته و کارِ بسیار، زمان اندکی را برای فراغت باقی می‌گذاشت. در دهه‌های دور که سنت رونق خاص خود را داشت اقلیت ثروتمند یزد همیشه با بزم‌های مختلف جاری و رفت و آمد با هم سلکان خود، چه در داخل شهر و چه در ییلاقات اطراف، اوقات فراغت را با هزینه یا بی‌هزینه سپری می‌کرد. در روزمرگی مردم عادی فراغتی هم اگر حاصل می‌شد با کمترین هزینه در چرخه گذراندن می‌افتاد. جغرافیای خشک و بیابانی یزد موجب ‌شده بود تا پیشینیان ما همیشه چشم به راه باران باشند و این نگاه به آسمان داشتن به جستن معنویات فراسوی زمین منتهی گردید و روحیه مذهبی و معنوی آنان را تقویت کرد. زیست کنندگان در جهنم بیابانی یزد همیشه امید به بهشتی اخروی داشته و با شرکت در مراسم عزاداری و روضه خوانی، در گذران اوقات فراغت خود با یک تیر دو نشان را هدف قرار می‌دادند: با عزا و گریه به شادی و تفریح می‌رسیدند و توشه‌ای را هم برای رسیدن به بهشت موعود ذخیره می‌ساختند. وجود هفته‌خوانی‌ها و روضه‌خوانی در هر کوچه و محله یزد و در هر زمان از سال نشانگر ریشه‌های مذهبی- فراغتی فرهنگ یزد است. جشن‌ها و آذین بندی‌های مذهبی به خصوص در نیمه شعبان (که در هر صورت روضه و عزاداری را در خود داشت) و حال و هوای نوروزی شهر، جزیره‌هایی از شادی بودند که در دریای محرم و صفر با عرضی به اندازه تمام سال اوقات فراغت شهروندان یزدی را پوشش می‌داد. در کنار این تفریحات مذهبی و مناسبتی و در نبود مراکز تخصصی تفریحی- فراغتی، گونه‌ای دیگر از گذران فراغت در جای جای شهر به چشم می‌خورد و آن کوچه نشینی زنان و پاتوق‌های محله‌ای مردان بود. درست مشخص نیست سنت کوچه نشینی زنان از چه تاریخ و دوره‌ای آغاز شد اما مشخص است که در عصر معاصر و به خصوص در محلات جدید شهر این پدیده رو به افول گذاشته است. در هر محله از شهر زنان میان سال یا پا به سن گذاشته‌‌ای بودند که برای فرار از دل‌گرفتگی عصرگاهی در درگاه ورودی خانه خود می‌نشستند و هسته تجمعات زنانه محله را برای چند ساعتی از نیمروز دوم فراهم می‌کردند. در بعضی از این تجمعات در کنار رد و بدل شدن اخبار محله و پهن شدن بساط غیبت، گاهی چادرشبی گسترانده می‌شد و سبزی خوراکی خانواده‌ها پاک و خرد می‌گردید و در کنار این گردهمایی، دختران جوان و نوجوان نیز با اصول زنانگی و خوب و بدِ زندگی آشنا می‌شدند. این هسته‌های تجمعی زنانه گاهی نقش دوربین کنترلی محلات را بازی می‌کرد و با کنترل رفت و آمدها، امنیت نسبی محله در بخشی از شبانه روز تامین می‌گردید. نوجوانان و پسر بچه‌های محله نیز در گوشه‌ای دیگر از کوچه یا محله مشغول فوتبال و هفت سنگ یا تیله بازی بودند و عرق ریزان به تفریح سالم می‌پرداختند. مردان و پسران جوانِ بیکار یا از سر کار برگشته نیز برای خود پاتوقی می‌ساختند و در گوشه‌ای از گذر محلات ایستاده یا نشسته گفتگوهایی متعارف یا نامتعارف انجام می‌دادند و جالب است در شرایط عصر سنت این تجمعات مردانه مورد اعتراض زنان گوشه نشین محله قرار می‌گرفت و قبح آن توسط پدر و مادرها گوشزد می‌شد.

با احداث خیابان‌ها و مراکز خرید جدید و روزافزون، پَرسه زنی شهری به عنوان محصول عصر مدرن پا به عرصه فراغت یزدی‌ها گذاشت. پَرسه زنی به معنی راه رفتن و قدم زدن آرام است که مقصد خاصی را در نظر ندارد و لذت بردن از مسیر و تماشای آن هدف اصلی این فعالیت است. با تکه و پاره شدن بافت قدیم و بازارهای سنتی توسط خیابان‌های ماشین‌رو جدید در دهه‌های 1320 تا 1350 تعدادی از دکان‌های خرید و فروش به لبه خیابان‌ها کشانده شدند و پیاده روی و پَرسه زنی در خیابان‌ها به تفریحی جدید بدل گردید. با وجود این که احداث سینماها به عنوان مکان‌های تخصصی تفریحی توانست فراغت هزینه‌بری را برای مردم فراهم کند اما از اواخر دهه پنجاه و اوایل دهه شصت و با ظهور پاساژ کویتی‌ها، پاساژ 110 و فکری و بعدها پاساژ آزادی پرسه زنی ابعاد جدیدتری یافت و پاساژ گردیِ بی‌هدف و بدون قصد خرید بخشی از اوقات شهروندان را به خود اختصاص داد. دهه 1360 زمان ظهور گسترده ساندویچ فروشی و دهه 1370 آغاز انقلاب فست فود فروشی‌ها به عنوان محلی برای تفریح کوتاه مدت جوانان یزدی بود و خانواده‌های طبقه متوسط ترجیح می‌دادند هفته‌ای یک شب به ویژه آخر هفته خود را با خوردن پیتزا و همبرگر در یکی از فست فودی‌های شهر سپری کنند.

وقتی پارک‌های پراکنده در شهر برای شهروندان یزدی تداعی‌گر درخت و نیمکت و تاب و سُرسُره بود ساخت پارک نسبتا بزرگ با امکانات برقی جدید می‌توانست همچون یک شهر جلوه‌گر شود. احداث شهر شادی در بلوار کمربندی (دانشجو) در سال 1366 بزرگترین پروژه برای گذران اوقات فراغت یزدی‌ها به حساب می‌آمد که توانست توجه بسیاری از مردم شهر یزد و شهرستان‌های اطراف را جلب کند و مرکزی شورآفرین برای کودکان و نوجوانان یزدی باشد. رونمایی از پارک کوهستان در اوایل دهه 1380 در پیرامون شهر توانست به بخشی از نیازهای روز افزون فراغتی و تفریحی یزدی‌ها پاسخ دهد تا خانواده‌ها شام خانگی خود را روی روفرشی‌های پهن شده کف آن تازه تاسیس، میل نمایند.

روزگاری یزد به شهر دوچرخه‌ها معروف بود و استفاده از دوچرخه بیشتر برای جابجایی روزانه مردم بود و نه جهت تفریح و سرگرمی. گسترش بی‌رویه سطح شهر در نیم قرن اخیر و نیاز به تردد ماشینی باعث شد تا در شرایط نارسایی حمل و نقل عمومی، طبقات ناتوان از خرید خودروی چهار چرخ (اتومبیل) به موتورسیکلت روی آورند و سیطره موتورها در خیابان‌های شهر، یزد را به شهر موتورها تبدیل کنند. همه گیری موتور سیکلت موجب شد تا علاوه بر کاربری به عنوان وسیله نقلیه خصوصی برای جابجایی بین خانه و کار، وسیله‌ای هم برای تفریح جوانان شود تا با آن به پرسه زنی سواره در خیابان‌های متعدد یزد به ویژه منطقه صفاییه، خیابان تیمسار فلاحی، میدان اطلسی و خیابان ملاصدرا مبادرت کنند و با پرکردن باک موتورها با بنزین‌های یارانه‌ای و گاز دادن در مسیری بی مقصد، با دیدن چهره‌های انسانی به تفریحی تخدیر گونه دست یابند. به مدد تولیدات روزافزون خودروسازهای داخلی با هدف هر ایرانی چند خوردوی بی‌کیفیت، پدیده دُور دُور با ماشین توانست بخشی از فراغت جوانان را پوشش دهد و این دُور دُورهای تفریحی زمینه ساز بخشی از تصادفات و غصه آفرینی‌ها گردید.

گذر زمان، معمار تغییرات است و شهر یزد در روند تدریجی تغییرات خود در طول دهه‌ها شاهد تحول گسترده‌ای در تفریح و اوقات فراغت شهروندان خود بوده است. در حالی که هنوز تعدادی از پیرمردان و پیرزنان یزدی دلخوش به روضه خوانی‌ها و روضه نشینی‌های متداول شهر هستند، تغییرات زمانه دست زنان کوچه نشین را گرفته و به پَرسه زنی در مراکز خرید صدف، آریا، خلیج فارس و ستاره کشانده است. نسل کودک و نوجوان بی‌توجه به مشق و درس و بی‌حوصله از اجتماع، موبایل به دست پشت به تلوزیون کرده و بر روی مبل‌های راحتی لمیده است و چشمان خود را به صفحه گوشی هوشمند خیره کرده است تا با اسکرول کردن بی‌هدف صفحات شبکه‌های مجازی ساعات خود را سپری کند و یا در تلاش برای برنده شدن در بازی‌های رایانه‌ای به کم سو شدن چشم و هدر رفت زمان خود یاری رساند. تعدادی از جوانان و نوجوانان یزدی هم بعد از پَرسه زنی‌ها و دُور دُور زدن‌های بی هدف، در کنار رفیقان خود در یکی از کافه‌های فراوان شهر بر صندلی آن فرو می‌روند و ناامید از آینده به حال می‌چسبند. برای آنان تلخی قهوه، شیرین‌تر از آینده مه آلود جلوه می‌کند و ناکامی‌های اقتصادی و بی‌سرانجامی آرزوهای خود را در ابهام دود آلود قلیان و سیگار محو می‌کنند.

اشتراک گذاری:

دیدگاه

تعداد دیدگاه‌ها: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *