جدیدترین ها

کپی لینک
کد خبر: 28286

علم و ثروت در ترازوی تورم و جنگ                      

         مهدی دهقان منشادی

در فرایند زندگی، گاهی «برتر» به معنای «بهتر» است. در تاریخ بشریت درست مشخص نیست اولین بار چه کسی این سوال را مطرح کرد که “علم بهتر است یا ثروت؟”؛ و معلوم هم نیست کدام معلمی اولین بار این سوال را به عنوان موضوع انشاء در ذهن دانش آموزان ایرانی انداخت تا آنها باورانه یا ناباورانه در مدح یکی و مذمت دیگری جملاتی سر هم کرده و رفع تکلیف نمایند. آنچه مشخص است این‌که در طول زندگی بشری همیشه خوب‌ها و بهترین‌ها قدرت چندانی نداشته‌اند و به فرض بهتر بودن علم نسبت به ثروت، در مواقع سخت اقتصادی و بحرانی برتری و قدرت ازآنِ پول بوده ‌است. آدمی تا یاد دارد ثروت و علم زورِ برابری نداشته‌اند و پول همیشه توان بالاتری داشته و در کنار زایش ثروت بیشتر، توانسته علمی را بسازد که معمولا ثروت ساز هم باشد. گاهی هم ثروتمندان از علم همچون شراب زندگی بهره برده‌اند. در خلال تجارب زیسته مشاهیر و دانشمندان همه جای جهان مواردی از شعله وری علم و شهرت از خرابه‌های فقر گزارش شده است اما چون روز روشن است که ثروت نقش بسیار موثری در روشنایی علم و زایش و پرورش بزرگ‌ترین استعدادها و شخصیت‌های علمی و تاثیر گذار جهان داشته است. چارلز داروین، آرتور شوپنهاور، برتراند راسل، اسکار وایلد، مارسل پروست، لودویگ ویتگنشتاین، لئو تولستوی، پابلو پیکاسو، ایلان ماسک و بیل گیتس از جمله آدم‌های موفق و مشهور دنیا هستند که چه بسا اگر نطفه‌شان در یک خانواده فقیر بسته شده بود، یا با سقط جنین رنگ زندگی را ندیده بودند و یا اگر به دنیا می‌آمدند خیری از آن نمی‌دیدند. بنابر این روشن است که ثروت منشا قدرت بوده و شکوفایی استعدادهای زیادی را باعث شده و از دامن رفاه همیشه علم به بالندگی بیشتری دست یافته است.

نظام آموزشی کشور ما برای بزرگ‌داشت دانش و فرهیختگی، در موارد بسیاری علم و ثروت را در دو کفه ترازو گذاشته و برای تشویق دانش آموزان و دانشجویان وانمود کرده است که علم سنگینی بیشتری دارد اما طنز تلخ این تصویر سازی جایی‌ست که کفه سبک به بالا رفته، ثروتمند بالانشین به عالِمِ کفه نشین پایینی پوزخند می‌زند و در اصل، ثروت با بالانشینی خود که حاصل رنج آن پایین‌نشین است به گونه‌ای دراماتیک خودنمایی می‌کند. با وجود این که سال‌ها علم و ثروت را در ترازوی عوام گرایی ریخته و خواسته‌اند دانش آموزان انشاء نویس را قانع کنند که علم برتری بی‌چون و چرایی نسبت به ثروت دارد اما همیشه در طول روزگاران، اقتصاد ضعیف و شرایط جنگی کشورها همچون ترازوی دقیقِ دیجیتالی وزن آن دو را به روشنی مشخص نموده‌اند.

اقتصادهای ضعیف و ناکارآمد و جنگ‌ها، هیولاهای دست ساخت بشری هستند که هر دو در دامن خود دیوی را می‌پرورانند که مردم جوامع آنها را به نام گرانی و تورم می‌شناسند. وقتی جنگی درگیرد، تورم افسار گسیخته به پیش می‌رود و آتش گرانی بنیاد زندگی را می‌سوزاند. در این شرایط نه تنها شهرها و روستاها ویران می‌شوند بلکه فرهنگ و اخلاق و انسانیت در معرض ضعف و فروپاشی قرار گرفته و در این کارزار سخت، ثروت برتری خود را بر دانش و فرهیختگی اعلام می‌دارد.

چرخ زندگی در هر شرایطی تمایل به چرخیدن دارد و ایستایی آن به معنای مرگ است. چرخیدن این چرخ همیشه یک فرایند استهلاکی بوده و خرابی چیزها، از اعضای بدن انسان گرفته تا وسایل زندگی، اجتناب ناپذیر است. در شرایط جنگی و تورمیِ کمرشکن، هر خرابی و بیماری، ولو کوچک و جزئی باشد به رنج‌افزایی ندارها منجر می‌شود. در هر خانواده‌ای اگر یکی از اعضا دچار سرماخوردگی ساده شود خانواده علاوه بر تحمل بیمار و بیماری مجبور است قسمت قابل ملاحظه‌ای از درآمد خود را به درمان و دارو اختصاص دهد. در غیاب یک نظام کارآمد تامین اجتماعی این هزینه زیاد برای بهبود سرماخوردگی، برای خانواده‌ها رنج افزا می‌باشد و شدت این هزینه‌بری و رنج افزایی در بیماری‌های سخت‌تر یا لاعلاج بسیار بیشتر است. اگر هر یک از وسایل زندگی خانواده‌ها از لوازم خانه گرفته تا خودروی مورد استفاده نیز دچار خرابی شود با توجه به هزینه‌های سرسام آور تعمیر و تعویض شاید خانواده با سقوط یک یا چند پله‌ای دهک درآمدی دچار گردد. در شرایط جنگ و تورم، بالا رفتن اجاره خانه یا هزینه وحشت آور تعمیرات خانه نیز در آزردن خانواده‌های طبقه متوسط و فقیر نقش موثری دارد.  

برای اهل علم معمولا اندوختن دانش، جنبه‌ای از معنای زندگی است و غوطه وری در علم و کتاب چون شنا کردن ماهی در آب، زندگی بخش و لذت زا است. وقتی جنگ و تورم باشد و توان مالی نباشد علم دیگر دل خوش‌کُنک هم نیست زیرا گردش زندگی وابستگی بیشتری به پول پیدا می‌کند و علم و عالِم از پس هزینه‌ها بر نمی‌آیند. وقتی پول نباشد قدرت خرید مردم عادی به شدت پایین می‌آید، با کم شدن مواد مورد نیاز بدن به خصوص گوشت و میوه و … ویتامین، پروتئین و آهن کمی به بدن می‌رسد، نیاز به خدمات پزشکی و دندانپزشکی زیاد اما مراجعه به آنها کم می‌شود، لاجرم بیماری و اضمحلالِ جسم و جان رونق می‌گیرد. در این میان پول حرف اول را می‌زند و داشتن هرچه بیشتر آن گره گشا و رنج زداست. دانشمندان و فرهیختگانِ بی‌ثروت که هم‌ردیف با عوامِ طبقه متوسط و پایین با فشار اقتصادی و رنج حاصل از آن مواجه شده‌اند متوجه می‌شوند علم در این شرایط نه تنها بهتر از ثروت نیست بلکه قدرتی هم برای سامان دادن به اوضاع ندارد و انرژی لازم برای چرخاندن چرخ‌های زندگی در سنگلاخ گرانی‌ها، تنها پول است و ثروت. بنابراین بحران‌های اقتصادی و شرایط جنگی کشورها همچون ترازوی دقیقِ دیجیتالی وزن علم و ثروت را به روشنی در زندگی مشخص می‌کنند.

اشتراک گذاری:

دیدگاه

تعداد دیدگاه‌ها: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *