سرویس حوادث ؛ ستاره درخش/ فقط 12 روز مانده است تا جوانی را بالای دار ببرند و 28 اردیبهشت 98 به عنوان روزی نحس در زندگی این جوان ثبت شود. اکنون نفسهای زندگی حمید به شماره افتاده است.
«حمید »پسر جوانی که سال 91 فقط1۷ سال داشت به همراه دوستش مرتکب جنایت می شود. قتل مرد حدودا ۳۰ ساله که جوانی و ناآگاهی حمید و دوستش علی باعث شد تا 8 سال از بهترین ثانیه های زندگیش را پشت میله های زندان باشد و هر روز و هر شب تصویر طناب دار و وحشت از قصاص چهره جوان او را شکسته و کمرش را خمیده کند.
حمید به جرم مشارکت در قتل به قصاص محکوم شد و با تایید حکم باید تا رسیدن به سن قانونی در زندان منتظر اجرای حکم می ماند.
مددکاران و شورای حل اختلاف زندان مرکزی یزد در این مدت طی رایزنی با خانواده مقتول موفق شدند رضایت آنها را برای مصالحه بگیرند و در نهایت خانواده مقتول با بزرگواری از اجرای حکم قصاص گذشته و در ازای آن درخواست مبلغ 546 میلیون دیه را کردند.
آنها به این دلیل از قصاص گذشتند تا شاید دو دختری که دیگر سایه پدر را ندارند؛ برای تامین هزینه های سنگین زندگی و تضمین آینده ای نه چندان روشن؛ حداقل این مبلغ می تواند گوشه ای از زندگی پر رنجشان را بگیرد.
حمید باید نصف مبلغ تعیین شده تا 27 اردیبهشت یعنی تا 12 روز دیگر تهیه کند اما تامین این مبلغ دیه برای حمید و خانواده اش مقدور نیست.
حمید فرزند آخر خانواده ای با یک خواهر و 2 برادر بزرگتر از خودش است. وضعیت مالی پدرش باعث شد تا خواهر و برادرش نتوانند ادامه تحصیل بدهند و تا مقطع تحصیلی سیکل درسشان را رها کردند. اما حمید علاقه و پشتکار زیادی برای ادامه تحصیلش داشت. بعد از گذراندن دوران راهنمایی توانست خانواده اش را راضی کند تا روزها کار کند و شب ها برای گرفتن مدرک دیپلم ادامه تحصیل بدهد.
حمید در کارگاه کاشی کاری مشغول شد و هنر کاشی کاری را بخوبی آموخت . آنقدر به کارش وارد شد که به گفته پدرش توانست پیش از سن قانونی و در نوجوانی در سن کم گذرنامه دائمی عراق را برای انجام کاشی کاری و مشارکت در بازسازی عتبات عالیات بگیرد. او همچنین برای ساخت مسجد محله شان آستین همت بالا زد تا بتواند به کمک جوانان محل چراغ مسجد را روشن کند. اما چرخ گردون روزگار برای حمید جور دیگری چرخید.
روایت حمید از سالهای سخت زندگی
حمید با اشاره به اینکه یک دوست ناباب و یک اشتباه ناخواسته باعث شده تا پای طناب دار پیش رود در گفتگو با خبرنگار بشارت یزد گفت: سال ۹۱ دوستم تماس گرفت و گفت شخصی مدام مزاحم نامزدم میشود و بیا تا او را ادب کنیم. هنگامی که وارد خانه ای شدیم دیدم مردی بی هوش افتاده است و دوستم گفت بیا تا او را بیرون شهر ببریم. آن موقع آنقدر به دوستم اعتماد کردم که متوجه نشدم شاید حقیقتی دیگر در پشت ماجرا باشد.
حمید در ادامه با اظهار ندامت از اتفاق افتاده ادامه داد: امیدوارم همانطور که خانواده مقتول بزرگواری کرده و از حق قصاص خود گذشتند، مردم خیر و نیکوکار یزد هم به من کمک کنند تا بتوانم اشتباهم را جبران کنم و با حیات دوباره فردی مفید برای جامعه باشم.
هشتگ حمید
مدتی است در فضای مجازی یکی از هنرمندان کمپین هشتگ حمید (#حمید) راه اندازی کرده است. مهدی صفوی زاده در رابطه با راه اندازی این کمپین به خبرنگار بشارت یزد گفت: مدتی پیش برای اجرای برنامه طنز به زندان مرکزی یزد رفته بودم بعد از پایان برنامه با مسئولین زندان در خصوص مدد جویان و جرائمی که انجام داده بودند، صحبت میکردم. در بین صحبت ها به مورد حمید برخوردیم که مسئولین از اخلاق و رفتار او رضایت داشتند.
مددجویی که زندانبانش از او تعریف می کرد و او رامستحق آزادی می دانست! وقتی در خصوص «حمید» پرس و جو کردم متوجه شدم حمید پسر جوانی است که بسیار از کرده خودش پشیمان است. حمید در زندان کار معرق کاری روی مس را انجام می داد. به قدری آثار هنری زیبایی روی مس انجام داده بود که باور کردن اینکه پسری با این دستان هنرمند در زندان باشد سخت بود. علاوه بر آن نیز مرشدی زورخانه زندان می کرد. وقتی در جریان ماجرایش قرار گرفتم تصمیم گرفتم با کمک موسسه مردم نهاد «خانه صلح و اندیشه »کمپینی برای کمک به تامین مبلغ دیه حمید راه اندازی کنم. این کمپین به نوبه خودش در یزد برای اولین بار انجام می شد. به نام «کمپین رهایی حمید» شکل گرفت.
اسفندماه سال گذشته با توجه به فرصت کمی که حمید داشت این کمپین در شبکه های مجازی راه اندازی شد و باید مبلغ 237میلیون را تا 27 اردیبهشت ماه سال جاری جمع آوری می شد.
در ابتدا راه اندازی این کمپین با استقبال خوبی مواجه نشد. اما با گسترش آن در شبکه های مجازی مثل توییتر، تلگرام و اینستاگرام و انتشار فیلم هایی که در رابطه با حمید توضیح داده شده بود؛ توجه مردم جلب شد، تا جایی که در ماه اردیبهشت تا کنون موفق شدیم مبلغ نزدیک به 100 میلیون تومان را جمع آوری کنیم. این جمع آوری کمک ها ادامه دارد که البته با توجه به فرصت کمی که باقی مانده امیدوارم که خیرین برای آزادی یک جوان پشیمان چنانچه هر یک از ما ممکن است ناخواسته خطایی داشته باشیم، پای کار بیایند و او از اعدام رهایی یابد.