جدیدترین ها

کپی لینک
کد خبر: 8161

دست به نقدمان خوب است!

افسانه طاهرنژاد/ با آغاز فصل تابستان تب انتقاد از نبود برنامه های متنوع و شاد بالا می گیرد. همیشه از اینکه اوقات فراغت در جامعه ایرانی به خوبی مدیریت نمی شده،  انتقاد می شود  و هر بار مسئولی در جایگاه خودش مشکل را به نهاد دیگری مربوط می کند و به هر نحوی این موضوع مهم که در کشورهای پیشرفته جز ارکان رفاه اجتماعی است را نادیده می گیرد. در بین منتقدان به موضوع اوقات فراغت، جوانان و بانوان نقش پررنگ تری دارند؛ جوانان که بیشترین زمان خود را در فضای مجازی سپری می کنند و بانوان نیز که در کنار برخی محدودیت ها انگار خودشان را محکوم به انزوا و جامعه گریزی می دانند. این افراد همواره معتقدند که اگر در شهر برنامه های شاد و متناسب با روحیاتشان برگزار می شد حتما شرکت می کردند.

 این در حالی است که علیرغم برگزاری مراسم متعدد از سوی سازمان های مختلف، استقبال چندانی از سوی مردم نمی شود. برای اثبات این ادعا می توان مجموعه برنامه های متنوع دهه کرامت را ذکر کرد. همین هفته گذشته برنامه ای تحت عنوان " جشنواره فرهنگی ورزشی فراغت بانوان با ورزش" برگزار شد که کل شرکت کنندگان 100 نفر بودند. علت این استقبال آن هم در مرکز شهر چیست؟ وقتی بودجه ای از سمت سازمانی برای این کار تعریف شده است، عده ای مربی و داور برای برگزاری مراسم حضور یافته اند و امکانات لازم هم فراهم شده است، چرا تنها این تعداد باید حضور یابند؟! آیا این جا هم مقصر افراد دیگری هستند؟ آیا این برنامه به اندازه کافی نشاط آور نبود؟ آیا زمان برگزاری برنامه مناسب نبود؟ اگر تمام این موارد هم صحیح باشد پس عدم حضور افراد در این برنامه ها دیگر حق انتقاد را از آنها تا حدودی ساقط می کند.

به هر حال زبان انتقادمان خیلی خوب است. همیشه از زمین و زمان گلایه داریم و هر روز به دنبال یک نفر می گردیم تا او را علت تمام کاستی ها معرفی کنیم. از خورده شیشه هایی که در مسیر حرکتمان ریخته گلایه می کنیم و قطعا منتظر می مانیم مامورین شهرداری بیایند و آنها را جمع کنند این در حالی است که بارها برای هر کداممان پیش آمده که زباله ای را در کوچه و خیابان ریخته و اصلا هم نگران نشدیم که شاید یک نفر از این موضوع شاکی شود.

انتقاد های ما در برخی مواقع بجا و درست است و قطعا مسئولین در برخی حوزه ها کم کار هستند. اما بیاییم کمی کلاهمان را بالاتر بگذاریم. به خودمان بگوییم چندبار با برنامه ها و قوانین به خوبی همکاری کردیم؟ چقدر در مصرف انرژی سهیم بودیم و برای یک حمام ساده دوش آب را بدون وقفه باز نگذاشتیم تا در ضمن کمبود انرژی با وجدانی آسوده انتقاد کنیم؟ از خودمان بپرسیم اگر مامور و یا دوربین نبود کمربند ایمنی را می بستیم؟ و هزاران پرسش دیگر که باید از خودمان بپرسیم و ببینیم ما چقدر در بروز زمینه های نقد سهم داریم. گاهی برای این انتقادهای نابجا و غر زدن های بی وقفه و به دور از انصاف تنها می توان به اظهار نظر جالب "آنتوان چخوف" فکر کرد که می گفت:«منتقدان مثل خرمگس هایی هستند که از شخم زدن زمین توسط اسب ها جلوگیری می کنند»!

 

اشتراک گذاری:

دیدگاه

تعداد دیدگاه‌ها: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *