وزیر جوان و تیشرت پوش دولت در فضای مجازی اش نوشت: «خبر خوشی برایتان دارم!» و ملت همیشه در صحنه هم پای وزیر را تا سونوگرافی و سیسمونی کشاندند. من هم به تقلید از وزیر جوان و صادق ارتباطات، همین پیام را برای عیال و کاکتوس زادگان و آشنایان فرستادم. ببینید چه جوابی دریافت کرد:
ته تغاری نوشت: «بابا جان حامله آید!» ولی وقتی فکرش کرد، فوری پیام را پاک کرد و نوشت: «وام برای جهیزیه همشیره گرفته اید؟!»
بزرگترین کاکتوس زاده نوشت: «بابا جان! فردا با کفش نو مدرسه می روم؟!»
عیال نوشت: «صاحبخانه راضی شده اجاره بها را بالا نبرد؟!»
فرزند وسطی نوشت: « بابا جان! پول تعمیر تلویزیون جور شد؟ حالا فوتبال در خانه خودمان می بینیم؟»
اخوی گنوشت: «قطعه یدکی ماشینت پیدا شد و من از بردن تو سرکار راحت شدم؟!»
من که با این همه آدم گیج اطرافم کلافه شده بودم، تصمیم گرفتم که دیگه سوپرایزشون نکنم! می خواستم بعد از پیام «خبر خوشی دارم» بنویسم: «بالاخره نوبت گرفتن گوشت یخ زده با کارت ملی به من هم رسیده!» خوب شد این پیام را عمومی نفرستادم وگرنه لبنیاتی و قصاب و بقال محله هم تصور می کردند قرار است بدهی هاشون را بدهم!
مدیران چه سوپرایزی می دهند و کاکتوس ورشکسته و عیالات مربوطه اش به چه فکر می کنند؟