گرچه این روزها باوجود معدود تنفس های مقطعی؛ گردشگری کشور به لحاظ ادامه تحریم های ناجوانمردانه و نیز وضعیت شکننده و نگران کننده کرونا؛ حال و روز خوبی ندارد اما انتصاب سید مصطفی فاطمی را می توان خبری خوب برای گردشگری کشور برشمرد و در کنار آن ضمن تاسف وناراحتی برای گردشگری استان بخاطر از دست دادن این مدیری عاشق و موفق؛ می توان بخاطر ارتقا و کمک به گردشگری استان در مسندی بالاتر در پایتخت و از آن مهمتر حضور طبیبی عالم و مسلط به گردشگری در عرصه ملی امیدوار وخوشحال بود.
فاطمی از مدیران عاشق و موفق گردشگری در یزد بود که به علت علاقه ای که به این حوزه داشت؛ در بدترین شرایط اقتصادی ناشی از تحریمو در نتیجه سخت شدن سفر گردشگران خارجی از سویی و از سوی دیگر همه گیری طاعون قرن یعنی ویروس کرونا_ که ضربه کاری بر گردشگری همه دنیا زد_ باز هم توانست موفقیت های خوبی را در این عرصه به ارمغان آورد و نفس های به شمار افتاده این بیمار را امید به زندگی دوباره بخشد. از این رو رفتن او از صدر مدیریت گردشگری استان مایه تاسف وناراحتی است.
گرچه نخستین روزهای کاری و نخستین خبر فعالیت استاندار جدید یزد در دولت سیزدهم، حضور در بافت تاریخی و بازدید از مناطق تاریخی و گردشگری یزد با قدم زدن “مهران و مصطفی” در کوچه ای آشتی کنان یزد گذشت، اما این کوچه ها دیگر کارآیی خود را آنچنان که در گذشته بود؛ از دست دادند! چرا که گرچه استاندار یزد خود نسبت به ادامه مدیریت مدیرکل میراث فرهنگی به لحاظ کارنامه موفق وی و خشنودی فعالین این عرصه در استان، رضایت داد؛ اما امروزه به لطف گسترش روابط اجتماعی و عوامل موثر بر آن؛ دیگرانی نیز در این تصمیمات مدعی و موثرند. اما به نظر می رسید که حداقل بنا به خواست آن دیگران هم شده دیگر “دو فاطمی” در یک استان نگنجند! لذا زمزمه های رفتن یکی که مدیریتش دیرینه تر و جامانده از دولت قبل بود به گوش رسید و رفته رفته این گزینه جدی شد.
نام “مصطفی” ابتدا برای تصدی مدیرکلی میراث فرهنگی و گردشگری استان اصفهان مطرح و حتی برای تصدی این سمت، سفر مقدماتی به این دیار نیز داشت. برخی مدیران و حتی نمایندگان شورا و مجلس این استان نیز در ابتدا از حضور این مرد موفق گردشگری استقبال کرده و دل در گرو تحول گردشگری وصنایع دستی نصف جهان با حضور این مدیر دارای کارنامه موفق بستند و رویای پیشی گرفتن از همسایه را هم با بردن مدیر موفق آن در سر پروراندند. حتی در گشت شهری برای بازدید از موقعیت ها و پتانسیل های این شهر تاریخی و پرآوازه در عرصه گردشگری نیز برخی از تصمیم گیران این عرصه با وی همراهی کرده و خوشحالی هایی هم کردند.
اما همچنان که انتقال صنایع فولادی از جمله کارخانه ذوب آهن در دوره ای در دهه ۳۰ و ۴۰ به این قطب گردشگری موجب ضربه به نصف جهان به خاطر دور شدن توجه ها از درآمد پایدار گردشگری به درآمد هنگفت شد و سیل پول های ذوب آهن و فولاد موجب دوری آنها از توجه به این صنعت مادر شد؛ بار دیگر نیز سایه تنش های ناشی از صنعت فولاد؛ مانع این انتصاب خوش یمن در آنجا شد.
چنانچه با بالا گرفتن تنش آبی بین دو استان همجوار، نمایندگان استان اصفهان در نامه ای به رئیس جمهور و معاون پارلمانی وی، خواستار درنظر گرفتن دغدغه خود شدند! نتیجه این نگرانی نیز چیزی نبود جز اینکه در نهایت به این انتصاب رضایت داده نشد. این در حالی است که سالها مدیرانی از این استان در یزد، مسند دار پست های کلیدی بودند و یزدی ها هرگز نگاه و حساسیت اینچنینی نداشته و خوشبختانه هنوز هم ندارند. گرچه صد البته این ممانعت باعث خیر و برکت با انتصاب این مدیر جوان و موفق در پستی بالاتر شد.
در سرمقاله ای که روز گذشته به قلم محمدعلی وزیری در همین نشریه منتشر شد، ضمن پرداختن به موضوع این انتصاب و فرصت های آن برای استان، درباره از دست رفتن چنین مدیری از استان مطالبی جداگانه نوشته شد و از تلاش های دکتر محمدرضا دشتی اردکانی، رئیس فراکسیون گردشگری مجلس و از نمایندگان مردمی وسختکوش استان در این انتصاب که فارغ از نگاه گرایش سیاسی و با نگاه استفاده از توانمندی های افراد علاقه مند به این مرز وبوم بود نکاتی مطرح شد. تصمیمی که با حمایت رئیس فراکسیون کردشگری مجلس از سوی عزت الله ضرغامی، وزیر میراث فرهنگی؛ گردشگری وصنایع دستی کشور به استفاده از همه ظرفیت ها و پتانسیل های کشور گرفته شده جای تقدیر و تشکر بسیار دارد. جا دارد بار دیگر به این نوع نگاه که بسیار نزدیک به نگاه مقامات ارشد نظام در استفاده از همه ظرفیت ها و جذب حداکثری است از وزیر و نماینده مربوطه تقدیر وتشکر صورت گیرد.
به امید روزهای بهتر برای گردشگری استان و همه میهن عزیزمان و موفقیت و امیدواری برای همه جوانان علاقه مند به آبادانی این سرزمین.
جواد آذرنگار