با سلام و احترام،
در این سالها مدیریت فرهنگی شهر ما شاهد تصمیماتی بوده که نهتنها به توسعه فرهنگی کمک نکرده، بلکه بسیاری از هنرمندان و فعالان فرهنگی را به حاشیه رانده است. بهعنوان فردی که از نزدیک با وضعیت فرهنگی این شهر آشنا هستم، لازم میدانم برخی از این موارد را بهطور جدی مورد نقد قرار دهم.
در چهار سال اخیر، مبالغ کلانی به برخی مؤسسات خاص اختصاص داده شده است. بهعنوان نمونه، دو میلیارد و یک میلیارد تومان کمک مالی به دو مؤسسه مذهبی پرداخت شده، در حالی که بسیاری از هنرمندان این شهر با مشکلات جدی معیشتی دستوپنجه نرم میکنند. شرمندگی و خجالت در مقابل خانواده های خود، افسردگی های مزمن و روحیه ی خودکشی در میان بسیاری از بچه ها موج میزند. جشنوارههای تئاتر، موسیقی و هنرهای تجسمی در حد چند عکس و پست تبلیغاتی باقی ماندهاند، اما در عمل، امضای بودجههای کلان برای مؤسسات همسو با تفکر نامدیریتی شما و همفکران، اولویت اصلی بوده است.

مدیریت در اینستاگرام، انحصار در واقعیت
ضربالمثل قدیمی میگوید: کفتر عبدالقادر، خوردن و خوابیدنش روی بام ماست، ملقزدنش روی بام همسایه! این توصیف دقیقی از نامدیریتی شما و برخی تازهبهدورانرسیدههای فرهنگی در این سالهاست. زمانی که اینستاگرام هنوز فیلتر نبود، بسیاری از شما با چند پست در فضای مجازی به جایگاه نامدیریتی آمدید. اکنون که در مسند قدرت قرار گرفتهاید، همان شبکهها را ابزاری برای نمایش فعالیتهای خود کردهاید. اما آیا واقعاً این نمایشها بازتابی از حمایت از هنر و فرهنگ است؟
همانطور که در فضای مجازی، خود را حامی جشنوارههای تئاتر، موسیقی و هنرهای تجسمی نشان میدهید، در عمل، امضای بودجههای کلان برای مؤسسات همفکر خودتان انگار اولویت اصلی بوده است هرچند شما مامور و معذور بوده اید. هنرمندان واقعی این شهر، نه از بودجههای شما سهمی دارند، نه از امکاناتی که باید به رشد و توسعه فرهنگی شهر اختصاص یابد.
هیئت یا بلندگو ؟
در طی چندین سده ، شهر ما همواره میزبان هیئتهای مذهبی بوده که در پوست و گوشت و پهنای این شهر جاری و ساریاند، هیئتهایی که با عشق و باور قلبی مردم شکل گرفته و جایگاهی ریشهدار در فرهنگ این دیار داشتهاند. اما نگاه فرهنگی، امنیتی و سیاسی شما، هیئتهای نوپایی را علم کرد که نه در قلب و ذهن مردم جایگاهی داشتند، نه از باورهای عمیق جامعه برآمده بودند. بلکه صرفاً به عنوان ابزار تبلیغاتی و پروپاگاندا، مانند بلندگوهای پر سر و صدا در اطراف پارکها قد علم کردند و هر روز همچون قارچ، ناگهان از زمین سربرآوردند. این سیاست نه تنها پیوند دیرینه مردم با نهادهای مذهبی اصیل را تضعیف کرد، بلکه فضاهای عمومی را به پایگاههایی برای نمایش یکسویه قدرت تبدیل نمود. آیا این همان فرهنگی است که قرار بود توسعه یابد؟
مسائلی فراتر از اداره فرهنگ و ارشاد
هرچند موضوعات مربوط به مدیریت شهری در حوزه شهرداری و شورای شهر است، اما نمیتوان از اثرگذاری رویکردهای فرهنگی نامدیریتی و همفکران شما در این زمینه چشمپوشی کرد. دیوارکشیهای گسترده در فضاهای عمومی، اختصاص فرهنگسراها به نهادهای خاص و حضور تبلیغاتی در پارکها با بنرهای بزرگ و بلندگوهای پر سر و صدا، همگی بخشی از همان سیاستهایی است که عرصه عمومی را محدودتر کرده و فضاهای فرهنگی و تفریحی را به ابزارهای تبلیغاتی تبدیل کرده است. این سیاستها، شهر را نه به مکانی برای زیست فرهنگی متنوع، بلکه به فضایی یکدست و بسته تبدیل کرده که در آن، تنها یک نگاه فرهنگی امکان رشد دارد.
عدالت فرهنگی، یا انحصارگرایی؟
چرا بسیاری از مراکز فرهنگی که با هزینههای عمومی ساخته شدهاند، به مؤسسات تکمنظوره مذهبی اختصاص یافتهاند؟ فرهنگسراهایی که میتوانستند محلی برای تعامل آزاد هنرمندان، نویسندگان و اهالی فرهنگ باشند، اکنون در اختیار مجموعههایی قرار گرفتهاند که رویکردی یکسویه دارند. آیا این عدالت فرهنگی است؟ آیا نباید با همدلی و هم افزایی رسالت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی با همکاری دیگر ارگان ها حمایت از تمام جریانهای فرهنگی و هنری باشد؟
فرصتی برای جبران
جناب آقای نامدیر
این سیاستهای انحصاری، موجب سرخوردگی و دلزدگی بسیاری از هنرمندان شده است. فرهنگ و هنر زمانی زنده و پویا خواهد بود که تمام جریانهای آن مورد حمایت قرار گیرند، نه فقط بخشی که مطابق با نگاه نامدیریتی و هفکران شما باشد.
وسلام
عماد عقلی