جدیدترین ها

کپی لینک
کد خبر: 6011

ثبت جهاني آغاز راهي طولاني

سرمقاله

 

بشارت یزد: صالح مستوفیان/ بالاخره چکش رييس اجلاس يونسکو به نشانه تاييد بر سندان فرود آمد و يزد به عنوان ششمين شهر جهان، ميراث بشري شد. اگر ابتداي اين هفته در دلمان رخت مي شستند و نگران شايعات و خبرهاي ضد و نقيض از اين اجلاس بوديم، حالا قند در دلمان آب مي شود و خوشحاليم که هم سنگ شهرهاي بزرگ و تاريخي جهان از يزد نيز نام برده مي شود.

هرچند که اين افتخار و احترام جهاني ماحصل داشته ها و کشته هاي امروزي مان نيست و آن را مديون آبا و اجدادي هستيم که با دست هايي پينه بسته و چهره هايي آفتاب سوخته خشت خشت بافت تاريخي را بنا نهادند و براي زنده نگهداشتنش فرسنگ ها قنات حفر کردند و جان ها دادند تا امروز جهان نما شويم والا اگر به ما بود که سالهاست خانه هاي بافت تاريخي را براي نشستن در آپارتمان رها کرده ايم و تنها به هوس پيتزا خوردن يا انداختن چند عکس براي ايسنتاگرام گاهي قدم به محل زندگي نياکانمان مي گذاريم. آري اين روزها خانه پدري مان جولان گاه اتباع بيگانه است و حقيقتا بايد دست اين مهاجرين را بوسيد که حضورشان باعث زنده نگهداشته شدن زندگي در بافت و ثبت جهاني آن شده است.

تقارن ثبت جهاني يزد با ايام برگزاري کنکور سراسري را هم بايد به فال نيک گرفت. اصولا در باور اغلب ما قبولي در کنکور آن هم پس از چند سال تلاش پيوسته و تست زدن هاي پياپي رسيدن به همه آرزوها و تضمين کننده آينده زندگي مان است و غافليم از اينکه تازه خان اول را رد کرده ايم و ماجراي اصلي تازه در دانشگاه شروع شده است. ثبت جهاني نيز فقط و فقط برداشتن گام نخست از يک مسير طولاني است و اگر تا ديروز با ماله کشي بر کاستي هاي بافت تاريخي و کمبودهاي زيرساختي گردشگري يزد ناپلئوني توريست ها را راضي مي کرديم و ناني به کف مي آورديم اما امروز آقا بالاسري به نام همه مردم جهان داريم که يزد را متعلق به خود مي دانند و موي را از ماست مالي هاي ما بيرون مي کشند.

شايد اغراق نباشد اگر بگوييم اين روزها بجاي آنکه بايد از ثبت جهاني يزد خوشحال باشيم، بيشتر بايد به بار سنگيني که بر دوشمان گذاشته شده فکر کنيم و بدانيم جهاني ماندن بسي سخت تر از جهاني شدن است. هنوز هزاران کار انجام نشده يا  نيمه تمام  در اين مجموعه وجود دارد و هنوز از مديريت جامع شهري در اين حوزه رنج مي بريم. اين اقدام يونسکو سواي محبت و احترام به يزد به گونه اي يک پس گردني هشدار است براي تک تک يزدي ها اعم از مسئول يا شهروند عادي تا دريابند صاحب آثاري هستند که جهانيان به داشتنش غبطه مي خورند و بايد بجاي بي تفاوتي و کاهلي، براي ميزباني از گردشگران مشتاق جهان آماده اش سازند. حالا که همه جهانيان را براي مهماني به يزد دعوت کرده ايم بايد آداب اين ضيافت را هم فرا بگيريم.

رسيدن به ثبت جهاني به گونه اي همانند قهرماني در جام جهاني است. تلاش هاي بسيار و تدارکات مفصلي لازم است تا تيمي موفق به قهرماني جهان شود اما اين فتح شورانگيز  پايان راه و تمام شدن تلاش ها نيست چرا که از اين پس هر تيمي که با قهرمان جهان روبرو مي شود انتظار بازي درخور قهرماني جهان از او دارد و سطح انتظارجهانيان از آن تيم بالا مي رود.

اگر در گذشته توريست ها يزد را به عنوان يک شهر تاريخي از ميان صدها شهر ديگر ايران انتخاب مي کردند، امروز به يزد به عنوان شهري جهاني مي نگرند و با اين انتظار که به ميراث جهاني بشر مي آيند، بليط هاي خود را به مقصد ايران رزرو مي کنند.

انتظار توريست ها قطعا از 18 تيرماه 96 به بعد بسيار بالا مي رود و متناسب با آن ميزبان نيز بايد سفره اي جهاني برايش گسترده سازد. اگر گذشتگانمان بدون ادعا توانستند آثاري خلق کنند که جهانيان حسرت داشتنش را مي کشند چرا ما نتوانيم در نگهداري آن کوشا باشيم؟

اشتراک گذاری:

دیدگاه

تعداد دیدگاه‌ها: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *