مهدی دهقان منشادی
اقتصاد و مرگ، واژگان بیسنخیتی هستند که ارتباطی تنگاتنگ با هم دارند. در ترتیب الفبای فارسی و در زندگی آدمیان، اقتصاد حرف اول را میزند و مرگ در آخر جای گرفته است. با وجود این که اقتصاد پایه زندگی آدمها است و بخش عمده دویدنهای زندگی حول محور آن انجام میشود، اما این مرگ است که سرانجام حرف آخر را خواهد زد و اقتصاد را به هیچ میخرد. اقتصاد اگرچه با زندگی پیوند خورده اما میتواند زندگیها را نیز از هم بگسلاند و مرگ را در پی داشته باشد. مرگ گاهی تحت تاثیر اقتصاد قرار گرفته و گاهی بر اقتصاد تاثیر بهسزایی خواهد گذاشت. مرگهای مکرر میتواند اقتصاد را بیمار و ضعیف سازد و اقتصاد بیمار و ضعیف نیز میتواند مرگهای مکرری را به دنبال داشته باشد.
در درازنای عمر بشر، مرگ همیشه درِ خانه آدمی را زده و اگر صاحبخانه در را باز نکرد از پنجره یا از روی دیوار وارد شده و جانش را با خود برده است. مرگها اغلب منشا طبیعی داشتهاند اما پیشرفتهای انسانی توانست ناخواسته مرگ آدمها را سرعت و وسعت بیشتری ببخشد. طغیانهای طبیعت مثل زلزله، آتشفشان، سیل و خشکسالی، طغیان باکتریها و میکروبها و فراگیرشدن بیماریهای کشنده، و انسان عصیانگر نیز در میان گاهی آفریننده جنگ و خونریزی بوده و دستاوردهای وحشتناکش عامل مرگ انسانها در طول تاریخ بودهاست. جنگ افروزی و ریختن خون همنوع به صورت قبیلهای یا بینالمللی و جهانی از ابتدا تا به حال همیشه باعث رنج و درد و مرگ و ویرانی بوده است و نشانهای مبنی بر فروکش کردن آن به چشم نمیخورد. فقدان فناوری یا وجود و گسترش آن هر یک به نوعی مرگها را رقم زده است. در عصر پیشاصنعت و در غیاب نظام ارتباطات پیشرفته و زیرساختهای جادهای مناسب، وقوع خشکسالی، قحطی و شیوع طاعون و وبا و دیگر بیماریها هر یک به چشم برهم زدنی باعث خزان عمر جمعیتها شده و جان آدمیان را چون برگ پاییزی به کف نیستی ریخته است. برای نمونه اسناد تاریخی میگویند در سال 1816 به علت قحطی در کاشان حدود 10 هزار نفر از گرسنگی تلف شدند که اگر نظام ارتباطات سریع وجود داشت میشد به سرعت از مناطق دیگر برای آنها کمک فرستاد؛ در سال 1821 وبا باعث مرگ حدود هشت هزار نفر از مردم فارس شد؛ همچنین زلزله در سال 1824 جان 2 هزار نفر از مردم شیراز را گرفت و طاعون بزرگ سال 1830 مرگ هزاران ایرانی را رقم زد.

از این اتفاقات و مرگ و میر گسترده مردم در تاریخ به کرات ذکر شده است. در دوره معاصر نیز ما شاهد شیوع بیماری کووید 19 بودیم که برخی منابع میزان تلفات این همه گیری را در سطح جهان حدود هفت میلیون نفر و در ایران حدود صد و چهل و شش هزار نفر برآورد کردهاند. همچنین در قرن جدید فناوریهای نو به کمک عامل خطای انسانی و بیاحتیاطی موجب مرگهای پیش از موعد زیادی شدهاست که تصادفات جادهای، از ریل خارج شدن قطار و سقوط هواپیما از شایعترین عوامل این مرگ و میرها هستند. همه این مرگها به هر دلیلی و در هر دوره و هر مکانی به تضعیف و افول اقتصاد منجر شدهاست. همیشه مرگ صنعتگران و کشاورزان و دانشمندان در هر شهر و دیاری موجب از بین رفتن برخی مهارتها و به خاک سپردن تجربیات گرانقدری میشود که در طول زمان هزینههای زیادی صرف رشد و توسعه و بالندگی آنها شده است. با مرگ نیروی انسانی آموزش دیده و مجرب و نخبگان هر جامعه، علاوه بر نیست شدن سرمایه جسمی- ذهنی و آسیب رسیدن به چرخه تولیدات – چه ذهنی و چه کالایی- آن جامعه، نیاز به سرمایه گذاری مجدد برای جایگزینی آنها ایجاد میشود و این فقدان چه بسا تضیعف قابل ملاحظه اقتصاد را به دنبال داشته باشد. شواهد نشان میدهد در دوران سنت با مرگ گسترده نیروی انسانی بر اثر یک اتفاق همه گیر، نیروی مورد نیاز برای رسیدگی به امور عمومی و زیرساخت نظام آبیاری از دسترس خارج میشد و تولیدات کشاورزی و بنیه اقتصادی روستاها به ضعف میگرایید و در دوره جدید به ویژه در عصر کرونا نیز مرگ، سرمایههای انسانی و اقتصادی زیادی را از ایران گرفت. همچنین طبق اعلام وزارت بهداشت ایران در سال 1403، فوت هر قربانيِ تصادفات رانندگي حدود 20 ميليارد تومان خسارت براي كشور و اقتصاد آن ايجاد میکند. از سویی دیگر اقتصادهای بیمار و ناکارآمد به روشهای گوناگونی در مرگ انسانها تاثیر دارند.
مدیریتهای ضعیف به همراه فسادهای مالی و اختلاسهای گسترده به افزایش تورم کمک کرده و بار آن بر دوش طبقات فقیر سنگینی میکند. فقر و نداری خانوادهها علاوه بر اعتیاد و آسیبهای اجتماعی و خودکشی، باعث نرسیدن مواد مغذی لازم به بدن، ضعف، بیماری و مرگهای پیش از موعد میشود. اقتصاد بیمار به رویش قارچ گونه صنایع رانتی منتهی شده و با تعیین عوارض گمرکی بر کالاهای با کیفیت خارجی، به بهانه حمایت از تولید داخل از صنایع بنجل حمایت میشود. ناتوانی مردم در خرید خودروهای باکیفیت آنها را ناچار میسازد تا در صف خرید برخی محصولات بیکیفیتهای داخلی بایستند و مجبور شوند تا با پرداخت هزینههای چند برابریِ ارزش واقعی، ارابههایی را تحویل بگیرند که ناقوس مرگ را به صدا درمیآورد. طبق اعلام منابع داخلی بیش از 50 درصد از تصادفات و مرگ و میرهای ناشی از آن در کشور به علت کیفیت پایین و امنیت کم خودروهای داخلی بوده و 20 درصد دیگر این مرگها نیز به خاطر کیفیت پایین راههایی است که اقتصاد بیمار نتوانسته آن را طبق استاندارهای روز بسازد. در این رابطه لازم به ذکر است برخی منابع از کشته شدن سالانه 20 هزار نفر از مردم ایران به خاطر تصادفات خبر میدهند. مرگ بعضی وقتها تحت تاثیر اقتصاد قرار گرفته و میتواند بر اقتصاد هم تاثیر بگذارد. در تجارتخانه اقتصاد مرگ ارزان است، اما مرگهای مکرر میتواند اقتصاد را ضعیف و ضعیفتر کرده و آن را از پای در آورد.