ارتباط ایران و افغانستان با سابقهای بیش از دو هزار و پانصد سال بر مبنای مشترکات تاریخی، فرهنگی و مذهبی شکل گرفته است و این واقعیت که افغانستان زمانی جزو امپراتوری ایران بزرگ بوده و دورانی طولانی چون پارهای از تن «ایرانشهر» به حساب میآمده در حافظه تاریخی و ناخودآگاه آن سرزمین جای گرفته است به طوری که مردم افغانستان در صد سال اخیر در مواجهه با ناملایمات روزگار از جمله اشغال توسط شوروی و سلطه کمونیسم، اشغال توسط نیروهای آمریکایی یا تسلط طالبان، به طور ناخودآگاه فیلشان یاد هندوستان کرده و در طلب گرمای مهرانگیز مام «ایرانشهر»، ترک دیار کرده و در آغوش ایران پناه گرفتهاند.
در دهههای اخیر خروش قدرت دافعه در سرزمین افغانستان و دلنوازی جاذبههای ایران در زمینه امنیتِ بیشتر و فرصت اشتغالِ بهتر، باعث گردید تا برادر خواندههای تاریخی ما همچون مهمانان ناخواندهای دل کنده از وطن، عزم هجرت به ایران کنند و با وجود سختیها، بی مهری و مقاومت در پذیرش آنها به هر ترفند و طریقی به سرزمین ما رخنه کرده و با چنگ و دندان، دامن گسترده مام ایرانی را گرفته و رها نکنند. آنها که به قطع یقین در ایران زندگی بهتری را برای خود مهیا کردهاند، خواسته یا ناخواسته موجب ایجاد سختیو رنجهای فراوانی برای ایرانیان شده و همین موضوع به شکل گرفتن نزاع و درگیری بین این دو ملیت منجر گردیده است.
طالبان حاکم در سرزمین افغانستان که بر حقابه ایران از رود هیرمند دست اندازی کردهاند از این که ایران مشکل اشتغال و ارتزاق جمعیت سربار آنها را رفع کرده است رضایت دارند و در واقع افغانها در دو سوی مرز، آب خوار و نان خوار ایران و ایرانی شدهاند. افغانهای ساکن در ایران در حالی در مشاغل مختلف فعالیت میکنند که از پرداخت مالیات شانه خالی کرده اما از خدمات عمومی و یارانههای پنهان ایرانیها به خوبی بهره میبرند. بهرهمندی افغانیهای مقیم ایران از یارانههای کالا و خدمات به واضحترین شکل ممکن در مصرف نان مشاهده میگردد. بخشی از صفهای طولانی نانواییهای سراسر کشور که از آرد سهمیهای استفاده میکنند نتیجهی حضور این میهمانان ناخوانده است که با تقاضای زیاد خود نه تنها یارانه سهم ما را میبلعند بلکه با معطل کردن ایرانیها در صفهای دراز، زمان آنها را نیز به یغما میبرند. همچنین آنها با خریدن با واسطه و استفاده از وسایل حمل و نقل موتوری نیز بخش بزرگی از یارانه انرژی ایرانیان را به سوی خود میکشند و با طفره رفتن از پرداخت عوارض و مالیاتهای جاری به صریحترین روش از مسئولیت اجتماعی و مدنی شانه خالی میکنند. بی توجهی به مسئولیتهای اجتماعی از یک سو و تولید ناهنجاریها و آسیبهای اجتماعی به وسیله آنان از سویی دیگر، باعث وارد آمدن ضربه و صدمات جبران ناپذیری بر جامعه ایرانی شده و میشود.
علت بخش مهمی از سرقتها، تجاوزها، زورگیریها، قتل و درگیریها در جامعه ما به حضور و هنجارشکنی این مهاجران ناخوانده مربوط میشود که چون بعد از گریختن از سرزمین نابسامان خود، در دامن این مام تاریخی، آسودگی یافتند، خوبیهای او را فراموش کرده و سازِ ناسازگاری را نواختند. جامعه ایرانی که در چند دهه اخیر به علت فشارهای اقتصادی و برفنا رفتن آرزوهایش، تاب آوری و صبوری خود را بی رمق یافته است در مواجهه با ناهنجاری اجتماعی این مهاجران حرف نشنو، واکنشهایی را نشان داده که در برخی موارد منجر به نزاعهای خونین با سرنوشت و سرانجام تاریک شده است.
در میان این جمعیت مهاجرِ رانده از سرزمین خود، قشر کوچکی از فرهیختگان و متخصصان درد آگاه وجود دارد که به واسطه درک مشترکات فرهنگی میتوانند سفیر صلح بین مردم دو ملتی باشند که جبر تاریخی آنها را ناخودآگاه روبروی هم نشانده است. آنها میدانند که اگر مهاجران افغانی به علت ناکارآمدی و بیتدبیری حاکمان خود مجبور به ترک وطن شده و ناملایمات غربت را به جان خریدهاند، در سرزمین ما نیز کسانی هستند که پشت نقابهای مزورانه خود به اندیشههای شومی مشغولند و این تیره اندیشی و ناکارآمدی آنها، سالهای طولانی موجب آسیبهای جبران ناپذیری بر بدنه ایران بزرگ شده و به تضعیف روحیه مسالمت آمیزانه مردم دامن زده است و دو ملتی که با بهره گرفتن از فرصتهای تاریخی، فرهنگی و مذهبی میتوانند زمینه پیشرفت و تعالی همدیگر را فراهم سازند در تله فشارهای روانی گرفتار آمده که خود میتواند زمینه ساز نزاع های گسترده و غم انگیزی باشد.
افغانهای فرهیخته که شاید از پشتوانه مطالعات تاریخی نیز برخوردار باشند حتما میدانند و آن را به هموطنان خود انتقال خواهند داد که ایران یک سرزمین بالقوه با توانایی نامحدود است که هرچند در طول تاریخ پر فراز و نشیب خود مورد تعرض بیگانگان متعددی قرار گرفته است اما این سرزمین آرام و پایدار چون اقیانوسی میماند که هر گاه طوفان حوادث آن را به خروش وا داشته است در یک فرایندِ خودپالایش گونه، عناصر مزاحم و اخلالگر خود را به اطراف پرتاب نموده و با اطمینان از پاکی و پالودگی، در سرمنزل آرامش و صلح آسوده است.