تعطيلات كم(!)نوروزى هم پس از اينكه تقريبا خود را به يك ماه رسانده بود با حجمى از سيل، خرابى، تصادف هاى جاده اى و شكم هاى جلو آمده ملت تمام شد. البته از حق نگذريم عيد امسال به جز عروسى پسرعمویم و برد پرسپوليس در دربى ( اين خوشىهاى شخصىام بود كه دوست داشتم با شما هم در ميان بگذارم، حتى اگه استقلالى هاى عزيز فحش بارانم كنند) يك نكته مثبت عظيم هم داشت. مسئولان ايستاده! بله درست خوانديد.
ويژگى مثبت برخی از مسئولان ما اين است كه هر وقت نتوانند كارى انجام دهند با انجام كارهاى خلاقانه و ناب مردم را حداقل كمى سرگرم مىكنند. اين ايدهى جديد هم احتمالا جناب حسينى باى ابتدا كشف كردند. ايشان كه پيش خود فكر كرده بود ديگر از انجام مصاحبه با بچه هاى كنكورى خسته شده و از وقتى اولين مصاحبهها را با اين بچهها انجام داد كه الان نوه هم دارند ولى هنوز خودش پيگير صبحانه صبح كنكور بچههاست و از سوى تلويزيون به پاريسى، نيويوركى، كانادايى (البته اين كشور جديدا اسمش بد در رفته) هم اعزام نشده است، ايدهى ايستادن وسط سيل را پياده كرد. مسئولان هم يكى پس از ديگرى پاچهها را بالا نزده در آب ايستادند.
اخيرا هم عكسى از مسئولى ايستاده در شكاف جاده منتشر شده است. از آقاى مهدويان كارگردان فيلم ايستاده در غبار تقاضا دارم روى اين نوع ايستادنها هم كار كند شايد به غير از جشنواره فجر، جايزه هاى جهانى هم به دست بياورد. البته كاش به جاى اين شكل از ايستادنها، روى اختلاسها، دكل هاى نفتى، پتروشيمى، بانكها، پياز، پرايد و مخالفان پخش برنامه ٩٠ بايستند بلكه كارى از پيش برده شد.
پىنوشت: مى دانم مبحث پياز بسيار ژرف و كليدى مىباشد و در مطلبى جدا به آن خواهم پرداخت!