جدیدترین ها

کپی لینک
کد خبر: 6333

اندر مصائب جشنواره فيلم فجر!

صاحب شجاعى

جشنواره فيلم فجر هر سال حاشيه هاى خاص خودش را دارد. در اين مطلب فقط در مورد صف هاى مردمى براى تهيه بليط و تماشاى فيلم مى نويسم. اصولا در تمام مراحل زندگى هميشه تعدادى از افراد هستند كه از ما جلوترند. مثلا بعضى از مردم بعد از ده سال با هزار قسط، وام و قرض، پرايدى مى خرند كه همان قدر در آن امنيت دارند كه كنار همسرشان امنيت داشته باشند وقتى به او مى گویند «چرا كنار چشمت چروك شده .» ولى آن افرادى كه عرض كردم در سه سوت ماشينى مى خرند كه خودش مثل بچه آدم به صورت اتوماتيك پارك مى شود و ميزان حرف شنوى و عمل كردن اش از خيلى از افراد بيشتر است.

بليط جشنواره فيلم فجر هم مانند مثال بالا مى باشد. بعضى ها راحت بليط تهيه مى كنند و فيلم ها را تماشا مى كنند اما بعضى از مردم (درواقع خيلى از مردم) مجبورند براى تهيه بليط در صف هاى دراز و طويل جشنواره بمانند. بعضى از اين دوستان معتقدند كه صف حال و هواى ديگرى دارد و اصلا جذابيت جشنواره به همين صف است. طبق فرمايش اين عزيزان دو حالت وجود دارد: حالت اول اين است كه اين عزيزان اصلا صف جشنواره را نديدند و در صف نايستاده اند. حالت دوم اين است در صف هايى كه قرار گرفته اند، از سرما و باد شديد در هواى آلوده، دهان، پاها، دست ها، گوش ها و ساير امعاء و احشاى شان سرويس نشده است و يا بوى املت با پياز برخى از مردم در صف كه از صبح آن روز بوى آن در تك تك سلول هاى ساختمان دهان شان رخنه كرده، به مشام شان نرسيده است. در مورد آخر احتمالا اين عزيزان بعد از چندساعت معطلى در صف، بليط كف سالن نصيب شان نمى شود و راحت فيلم را تماشا مى كنند وگرنه از نظرشان صف حال و هواى خاصى نداشت!

 

پى نوشت: اما جدا از همه ى بحث ها و سختى هاى صف، الحق كه حال و هواى خاصى هم دارد. من خودم هم از بچه هاى صف مى باشم!

اشتراک گذاری:

دیدگاه

تعداد دیدگاه‌ها: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *