جدیدترین ها

کپی لینک
کد خبر: 5913

امنيت فرداي جامعه ، درگروي توجه به کودکان خياباني است

گفتگوي اختصاصي بشارت يزد با مدير کلينيک مددکاري «نوانديش»:

 

افسانه طاهرنژاد/ تقريبا عادت کرده ايم بر سر چهارراه ها، کودکاني لاغر اندام و آفتاب سوخته اي را ببينيم که با نگاهي ملتمسانه از ما مي خواهند آدامس و ادعيه اي بخريم يا در قبال کشيدن لنگ بر شيشه ماشين، مبلغي ناچيز به آنها بدهيم. اگر چند سال پيش ديدن چنين صحنه هايي در يزد باعث تعجب کسي مي شد، اما اين خصيصه کلان شهرها، به يزد هم سرايت کرده و «کودکان کار» به واژگان يزدنشيني اضافه شده است.

هرچند واکنش اغلب افراد جامعه به اين افراد يک دلسوزي چند ثانيه اي، انتقاد از مراکز دولتي بواسطه بي توجهي به کودکان کار و يا گرفتن چند عکس براي گذاشتن در شبکه هاي اجتماعي است، اما هستند مددکاران و مراکز خصوصي مددکاري که با وجود مشکلات عديده مالي پيشگام مراقبت از کودکان خياباني شده اند جور بسياري از کم کاري هاي نهادهاي مسئول را مي کشند.

مصطفي ابوذري، کارشناس ارشد مددکاري اجتماعي و مدير کلينيک مددکاري «نوانديش» از جمله فعالان عرصه کودکان خياباني است که معتقد است جامعه هنوز به اهميت اين موضوع پي نبرده و نمي داند کودکان خياباني اگر مورد توجه و مراقبت قرار نگيرند مي توانند امنيت شهروندان را به مخاطره بياندازند.

 ابوذري در گفتگو با بشارت يزد کمک هاي مالي دولتي در موضوع رسيدگي به کودکان خياباني را ناچيز مي داند و مي گويد: « متاسفانه در ميان خيرين نيز فرهنگ کمک به کودکان خياباني ايجاد نشده و بسياري حتي کمک به اين کودکان را کاري بيهوده مي دانند. همچنين مطابق قانون شهرداري ها موظف به حمايت هستند اما شهرداري يزد مکاني در خلدبرين براي اسکان کودکان خياباني به مرکز ما اختصاص داد که آنهم هنوز در اختيارمان قرار نگرفته است.»

مدير کلينيک مددکاري «نوانديش» اغلب کودکان خياباني يزد را از اتباع بيگانه فاقد هويت دانست و گفت: « متاسفانه تعداد اتباع بيگانه اي که سند هويتي و کارت اقامت ندارند در استان يزد بسيار زياد است و در نتيجه کودکان آنها مجبور به کار و تامين معاش خانواده هستند.»

اين کارشناس ارشد مددکاري اجتماعي معضل مهمتر از کودکان خياباني را کودکان خانواده هاي بدسرپرست در يزد دانست که به علت هايي مثل فقر و اعتياد خانواده تحصيل را رها کرده اند. رسيدگي به اين کودکان نيازمند تامين بودجه و توجه نهادهاي مسئول است تا به فاجعه اي براي آينده آنها و جامعه تبديل نشوند.

در ادامه گفتگوي بشارت يزد را با مصطفي ابوذري، کارشناس ارشد مددکاري اجتماعي و مدير کلينيک مددکاري «نوانديش» مي خوانيد:

 

کلينيک نو انديش با چه هدفي تاسيس شد؟

از آنجايي که فضا  جهت کارورزي دانشجويان رشته مددکاري بسيارکم است، اين مرکز در ابتدا با هدف ايجاد فضايي مناسب براي کارورزي دانشجويان مددکاري تاسيس شد. در ابتدا با 8 تيم شروع به کار کرديم؛ تيم سالمندان، تيم کودکان، تيم زنان سرپرست خانوار، تيم اعتياد، تيم اشتغال و..

 

چرا به فکر تاسيس موسسه نگهداري کودکان خياباني افتاديد؟

مدتي بعد از فعاليت کلينيک مدکاري نو انديش، سازمان بهزيستي پيشنهاد تاسيس مرکز ساماندهي کودکان خياباني در سال 95 را داد. در ابتدا يک موسسه خيريه و در کنار آن نيز دو مرکز نگهداري کودکان خياباني تاسيس کرديم، يکي مرکز حمايت از کودک و خانواده «آشيانه باران»و ديگري، مرکزکودکان خياباني «ترنم باران». مرکز آشيانه باران به صورت روزانه به کودکان خدمات ارائه مي دهد. و مرکز ترنم باران که کودکان بي سرپرست و يا بد سرپرست ايراني و اتباع خارجي را به صورت موقت نگهداري مي کند. اين افراد با حکم قاضي به مدت 21 روز نزد ما نگهداري مي شوند و بعد از آن اگر خانواده اي داشته باشند، شناسايي شده و تحت نظارت مددکاران قرار مي گيرند. در صورت تاييد صلاحيت خانواده جهت نگهداري کودک با دادن تعهد، کودک به آن ها تحويل داده مي شود و در غير اين صورت کودک را  به مرکز نگهداري دائم بهزيستي انتقال مي دهيم.

«آشيانه باران» و «ترنم باران» تنها مراکز استان هستند که به صورت تخصصي به کودکان کار و خياباني خدمات ارائه مي دهند.

 

هزينه هاي اين مرکز از کجا تهيه مي شود؟

اينجا يک مرکز خصوصي  است، ولي از سمت دولت نيز حمايت هايي را دريافت مي کند، اما اين حمايت ها جوابگوي هزينه هاي ماهانه مرکز نيست به نحوي که در آخر هر ماه مبلغ زيادي کسري داريم. در حالي که حداقل هزينه هاي اين مرکز ماهانه 13 ميليون تومان است.

 

در اين مرکز، ارجاعي از کانون اصلاح تربيت هم داريد؟

در اين مرکز مجرم پذيرفته نمي شود. اما اگر قاضي دستور بدهد که کودکي در اين مرکز نگهداري شود ما نيز با توجه به شرايط مي پذيريم. در اين مرکز کودکاني نگهداري مي شوند که کار مي کنند و اهل خلاف نيستند.

 

چگونه کودکان جذب اين مرکز مي شوند؟

ابتدا در خيابان با اهداي يک کادو به سراغ کودک مي رفتيم و با ارائه اطلاعاتي در مورد مزايا موسسه، او راجذب موسسه مي کرديم. اين کودک نيز با معرفي مرکز به دوستانش، آنهارا باخود مي آورد. 250 پرونده موجود در مرکز را اينگونه تشکيل داديم. اما اين کودکان توسط شهرداري هم از سطح خيابان جمع مي شوند، مامورين شهرداري گاهي با برخوردي نامناسب اين کودکان را از سطح خيابان جمع مي کنند که تاثيرات منفي اي را به همراه دارد.

 

آيا تمام کودکان موسسه نو انديش ايراني هستند؟

خير.90درصد کوکان تحت پوشش اين موسسه اتباع و فاقد هويت هستند. اين ها افرادي هستند که به همراه خانواده شان به صورت غيرقانوني وارد ايران شده اند. گرفتن کارت اقامت و استاد هويتي براي اتباع بيگانه مسير بسيار سخت و طاقت فرسايي دارد که طولاني بودن اين مسير و همچنين هزينه هاي اين کار، اتباع را از گرفتن کارت هويتي و استاد اقامتي منصرف مي کند. به اين ترتيب شاهد هستيم يک کودک 7 ساله با دستفروشي در خيابان بايد خرجي يک خانواده پرجمعيت مهاجر را بدهد چرا که ساير اعضاي خانواده از ترس دستگير شدن از خانه بيرون نمي آيند.

 

چرا به فکر کودکان اتباع هستيد؟

مسائل بشر دوستانه و نگاه جامعه بين الملل هميشه در حال رصد اين موضوعات است که شايد براي بسياري از ما اهميتي نداشته باشد. جداي از مسائل بشر دوستانه، رها بودن اين کودکان در خيابان ها بدور از هر گونه نظارت و خدمت رساني، جامعه را در آينده براي خودمان نا امن مي کند. برخي از اين کودکان ممکن است در آينده براي خود جامعه مضر باشند و امنيت شهروندان را به خطر بياندازند. بايد بپذيريم کودکي که بجاي تحصيل در خيابان پرسه مي زند در معرض انواع خطرات و کارهاي خلاف قرار مي گيرد و به نوعي به يک مجرم بالقوه تبديل مي شود.

 

خيرين تا چه اندازه حامي شما هستند؟

به طور کلي خيرين بيشتر مايل به کمک در مسائل مذهبي مثل ساخت مساجد هستند. وقتي به خيري مي گوييم به اين کودکان کمک کند، با شنيدن کلمه«اتباع» گارد مي گيرد و از کمک منصرف مي شود. يکي از ارگان هاي اصلي که بايد به اين موسسه کمک کند، بهزيستي است. اما بهزيستي چندان بودجه اي ندارد و از ما هم مي خواهد تا 80 درصد هزينه ها را با کمک خيرين بپردازيم. بهزيستي خيرين زيادي دارد، اما اين خيرين بيشتر به امور بيماري ها، تهيه جهيزيه و.. مي پردازند و تعداد بسيار کمي مايل به همکاري با موسسات نگهداري کودکان خياباني بويژه کودکان اتباع هستند. بايد به اين افراد آگاهي داد که هر چه اين کودکان بيشتر در معرض آسيب باشند براي خود ما و جامعه آيندگان ما مضر است.

 

شهرداري تا کنون کمکي به شما کرده است؟

طبق قانون و مصوبه هيئت وزيران رسيدگي به کودکان خياباني وظيفه شهرداري هاست. اما با وجود پيگيري هاي مدام ما در طي اين دو سال و عليرغم وعده هاي مسئولين به هيچ نتيجه اي نرسيديم و هيچ کمکي به مانشده است. در ابتدا با توجه به درخواست شهرداري يزد مبني بر ارسال هزينه هاي ساماندهي کودکان خياباني از طرف مرکز آشيانه باران  به شهرداري، يک  سند هزينه اي 500 ميليون توماني شامل هزينه تامين مکان و ساير هزينه ها ارسال شد.و در نهايت شوراي شهر تصويب کرد که مبلغ 323 ميليون تومان از اين سند را شهرداري يزد بپردازد. بعد از بررسي هاي متعدد در جلسه اي از سوي شهرداري تصميم گرفته شد تا سالني در «خلدبرين»را با 10 ميليون تومان پول در اختيار مرکز قرار دهند.

در اواخر سال گذشته در جلسه اي با حضور مسئولين گفته شد، يزد شهر توريستي است و حضور بچه هاي خياباني در ايام نوروز، چهره شهر را مخدوش مي کند، بايد اين کودکان ساماندهي شوند. با وجود اينکه نهادهاي دولتي در اين جلسه حضور داشتند و از امکانات بيشتري براي ساماندهي کودکان خياباني در ايام نوروز 96 برخوردار بودند اما  در نهايت تصميم بر اين شد که «مرکز آشيانه باران»  اين کودکان را ساماندهي کند. حال اينکه اين موسسه ظرفيت پذيرش 7 کودک را دارد.

به دنبال اين تصميم براي مدت يکماه 75 کودک را به مرکز ما معرفي کردند و قول دادند که حمايت کنند. تمامي همکاران مرکز هم به اعتبار حرفي که مسئولين زدند،  براي اين کار از جيب خود چک داده اند و حالا که موعد چک ها فرا رسيده  است، کسي جوابگو نيست. جالب است بدانيد حتي دادستان هم حکم داده که اين هزينه بايد پرداخت شود، ولي پرداختي صورت نگرفته است

 

براي آينده چه برنامه اي داريد؟

هدف ما در ميان مدت ساماندهي کودکان خياباني است. اما هدف اصلي اين مرکز کودکان ايراني در معرض آسيب است، کودکي که در خانه با والدين بي صلاحيت آينده خطرناکي دارند. متاسفانه مشکلات روزمره و تنگناهاي مالي، مرکز آشيانه باران  را از هدف اصلي خود دور کرده است. بايد کودکان تحت آسيب را شناسايي کنيم. تعداد زيادي کودک بازمانده از تحصيل ايراني در يزد داريم که به علت هايي مثل فقر و اعتياد خانواده تحصيل را رها کرده اند و متاسفانه ما از رسيدگي به اين موضوعات مهم باز مانده ايم. با آماري که وزارت رفاه در اختيار ما گذاشته است، نهايتا توانسته ايم 1000نفر از اين کودکان را شناسايي و علت ترک تحصيل آن ها را پيدا کنيم. ما بايد براي هر کودک بازديد از منزل داشته باشيم، هرکودک بايد با مددکار و روانشناس در ارتباط باشد.

 

برنامه هاي کشوري براي جذب حامي داشته ايد؟

ما قدم اول را کوچک برداشتيم تا پاسخي بگيريم. به اين صورت که در اولين برنامه تمامي مسئولين استاني را دعوت کرديم اما تنها 2نفر از اين مسئولين حضور پيدا کردند و اين دو عزيز نيز به وعده هايشان هنوز عمل نکرده اند. درحال حاضر سعي مي کنيم کمک هاي مردم و خيرين را جذب کنيم تا در اين زمينه آگاهي پيدا کنند و بعد هم خودشان کمک کننده باشند.

 

به نظر شما نياز اصلي کودکان کار چيست؟

بزرگترين آرزوي اين کودکان تحصيل است. اما بدون پشتوانه مالي اين آرزو دست نيافتني است. در مرحله اول بايد از نظر مالي تامين شوند. ايجاد اشتغال براي اين افراد مهمترين اقدام است تا ديگر کودک بدون سرخوردگي در شرايطي امن، به کسب و کار بپردازد. در اين راستا با برخي موسسات جلساتي را برگزار کرديم تا در صورت امکان از اين کودکان به عنوان نيروي کار استفاده کنند تا هم کار را ياد بگيرند و هم درآمد داشته باشند. بعد از اين بايد به نيازهاي روانشناختي کودک پرداخته شود.

 

 مشکلات خدمات مددکاري در جامعه ما چيست؟

در اين نمونه کارها مشکل اصلي کمبود منابع مالي است. مشکل ديگر همان عدم شناسايي کودکان در معرض آسيب است. در زمينه اتباع هم که  دردسرهاي زيادي داريم که حال گرفتن مجوز از تهران هم به آن اضافه شده است. چراکه برخي مسئولين مي گويند اصلا چرا بايد اين کودکان را ساماندهي کنيم و با کدام مجوز اين اقدام صورت مي گيرد. از طرفي هم پرسنل فرسودگي شغلي بالايي را تجربه مي کنند، وقتي که علاوه بر نداشتن مزايا و حقوق قابل توجه، عملکرد آنها هم ديده نمي شود.

 

اشتراک گذاری:

دیدگاه

تعداد دیدگاه‌ها: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *