جدیدترین ها

کپی لینک
کد خبر: 14766

امان از نداشتن تڪیه‌گاه و فریاد از دست خالی!

سالهاست مجید آقای عڪاس را دوربین به دست در حال جاودان ساختن هنرمندانه لحظه‌ها و اخبار مدیران دیده‌ایم. چشم خبر یزد است بی‌هیاهو، بی‌چشم‌داشت، همه به هنرمندی، ڪاربلدی، صفا، ادب و عزت نفسش اقرار دارند و همین‌ها، دهقان را دوست داشتنی و جزو لاینفڪ ڪنفرانس‌های خبری و جدا از آزمندان پرمدعا ڪرده است.

وی چندی قبل برای تهیه گزارش به مهریز رفته بود ڪه تلفن همراه[یڪ ازچند ازهمه ی اموال منقول وغیر منقول] این عڪاس خبری را آب ناجوانمردانه برد و او ڪه بخشی از اموال و همه وسیله ڪار و ارتباطاش را از دست داده بود از جانش مایه گذاشت ولی از آنجا ڪه قضا و قدر همه[سنگها را برای پاهای لنگ] ڪنار گذاشته موبایل رفت ولی خوشبختانه جانش به همت امدادگرایان و همراهان نجات یافت.
نقطه تاسف انگیز این قصه دست تهی و بی پشتیبانی اهالی خبر و عڪاسان خبری است [بگذریم ڪه دراین عرضه هم پررویان بی اخلاق، ڪاسبڪار نقد و قلم سلطنت می ڪنند] ولی مجید بخشی از همه داراییش را ازدست داد.
در شهر بی بزرگتر ولی مملو از [دڪتر مدیر جوان] آزار شد تا اصغر دلی نلرزید و دستی نجنبید شاید بزرگی ڪردن و با منش بودن از شروط مدیریت در این (عهدبی وفایی) نیست یا مدیران جوان مدیران دریا دل اخلاقی ندیده و رسم بزرگی نیاموختند.
احوال پرسی از یاران، تفقد و دستگیری زیردستان و حضور در ڪنار آنڪه چشم به راه است منش بزرگ منشان است ڪه در هیچ فصلی و هیچ ترمی ازڪتاب و دانشگاه مدیریت تدریس نمی شود و مرام لوطی‌گری در ڪوچه مردان سیاسی سخت غریب است ولی این درس یا ذاتی است یا باید روزگار و محضر بزرگان را درڪ ڪرده باشی !
ملالی نیست این دوره هم می گذرد گرچه بر ما سخت! و بر آنها زود!
ڪاش یڪی ڪه می تواند و یا یارای آن را دارد احوالی از مجیدآقای عڪاس ما بگیرد تا دست ڪم این پیرمرد پرچانه و پرتوقع، این همه ناامید از این شهر بی بزرگتر! نباشد
مدیران و خیران و آنانڪه اگر ڪمی خبر پاعکسشان ڪمرنگ ڪار شود گلایه مند می شوند لطفا:
مراحم و و الطاف را به مراسم تدفین و ترحیم وا نگذارید

«محمدعلی وزیری معلم بازنشسته»

اشتراک گذاری:

دیدگاه

تعداد دیدگاه‌ها: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *