صالح مستوفیان
سفرهای استانی روسای جمهور در ایران (بجز دوره های انتخاباتی)، سفری است که مجموعه مدیران استان در هر دولتی ماه ها بلکه سالها زنبیل آن را مقابل درب کاخ ریاست جمهوری می گذارند که نوبتشان شود تا در قالب این سفر بتوانند بالاترین مقام اجرایی و هیات دولت را با مشکلات و کمبودهای استان آشناتر کنند و بودجه و امکانات و اختیارات توسعه ای بیشتری بگیرند. سفری که بر سر آن اگر نگوییم دعوا، رقابتی تنگاتنگ میان استانها برقرار بوده و هست و صد افسوس اگر طعمه تسویه حسابهای سیاسی و انتخاباتی شود، آنهم در شرایطی که تا پایان دولت روحانی هنوز راه بسیار است!
قطعی شدن خبر سفر حسن روحانی به یزد و انتشار آن در فضای مجازی و رسانه ای استان دونوع واکنش منفی را در پی داشت. دسته اول منتقدان دولت و رقبای سیاسی رئیس جمهور بودند که با طرح ادعاهای همیشگی خود و متهم ساختن وی به عمل نکردن به وعده هایش، تلاش کردند سفر روحانی به یزد را کم اهمیت و بی فایده جلوه دهند. اما واکنش دوم کامنت ها و پستهایی بود که مردم کوچه و بازار زیر خبر سفر رئیس جمهور در فضای مجازی نوشتند و با یادآوردی دلار بالای ده هزار تومان و چند برابر شدن قیمتها و نافرجامی برجام و …بی تفاوتی یا دلخوری خود را از این سفر ابراز کردند.
اینکه کشور و استان امروز با مشکلات متعددی دست به گریبان است، اظهر من الشمس است و اینکه چه اندازه از این معضلات به دولت روحانی و شیوه مدیریت وی بر می گردد هم موضوعی قابل بحث و بجاست. اما چه بخواهیم و چه نخواهیم، دولت روحانی تا مردادماه 1400 عهده دار اداره امور کشور است و کیست که نداند این تقریبا 2 سال باقیمانده، برای توسعه و آبادانی استان زمانی طولانی است که باید به بهترین وجه از آن استفاده کرد. نمی شود با این استدلال که «دولت روحانی چنان و چنان کرده پس باید به او بی تفاوت بود و صبر کرد تا دوره اش پایان یابد»، فرصت بهره برداری از سفر دولت به یزد را سوزاند. استانهای دیگر به پای یزدیها نمی ایستند و در رقابتی شدید تلاش دارند بیشترین بهره را از دولتها -فارغ از گرایش سیاسی آنها- برای توسعه بوم خود بگیرند. سفرهای استانی روسای جمهور بستری کاری و توسعه ای دارد و جفا به حق مردم استان و آینده این خطه است که کسانی بخواهند چنین فرصتهایی را به بزنگاهی برای تسویه حسابهای سیاسی تبدیل کنند.
استان یزد با چالش های اساسی و تعیین کننده ای روبروست. امروز که باهم سخن می گوییم نسبت به سال گذشته 5 میلیمتر از بارش های استان کاسته شده و بحران کم آبی محکم و استوار خواب آشفته ای برای آینده یزد دیده است، خوابی که اگر طرح های انتقال آب به استان محقق نشود، تعبیری تلخ خواهد داشت. طرح هایی که بدون حمایت دولت تا ابد روی کاغذ خواهند ماند! یزد سومین استان مهاجرپذیر کشور در سالهای اخیر است و این موضوع در کنار حضور بیش از یکصدهزار تبعه خارجی، استان را با بحران شدید بیکاری و معضلات امنیتی و اجتماعی درگیر ساخته است. 2 سال از جهانی شدن یزد گذشته اما هنوز هیچ اعتبار یا بودجه قابل توجهی برای توسعه گردشگری و حراست از بافت تاریخی به استان اختصاص نیافته و فرصتهای بسیاری در این زمینه از دست رفته است! قابلیت پزشکی و درمانی استان در بی برنامه گی ها و ضعف زیرساختها در حال افول است و یزدی که می توانست امروز قطب مسلم “توریست درمانی” خاورمیانه باشد، دارد جایگاه درمانی اش در نیمه جنوبی کشور را هم از دست می دهد! محیط زیست استان زیر چکمه معادن و صنایع آلاینده روزگار ناخوشی دارد… و به این سلسه از مشکلات می توان ساعتها موضوع اضافه کرد!
یزد میزبان حسن روحانی و کابینه دولت دوازدهم است. اگر رسم مهمان نوازی دیگر معنایی برای برخی ندارد لااقل دلمان برای آینده خود و فرزندانمان بسوزد و فضایی را مهیا کنیم تا از این احتمالا آخرین سفر دولت دوازدهم به یزد، بیشترین بهره را ببریم.
