کم از «اقتصاد مقاومتی» نشنیده ایم! در اخبار رسانه ها واژۀ اقتصاد مقاومتی بارها تکرار شده است. تا جایی که واژه اقتصاد مقاومتی به عنوان یک کلید واژۀ مهم در ادبیات سیاسی و خاصه در ادبیات اقتصادی ما جای خود را باز کرده است. اما آنچه نشنیده ایم یا بهتر بگوییم کمتر شنیده ایم، تعریفِ مشخصی از اقتصاد مقاومتی است تا بتوانیم بوسیله آن چارچوب نظری آن را تبیین کنیم.
در نظر اول واژۀ اقتصاد مقاومتی، نوعی «اقتصاد ریاضتی» را در ذهن تداعی می کند و به مخاطب این مهم را گوشزد می نماید که برای رسیدن به وضعیت مطلوب باید تنگاهایی را تحمل کند و خود را برای شرایط سخت اقتصادی آماده نماید و طبیعی است که این نوع برداشت از اقتصاد مقاومتی نه تنها حسِ خوبی به افراد جامعه نمی دهد و آنان را برای یک اقدام عملی آماده نمی کند بلکه از نظر روانی، افراد را بهم می ریزد و هر کسی میزانِ تاب آوری خود را در برابر نوسانات اقتصادی می سنجد و بالطبع احساس نگرانی و تشویش می کند و مواردی مثل روی آوری و تمایل به احتکارِ اقلام مختلف و هجوم برای جمع آوری کالاهای اساسی، می تواند از تبعات مشخص این نوع تعریف از اقتصاد مقاومتی باشد.
در تعریفی دیگر اقتصاد مقاومتی را یک نوع «اقتصاد ترمیم گر» می دانند یعنی پذیرش نهادهای موجود اقتصادی و همچنین قوانین و مقررات موجود و شناسایی نقاط ضعف در بدنه اقتصادی کشور و ترمیمِ آنچه که به عنوان نقطۀ ضعف شناسایی شده است. این نوع تعریف می تواند به عنوان یک نسخۀ درمانی موقت مورد توجه قرار گیرد به نحوی که کشور تلاش کند تا پاشنۀ آشیلِ خود را در اقتصاد ترمیم کند و به سمت وضع مطلوب حرکت کند. هرچند در برخی از کشورها این نوع نگرش، کاربرد داشته است ولی یک نظام ساختارمند که بتواند در هر زمان و هر موقعیتی کشور را مصون از آسیب نگه دارد به حساب نمی آید و ای بسا عیب آن این باشد که سرمایه های کشور باید به صورت موردی صرفِ ترمیم چالش های مختلف اقتصادی گردد و این خود روزمرگی و به هدر رفتن سرمایۀ کشور است.
نگاه دیگری، اقتصاد مقاومتی را یک نوع «اقتصاد دفاعی» می داند و همواره تمام توان خود را صرف یافتن نقاط مورد حملۀ دشمن می کند و به این نکته توجه دارد تا با دشمن شناسی تلاش کند نقاطی که مورد هجمۀ دشمنان قرار می گیرد را شناسایی و مصون سازی نماید این نوع نگرش نیز به نحوی اقتصاد کشور را به عنوان یک اقتصاد واکنشی پرورش می دهد که همواره باید منتظر یک کنش از سوی طرف مقابل باشد تا او نیز واکنش نشان دهد. اگر این نگرش پذیرفته شود در واقع تصمیم سازی در حوزه اقتصادی به مهاجمان واگذار شده است و کشور باید منتظر بماند تا آنان هجمۀ خود را انجام دهند و آنگاه واکنش نشان داده شود و البته ناگفته نماند که تضمینی وجود ندارد که همیشه بتوان بهترین و مناسب ترین واکنش را نسبت به کنش های مهاجمان نشان داد.
و اما نگرشی نسبت به اقتصاد مقاومتی وجود دارد که این اقتصاد را یک «اقتصاد شاخص» می داند و از همه رویکردهای کوتاه مدت و واکنشی و صرفا نفی کننده عبور می کند و چشم انداز بلند مدتی را برای اقتصاد مد نظر دارد و عبارتِ« اقتصاد مقاومتی» را صرفا یک عبارت در خصوص اقتصاد نمی داند و به آن به عنوان یک نظریۀ علمی نگاه می کند نظریه ای که دارای مفاهیم اساسی، چارچوب و منظومۀ فکری است. در یادداشت بعد به تشریح «نظریۀ اقتصاد مقاومتی» به عنوان یک «اقتصاد شاخص»می پردازیم.
داوود پاک طینت