مدیر مرکز اسناد و کتابخانه ملّی یزد در مراسم بزرگداشت پیشکسوت تاریخ شفاهی استان:
مراسم بزرگداشت «استاد محمد حسن امیری» پیشکسوت تاریخ شفاهی مرکز اسناد و کتابخانه ملی استان یزد در محل سالن پاکنژاد دانشگاه فرهنگیان برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی مدیریت اسناد و کتابخانه ملی استان یزد در این مراسم که به همت این سازمان، دانشگاه فرهنگیان و خانواده آن مرحوم برگزار شد پس از قرائت قرآن کریم و مدیحه سرایی سید حسین شهاب رضوی، حاجی زاده میمندی، سعید زارع و حسین مسرت به سخنرانی در خصوص این استاد پیشکسوت تاریخ پرداختند.
سعید زارع، مدیر مرکز اسناد و کتابخانه ملّی استان یزد در این مراسم گفت: حضرات اساتید، فرهیختگان گرانمایه، خانواده ارجمند استاد امیری، همکاران، شاگردان، بانوان و آقایان گرامی!
درود و سلام بر شما که با حضورِ پُرمهر خود، این مجلس بزرگداشت را به محفل قدرشناسی از انسان بزرگی بدل ساختهاید؛ بزرگمردی از تبار دانایی، دردمندی و فرزانگی؛ زندهیاد استاد محمدحسن امیری. در این روز اردیبهشتی، ما نهفقط برای ادای احترام به یک نام، بلکه برای تجلیل از یک منش، یک مسیر و یک میراث گرد هم آمدهایم. یاد میکنیم از مردی که در حوزههای گوناگون: از تاریخ شفاهی تا مدیریت اسناد، از کتابخانه ملی یزد تا کلاسهای درس دانشگاه فرهنگیان، نقشی ماندگار ایفا کرد.
وی در ادامه افزود: «استاد امیری» از جمله انسانهایی بود که نامشان، پیش از آنکه در اسناد ثبت شود، در دلها حک شده بود. چهرهای خوشرفتار، متین، و برخوردار از نگاه انسانی و فرهنگی. او با متانت رفتار میکرد، با وقار میاندیشید، و با دقت و دغدغه کار میکرد.

از امیرالمؤمنین علی (ع) آموختهایم که آموزگاری، مقامی فراتر از وظیفه است؛ جایگاهی از جنس اثرگذاری بر جانها؛ و «استاد امیری» نهتنها آموزگار درس، که معلم شیوه زیستن بود. رفتار تربیتیاش، نگاه فرهنگیاش، و تعهدش به جوانان، گواه این معنا بود که تربیت برای او صرفاً «تعلیم» نبود، بلکه «تعهد» بود. چه بسیار معلمان که درس میدهند، و چه اندکاند آنان که اثربخش میشوند. او از آن اندکها بود؛ از آنان که مهرشان، باورشان و نگاهشان، چراغ راه نسلها میشود.
مدیر مرکز اسناد و کتابخانه ملّی استان یزد بیان داشت: در حوزه تاریخ شفاهی، همکار و همدل ما در کتابخانه ملی یزد بود. او با وسواس علمی، مهربانی انسانی و دقت پژوهشی، نقش بسزایی در ثبت و ضبط خاطرات ناگفته و روایتهای فراموششده داشت. هر نوار، هر مصاحبه، هر فایل صوتی، برای او نه یک سند خشک، بلکه پُلی میان گذشته و آینده بود. در کنار این تلاشها، دغدغه هویت داشت. او نگران آن بود که اگر ما ندانیم که بودهایم، نخواهیم دانست که باید چه باشیم. او میخواست روایت مردم این دیار، تاریخ زیست اجتماعی یزدیان، آیینها، خاطرات، فرهنگ و حافظه بومی، از لابهلای اسناد برخیزد و شنیده شود. و اینجاست که یادآوری این آیه شریف، جان و دل را مینوازد: «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا» همانا کسانی که ایمان آورده و نیکوکار شدند، خداوند رحمان در دل مردم برایشان محبت قرار خواهد داد.(سوره مریم، آیه ۹۶)و مگر نه اینکه استاد امیری، با همان ایمان آرام، عمل پیوسته و خلق مهربان، محبت را در دل همه ما جاری کرد؟ او از آن نیکمردان روزگار بود که یادش، بیهیاهو، اما ماندگار است؛ بیادعا آمد، با عشق زیست، و با بزرگی رفت.
وی افزود: در مقام مدیرکل اسناد و کتابخانه ملی یزد، شهادت میدهم که خدمات ایشان، فراتر از شرح وظایف، و عمیقتر از خطوط مکتوب، در تار و پود فرهنگ این شهر جای گرفته است. جا دارد از خانواده نجیب و فهیم ایشان نیز قدردانی کنیم؛ از همراهی همسر محترم، از صبوری فرزندان، از پشتیبانیای که استاد را در راه پرمشقت فرهنگی یاری داد. در پایان، سخنم را با دعایی از دل، و امیدی به وصل، به پایان میبرم: خدایا! استاد محمدحسن امیری را با صدیقین و صالحین محشور فرما، و ما را در ادامه راهِ او، صادق و استوار بدار. روحش شاد، یادش جاودان، و نامش بر تارک فرهنگ یزد، درخشان.