در حالیکه گرانی و تورم روزافزون به سفره؛ مسکن و مرکب و تغذیه و سلامت ملت حمله کرده و از آن سو انبوه خبرهای تلخ و عزا پشت عزا و نرسیدن خبرهای خوب و حتی نویدبخش؛ سلامت روانی جامعه را لگد کوب می کند و نوای دلگزای غراب جنگ و سخنان یاوه گویان جنگ طلب و ریاکاران پهلوان پنبه؛ اعصاب مردم را خرد می کند؛ داعیه داران ولایت که خود تعبد را فراموش و جلوتر از رهبری فریاد جنگ طلبی می زنند و در این هیاهو عده ای منفعت طلب تازه به دوران رسیده؛ که در حوادث و گرفتاری های تلخ طبقات مختلف مردم زبان و قلمشان را موش خورده بود؛ یکبار کنار معلمان، کارگران، پرستاران و محیط زیستی های عدالتخواه و اصحاب خرد و رسانه دیده نشده هیچگاه در هیچ جا هزینه ای نداده و کوتاه قامتهایی هستند که پشت بلندقامتان مخفی شده اند، گویا بوی کباب شنیده و برای استان یزد هر روز یک استاندار می تراشند و غافل از حال جامعه هستند که بیش از شصت درصد آن بر جریانهای سیاسی موجود (اصولگرا، اصلاحطلب، پایداری و …) مهر “تمام شد” زده اند. حال عده ای دنبال منافع خود به نام نادر به کام قادر می زنند
درصد قلیلی از افراد جامعه که هنوز به حرفها اعتنا و امید به گره گشایی از خروارها گره های برگره خورده دارند، با نگاه به لیست های متفاوت زجرآور؛ اقرار بر قحط الرجال می کنند.
افراد بی شناسنامه و رزومه کاری بدون سواد و تخصصی صرفا بخاطر چند روز ستادنشینی، داعیه دار تصمیم گیری برای مردم یزد شده و خود را فعال سیاسی و اجتماعی معرفی کرده و حتی جرات کرده نماینده فرهنگیان و اصحاب رسانه معرفی می کنند. در حالیکه اگر دولت پزشکیان را قبول داشته بهرهبری اصلاحات و دکتر عارف اعتماد دارند باید به “وفاق ملی” و رای حزب و دسته و اجماع خردورزان خوش سابقه و سرمایه های اجتماعی گردن نهند تا بیش از این آبروی خود نبرده و زحمت به ما ندهند.
لطفا مقدرات یک استان خاص از هر جهت طی چهار سال با وضعی که در مقدمه ترسیم شد بازیچه کودکانه و منفعت خود نکنید.
