یادداشت “دکتر فخرالسادات خامسی هامانه” به مناسبت آخرین روز فوریه (۸ اسفند) روز حمایت از بیماران نادر.
در سالهای اخیر، کمکهای خیرین، نیکوکاران و پویشهای مردمی بیش از هر چیز به سمت آزادی زندانیان جرائم غیرعمد سوق پیدا کرده است. این اقدام، بیتردید ارزشمند و قابل تقدیر است، زیرا بسیاری از این زندانیان به دلیل شرایط اجتماعی و اقتصادی نامناسب، به ناچار و بدون قصد مرتکب جرمی شدهاند. اما آیا جامعه نیکوکاری ما در میان هیاهوی تبلیغاتی و موجهای احساسی، به اولویتهای مهمتری بیتوجه شده است؟
عواقب آزادی زندانیان بدون آیندهنگری
آزادی زندانیان جرائم غیرعمد، وقتی تمام ظرفیتهای خیرخواهانه را به خود اختصاص دهد، نهتنها به نیازهای حیاتی دیگر اقشار جامعه بیتوجهی میشود، بلکه ممکن است تبعات ناگواری به همراه داشته باشد. بهعنوان مثال، بسیاری از زندانیان آزادشده به دلیل فقدان شغل، مهارت و حمایت اجتماعی، دوباره درگیر مشکلات مالی و گاهی ارتکاب جرم میشوند. این نوع آزادی، بدون فراهم کردن زمینهای برای بازگشت سالم به جامعه، میتواند چرخهای از مشکلات را ایجاد کند که در نهایت، هزینهای دوچندان بر دوش جامعه خواهد گذاشت.
انحصار خیرخواهی، بیعدالتی است
سوق دادن تمام ظرفیتهای خیرخواهانه به آزادی زندانیان، دیگر یک امر خیر نیست، بلکه انحصار ناعادلانهای در کمکهای اجتماعی ایجاد میکند. حمایت نهادهای قدرتمند و رسانههای پرنفوذ باعث شده است که سهم دیگر نیازمندان، بهویژه بیماران صعبالعلاج، نادیده گرفته شود.
چه کسی بیماران خاص و صعبالعلاج را آزاد میکند؟
بیماران دیالیزی، مبتلایان به سرطان، هموفیلی، تالاسمی و کسانی که به پیوند کلیه نیاز دارند، نه مجرماند و نه مرتکب خطایی شدهاند، اما ناخواسته در حصار بیماری و هزینههای سرسامآور درمان گرفتار آمدهاند. آنها نه حکم آزادی دارند و نه کمپینی که صدای مظلومیتشان را به گوش جامعه برساند. هر روز با درد و رنج از خواب برمیخیزند و هر شب با کابوس هزینههای درمان، چشم بر هم میگذارند. این بیماران با واقعیت تلخ زندگی مواجهاند: زندگیای که برایشان پر از هزینههای سنگین و اضطرابهای دائمی است.
بیماران دیالیزی و پیوند کلیه؛ گرفتار در چرخهی رنج
بیماران دیالیزی شرایط دشواری دارند. برای زنده ماندن، آنها ناچارند چند بار در هفته به مراکز دیالیز مراجعه کنند و ساعتها زیر دستگاه بمانند. این دستگاه، اگر نباشد، زندگی آنها به خطر میافتد. بهعلاوه، هزینههای دارو و درمان و مشکلات جسمی ناشی از این بیماری، آنها و خانوادههایشان را درگیر رنجی مضاعف میکند.
بیمارانی که موفق به دریافت پیوند کلیه میشوند، اگرچه از دیالیز نجات پیدا میکنند، اما این تازه آغاز مسیری پرهزینه و پرچالش است. آنها باید تا پایان عمر داروهای خاص و گرانقیمت مصرف کنند تا بدنشان کلیه پیوندی را پس نزند. این داروها، هزینههای سنگینی را به خانوادههای آنها تحمیل میکند و بسیاری از بیماران، به دلیل مشکلات مالی، قادر به خرید داروهای حیاتی خود نیستند. در نهایت، پیوندی که میتوانست آنها را به زندگی عادی بازگرداند، بیاثر میشود و دوباره به چرخهی دیالیز و درمانهای مداوم بازمیگردند.

بیایید این بار زندگی هدیه دهیم
در آستانه ماه پرخیر و برکت رمضان و سال جدید، بیایید مهربانیهایمان را به سمت بیماران ببریم و قدری از درد و آلام آنها و خانوادههایشان بکاهیم. چه بسا کمکهای ما، به جای آزادی یک زندانی، بتواند بیماری را از بستر مرگ نجات دهد، مادری را به آغوش فرزندانش بازگرداند، یا پدری را از نگرانیهای مالی درمان رهایی بخشد.
حمایت از این بیماران و تأمین نیازهای درمانی آنها، نشاندهندهی همدلی و مسئولیت اجتماعی ماست. وقتی ما برای بهبود کیفیت زندگی افرادی که در شرایط سخت قرار دارند، تلاش کنیم، در واقع به جامعهای بهتر و انسانیتر کمک میکنیم.
کمکهای شما شاید به چشم دنیاییها نیاید، اما بوی خوش مهربانیتان، ملائکه را به وجد خواهد آورد… بیایید با هم، برای آیندهای روشنتر و سالمتر قدم برداریم.
“مدیر انجمن حمایت از بیماران کلیوی استان یزد”