محسن حائری زاده/ آنچه مرا ترغیب می کند که در مورد کلمه «ابتذال» و معانی و مفاهیم حول این کلمه حساسیت نشان دهم، بی شک مواضعی است که دیگران همواره در قبال فعالیتهای هنری موسسه “خونه خنده” در این نزدیک به یک دهه فعالیت داشته اند. البته بنده بعنوان مدیر مسئول موسسه “خونه خنده” قصدی برای شخصی کردن این مجادلات ندارم اما لازم دیدم تا بحث “ابتذال” را نسبت به مطالعاتی که پیرامون این موضوع داشتم، عمیقتر و گسترده تر مورد واکاوی قرار دهم. از اینرو برای مشخص تر شدن موضوع، این گفتار را در سه بخش ابتذال در عرصه هنری، ابتذال در عرصه اجتماعی و ابتذال در عرصه سیاسی را عرضه کنم.
در حقیقت برای ابتذال هیچ تعریف و محدوده خاصی وجود ندارد و معمولا از هرچیزی که خوشمان نمی آید یا با چوب هزل آن را می رانیم و مبتذل می خوانیم و یا قضاوتی اخلاقی درباره اش انجام می دهیم. اولین گام برای رسیدن به منظور مورد نظر اینست که تعریفی از ابتذال بدهیم که قابل فهم و به دور از ابهام باشد. چنانچه این امر صورت بگیرد میتوانیم جایِ پایِ گفتار را محکم کنیم و از آنجا به موضوع (ابتذال) ورود کرده، از آن دفاع یا نقدش کنیم.
امر مبتذل را می توان در “تکرار و عدم حرکت به جلو” تعریف کرد. پدیده ای که از آن به امر مبتذل یاد می کنیم در واقع دچار “خودایستایی” در شکل و محتوا شده است یعنی پدیده مورد نظر از هر نوع نوآوری و باز کردن درهای خود به سوی آراء و اندیشه های جدید عمدا یا سهوا جلوگیری می کند. پس وقتی قواعد شخصی و ایستای ما حاکم بر گفتار و رفتار و عملکرد ما چنان خود بسنده و غیر منعطف و مانع دگرگونی و حرکت میشود، امر مبتذل خودش را نمایان می کند.
با این تعریف آنچه هنر و آثار هنری را میتواند به ابتذال بکشاند همانا اصرار به خود بسنده بودن است. برخلاف آنچه که گفته یا شنیده میشود همواره حضور حداکثری مخاطب برای یک اتفاق هنری به معنای عامه فهم بودن، نگاهی سرزنش آمیز را به دنبال دارد و اتفاقی را که موجب این استقبال شده را امری مبتذل در نظر دارند حال آنکه مخاطب هر اثر هنری در هر سطحی از طبقات اجتماعی اگر همواره با تکرار روبرو شود دیگر شوقی برای پذیرش آن اثر ندارد چنانکه آثاری که همواره نتوانسته اند محتوای خود را به مخاطبان خود عرضه کنند، آثارشان دچار “خوایستایی” شده و در تکرار خود اصرار می ورزند در واقع امری مبتذل را بازتولید کرده اند. از اینرو آنچه باید مورد تجدید نظر قرار بگیرد این مهم است که قضاوت شخصی و سلیقه ای نمی تواند به تنهایی متر و معیار دقیق و منصفانه ای برای تشخیص و تقسيم بندی امر مبتذل و یا غیر مبتذل باشد.