در ایام عزلت خود اختیاری؛ کتاب؛ یار مهربان ومانوس امین من شده است.اما مثل همیشه عادت نقد دست بردارازقلمم نیست.
کتاب آیینه عمر از انتشارات پژوهشکده ریحانه الرسول وبه قلم چندتن از اهل قلم ونظر یزد ازجمله استاد مسرت( رسید از دست محبوبی به دستم)
بر اساس همین عادت نقد به جای تحلیل وانعکاس محتوا ؛بر جلد کتاب ونام و تیتر ان رانقدی نوشتم، زیرا وقتی ده صفحه نخست کتاب تیتر واربه خدمات امیر فرهنگ -جناب میرزا محمد کاظمینی- (که خدای برطول عمرش هم بیفزاید ) پرداخته نزدیک به پانزده صفحه کتاب ذیل عنوان به روایت اهل نظر منعکس کننده دیدگاه تمجیدی بزرگان و صاحب نظران صاحب نام رده اول کشور از حوزه ؛دانشگاه ؛سیاست و فرهنگ ایران زمین ازاوست و چندین صفحه پیوست خدماتش را به دید خواننده می آورد.
نقادانه یا بهانه جویانه نوشتم:
نام عرض عمر را برازنده تر از آیینه عمردیدم
نکته دیگر که لازم به ذکر است.
دلیل سنگ اندازی های متعدد به سوی او حتی دردوران بازنشستگی را یافتم .
به قول حضرت حافظ:
حسد چه می بری ای سست نظم به حافظ
قبول خاطر ولطف سخن خداداد است
وزیری