مسعود پزشکیان با شعار «وفاق» و وعده بازگرداندن آرامش به فضای سیاسی کشور پا به عرصه انتخابات گذاشت و توانست با جلب آرای طبقهای از مردم که از تنشهای سیاسی و قطبیسازیهای گذشته خسته بودند، به ریاست جمهوری برسد. او تأکید داشت که دولتش، دولت همه خواهد بود و با پرهیز از تقابلگرایی، میان جناحهای مختلف، تعادل برقرار خواهد کرد.
اما چند ماه از آغاز دولت وفاق نگذشته که اولین نشانههای بحران پدیدار شده است. مجلس اصولگرا که اکثریت آن را نیروهای تندرو تشکیل میدهند، وزیر اقتصاد، عبدالناصر همتی را استیضاح کرد. این اقدام با همراهی نمایندگان نزدیک به جبهه پایداری صورت گرفت و نشان داد که مجلس، دولت پزشکیان را چندان در دایره همراهی و همسویی نمیبیند. در واکنش به این استیضاح، جواد ظریف، معاون راهبردی رئیسجمهور نیز استعفا داد و این استعفا، نشانهای دیگر از شکنندگی وفاق پزشکیان بود. از سوی دیگر، حامیان اصلاحطلب پزشکیان، که انتظار داشتند او نیروهای این جریان را در سطوح مدیریتی به کار گیرد، بهشدت از عملکردش ناراضی هستند. پزشکیان اکنون بر سر دو راهی قرار گرفته است:
۱. ادامه مسیر وفاق، حتی به قیمت هزینههای سیاسی بیشتر
۲. بازنگری در ترکیب دولت و حرکت به سمت یک سیاستگذاری شفافتر و قاطعتر
۱- بررسی چالشهای راهبرد وفاق
مسیر وفاق در شرایط کنونی کشور، ایدهای قابلدفاع است، اما با موانع جدی مواجه است: مجلس اصولگرا، حریف قدرتمند پزشکیان: تجربه نشان داده که نهادهای قدرت و مجلس اصولگرا بهسادگی با دولتهایی که از جنس آنها نیستند، کنار نمیآیند. اگر پزشکیان همچنان بر سیاست تعامل با این مجلس اصرار کند، احتمال استیضاحهای بیشتر و فشارهای افزایشی از سوی نمایندگان تندرو بالا خواهد رفت.
ناامیدی حامیان اصلاحطلب: حامیان انتخاباتی پزشکیان که عمدتاً از اصلاحطلبان و اعتدالیون بودند، اکنون بهشدت از عملکرد او ناامید شدهاند. آنها انتظار داشتند که او چهرههای شاخص اصلاحطلب را در دولت خود جای دهد و مسیر اصلاحات را با جدیت بیشتری دنبال کند. اما تصمیم پزشکیان برای حفظ برخی مدیران دولت قبل و عدم ورود جدی به تغییرات اساسی، نارضایتی این جریان را افزایش داده است.
خطر تبدیل شدن به رئیسجمهوری منفعل: ادامه این وضعیت ممکن است باعث شود که دولت پزشکیان به دولتی تبدیل شود که در برابر فشارهای سیاسی تنها نقش واکنشی داشته باشد، نه کنشی. در این صورت، او نه از حمایت مجلس بهرهمند خواهد شد، نه از پشتیبانی اصلاحطلبان و نه حتی از اعتماد مردم.

۲- سناریوی تغییر مسیر و بازنگری در سیاستها
پزشکیان برای حفظ کارآمدی دولت خود، باید در سیاستهایش تجدیدنظر کند. این تغییرات میتواند شامل موارد زیر باشد:
الف) ترمیم کابینه با ترکیبی هوشمندانه
انتصاب وزرایی که از یکسو توان تعامل با نهادهای قدرت را دارند و از سوی دیگر، موردقبول بدنه اصلاحطلبان هستند.
در بخش اقتصادی، باید چهرهای را جایگزین همتی کند که بتواند اعتماد بازار و نخبگان اقتصادی را جلب کند، درعینحال، مجلس نیز نتواند او را بهراحتی تحتفشار بگذارد.
در حوزه سیاست خارجی، بعد از استعفای ظریف، ضروری است که پزشکیان فردی را جایگزین او کند که توانایی بالایی در دیپلماسی و مواجهه با چالشهای بینالمللی داشته باشد.
ب) اعمال اصلاحات تدریجی و هوشمندانه در بدنه دولت
حذف مدیران تندرویی که همچنان رویکردهای افراطی دارند و مانع از کارآمدی دولت وفاق هستند.
جایگزینی این مدیران با نیروهای کارآمدتر که بتوانند سیاستهای دولت را بدون ایجاد اصطکاک شدید با نهادهای قدرت اجرا کنند.
ج) سیاست ارتباطی شفافتر با جامعه و حامیان سیاسی
یکی از ضعفهای پزشکیان، عدم بیان صریح سیاستهای خود و ارتباط نامنسجم با مردم است. او باید شفافتر با جامعه سخن بگوید و نشان دهد که از اصول خود عدول نکرده، بلکه به دنبال پیادهسازی آن در شرایط موجود است.
او میتواند با برگزاری نشستهای مستمر با نخبگان، فعالان سیاسی و رسانهها، مسیر پیشِروی دولت را تشریح کند و از حمایتهای اجتماعی بهره بیشتری ببرد.
د) بازی هوشمندانه با مجلس و ۸۸ نهادهای قدرت
تقابل مستقیم با مجلس اصولگرا، دولت را به چالشهای جدیتری خواهد کشاند. اما این به معنای پذیرش تمامی خواستههای مجلس هم نیست.
دولت باید با استفاده از اهرمهای قانونی و تعاملات سیاسی، بازی پیچیدهتری را در مواجهه با مجلس در پیش بگیرد. استفاده از ظرفیتهای بدنه معتدل مجلس و رایزنی با نیروهای مستقل، میتواند فشارهای تندروها را کاهش دهد.
۳- آیا استعفا یک گزینه است؟
برخی از حامیان اصلاحطلب ناامید از عملکرد پزشکیان، خواهان استعفای او شدهاند. اما این گزینه، نهتنها مشکلی را حل نمیکند، بلکه کشور را وارد بحرانی تازه خواهد کرد. استعفای پزشکیان به معنای بازگشت بیچونوچرای تندروها به قدرت اجرایی خواهد بود، که نه به نفع مردم است و نه به نفع اصلاحات.
پزشکیان امروز در یک نقطه تاریخی قرار دارد. او میتواند با اتخاذ یک راهبرد هوشمندانه، همچنان مسیر وفاق را حفظ کند اما با اصلاحات تدریجی و قاطع در ساختار دولت، سیاستگذاری روشنتر و ترمیم ارتباط با مردم و مجلس، کشور را از این وضعیت بحرانی خارج کند.
دولت وفاق نباید به دولت انفعال تبدیل شود.
*فعال سیاسی و حقوقدان
محمد شاکر اردکانی