جدیدترین ها

کپی لینک
کد خبر: 20601

آخرین دیدار فرزند ایران از یزد و ندوشن

قریب به 18 ماه انتظار یزدی ها و ندوشنی ها برای آخرین دیدار با پیکر پاک ادیب پرآوازه این دیار یعنی «دکتر اسلامی ندوشن» امروز به پایان رسید و حالا فرزند شایسته یزد بر دوش علاقمندان به فرهنگ و هنر از دبیرستان ایرانشهر تا خانه ابا و اجدادی اش در ندوشن تشییع می شود.

هرچند بنا به گفته خانواده دکتر اسلامی ندوشن، وصیت نامه ای از وی مبنی بر خاکسپاری در جوار خیام و عطار در شهر نیشابور وجود دارد و قرار است پنجشنبه هفته جاری این مراسم در نیشابور انجام شود اما بر کسی پوشیده نیست که دکتر اسلامی ندوشن علاقه وافر و وصف ناشدنی به یزد و ندوشن داشت بطوریکه در یکی از مهمترین آثار وی یعنی «کتاب روزها» به تفصیل و با شور و حرارتی ماندگار به توصیف دوران کودکی و نوجوانی اش در ندوشن و یزد و فضای فرهنگی و انسانی آن سالها پرداخته و حتی در سفری که سالها پیش به یزد داشت در بازدید از موزه کاظمینی، در دفتر یادبود موزه نوشت «امیدوارم در یزد آرام بگیرم.» از دلبستگی دکتر اسلامی ندوشن به زادگاهش همین بس که وی را بیشتر از آنکه به نام «اسلامی» بشناسند با پسوند «ندوشن» به یاد می آورند چون خود به این موضوع بسیار حساس بود. حسین مسرت، پژوهشگر تاریخ و فرهنگ یزد نقل می کند که روزی مصاحبه ای با دکتر اسلامی ندوشن انجام شده و وقتی متن مصاحبه را برای تایید به پیش استاد می برند، از اینکه یکبار نام وی را دکتر اسلامی نوشته اند و «ندوشن» آن را فراموش کرده اند، تذکر داده است. به هرحال علیرغم پیگیری ها و خواهش و تمناها قرار است پیکر دکتر اسلامی ندوشن، ادیب نام آور یزد برای آخرین بار به دیدار خانه پدری بیاید و با بدرقه مردمان دیارش به خاک نیشابور به امانتی ابدی سپرده شود.

برای یزدی ها سخت و گران بود که دکتر اسلامی نوشن را در موطنی دیگر ببینند اما حالا که خانواده وی چنین صلاح دانسته اند ای کاش مسئولان نیشابور و میراث فرهنگی کشور قدر این دردانه فرهنگ و ادب ایران زمین را بدانند و جایگاهی درخور برایش در جوار آرامگاه خیام یا عطار در نظر بگیرند. این مهمترین خواسته یزدی ها از اهالی فرهنگ دوست نیشابور است چرا که تا به امروز بنا بر شنیده ها قرار است پیکر پاک دکتر اسلامی ندوشن را در قطعه مفاخر نیشابور خارج از محوطه آرامگاه عطار به خاک بسپارند که اصلا جایگاهی شایسته چنین مردی نیست!

می توان با قاطعیت گفت کمتر چهره ادبی در تاریخ معاصرمان یافت می شود که چنین دلسوخته و دلنگران ایران و سرنوشت وطنش باشد و با پشتوانه مطالعه دقیق تاریخ و ادبیات این سرزمین، بدور از هرگونه افراط نسبت به آینده ایران دغدغه مند باشد و ده ها مقاله و کتاب پیرامون آنچه باید برای توسعه ایران انجام داد، بنویسد. او ایران را به پشتوانه هزاران سال ادبیات غنی و فرهنگ و تمدنی غنی از معنا می شناخت و همواره تاکید داشت مهمترین داشته ما ایرانیان برای عرض اندام در جهان امروز، ادب و زبان فارسی است. بی شک دکتر اسلامی ندوشن را نه فرزند یزد و ندوشن بلکه باید فرزند ایران دانست و یقینا هرجا خانه ابدی اش باشد، آنجا مرکز ایران دوستی و ادب پروری خواهد بود.

وداع با دکتر اسلامی ندوشن در تهران

مراسم بدرقه پیکر محمدعلی اسلامی ندوشن از محل دانشکده ادبیات تا دانشکده حقوق دانشگاه تهران، که سال‌ها در آن تدریس کرده بود، برگزار شد.

در مراسم تشییع پیکر این چهره مطرح فرهنگ و ادب که پیکرش پس از ۱۸ ماه از کانادا به ایران بازگشته، افرادی همچون علی لاریجانی، امید مجد، علیرضا حاجیان‌نژاد، مصطفی موسوی‌راد، روح‌الله هادی، عبدالرضا سیف، مصطفی ملکیان، سیدمحمدرضا حسینی بهشتی، محمد مقیمی، محمود اسعدی، محمدجواد حق‌شناس، محمد، ولی زاده، مرتضی کاردر (مدیر انتشارات هرمس)، امیرحسین علم‌الهدی، نیکنام حسینی‌پور، داوود موسایی (مدیر انتشارات فرهنگ معاصر) و حسن بلخاری به همراه جمعی دیکر از اهل فرهنگ، هنر و استادان دانشگاه و دانشجویان حضور داشتند.

هرگز از دغدغه جست‌وجوگری و روشن‌بینی بازنمی‌ایستاد

در بخشی از این مراسم علی‌اصغر راسخ راد، کارگردان و مدرس تئاتر متنی را درباره محمدعلی ندوشن به این شرح خواند: «خواستم در ستایش این بزرگمردِ همدیار چند خطی بنویسم که شایسته شانش باشد دیدم در میان این‌همه چیز‌ها که ادیبان و دانشوران در وصف او نگاشته‌اند کار دشواری است و از من برنمی‌آید. پس بهتر دانستم چند رباعی از ایشان به همراه تکه‌های کوتاهی از یادداشت‌های خودشان درباره خودشان را انتخاب کنم و برای شما بخوانم.

دو چیزِ متضاد در من بوده است:”بلندپروازی” و “قناعت”. این ترکیبِ خوبی شد.

نسبت به چیز‌هایی بلندپرواز بودم و حتی کمال‌طلب. همیشه می‌خواستم فراتر از آن‌چه در دسترسم بود، بروم.

برعکس، در مواردی قانع. آن‌چه به آن‌ها بی‌اعتنا بودم عبارت بود ازخواستنی‌های رایجِ زندگی، همچون “پول و تعیّن و برووبیایِ اجتماعی”. گِردِ این‌ها نگشتم.

همواره بر زندگی مماس بوده‌ام. گمان می‌کنم که این بهترین نوعش باشد. اگر افزون بر احتیاج باشد، خلاقیتِ روح را می‌گیرد. کمترِ آن‌هم فاسدکننده است.

اعتراف می‌کنم که از ‘ثروتمندشدن” می‌ترسیده‌ام، هرچند که استعداد آن‌را هم نداشتم. فکر می‌کردم که ثروت چیزی را “می‌دهد” و چیزی را “می‌گیرد” و آن‌چه را که “می‌گیرد” گران‌بهاتر است.

بر هیچ “مقام و موقعیتی” حسرت نخورده‌ام، هیچ میزی بلندتر از میزی که در خانه‌ام پشت آن می‌نشینم، نشناخته‌ام.

هرگز آرزو نکرده‌ام که از کشور دیگری جز “ایران” می‌بودم، و خوشبختیِ بزرگی برای خود می‌دانستم که زبانم فارسی است.

با عشق به در زدیم در نگشودند
با عقل به ره شدیم ره ننمودند
با این‌همه صد شکر که ناپیمودیم
آن راهی را که ناکسان پیمودند.

گر میوه‌ای از باغ زمان بگرفتم
تا ظن نبری که رایگان بگرفتم
یک عمر عزیز در ازایش دادم
این دادم و آن جان جهان بگرفتم

گفتیم و شنیدیم و خبر هیچ نبود
وان عمر به سر رسید در گفت و شنود
وان گفت و شنود ره به جایی نگشود.
چون آن صنمِ راه‌گشا رخ ننمود

و سرانجام این تکه از توصیف این مرد اخلاق و استاد بزرگ عرصه فرهنگ و ادب ایران‌زمین را از قلم جناب علی‌اکبر جعفری ندوشن وام گرفتم قهرمان روز‌ها آغاز زندگی را در ده، در “پهناوری بیابان، برهنگی خاک و تنهایی تپه‌ها و خشکی رودخانه و خلوت شب و غربت ماهتاب” می‌گذراند، سپس همچون “پرنده‌ای آزاد در جست‌وجوی هدفی نامعلوم به پرواز درمی‌آمد” و “هدفش شکفتن بود در حد اعلای وجود”.

لذا، تا حد امکان از پیمودن مجاری معمول و دست یافتن به “تعین زمان” حذر می‌کرد. بیش ‌از پیش به نیروی درونی خویش متکی بود. به همین جهت از “جولان فکر و پویش خرامان آن” بی‌بهره نمی‌ماند. هرگز از دغدغه جست‌وجوگری و روشن‌بینی بازنمی‌ایستاد. گویا، سرزندگی و ماندگاری خویش را در کنجکاوی و روندگی می‌یافت. انتخاب‌گر بود، اصل و قلب را بازمی‌شناخت، جوهر و عرض را از هم می‌گسلاند. از زوائد می‌پرهیزید، “در حواشی و فروع نمی‌ماند”. جوهر و خلاصه می‌طلبید. آنچه بر ذائقه‌اش شیرین می‌افتاد، پیشامد‌هایی بود که شگفتگی در بر داشت و یا رو به وصول بود.»

در پایان پیکر محمدعلی اسلامی ندوشن از مقابل دانشکده ادبیات به سمت دانشکده حقوق دانشگاه تهران تشییع و سپس به سمت موسسه اطلاعات برای برپایی مراسم بزرگداشت و اقامه نماز منتقل شد.

روایت اهل فرهنگ و ادب از ایران دوستی و درایت دکتر اسلامی ندوشن

در مراسم بدرقه پیکر محمدعلی اسلامی ندوشن در موسسه اطلاعات، سخنرانان از عشق و علاقه او به ایران گفتند، از این‌که نسبت به ایران همیشه خوش‌بین و امیدوار بود و ایران را آن‌طور می‌خواست که باید باشد.

مکتبی از ایران‌دوستی را قوام و کمال داد

سیدعباس صالحی – مدیرمسئول موسسه اطلاعات – در آیین بدرقه پیکر محمدعلی اسلامی ندوشن که پس از مراسم تشییع او در دانشگاه تهران، در موسسه اطلاعات برگزار شد با بیان این‌که موسسه اطلاعات خانه دوم استاد بود، اظهار کرد: این افتخار موسسه اطلاعات بود که میزبان ایشان بود و از مرحوم دعایی هم باید تشکر کرد که این فضا را برای حضور مفاخر فرهنگی فراهم کرد.

او ادامه داد: روح استاد ندوشن امروز این‌جاست زیرا ایشان همیشه مانا بود.

مدیرمسئول موسسه اطلاعات خاطرنشان کرد: ایران و انسان دو واژه در کلام استاد ندوشن بود، او مکتبی از ایران‌دوستی را قوام و کمال داد و به عنوان یک پدیده تاریخی مورد مطالعه پیوسته قرار داد.

صالحی یادآور شد: در این‌جا می‌توانم نکاتی را در ایران‌شناسی استاد ندوشن بیان کنم، او ایران هزاران ساله را به گفته برخی اساتید یک واحد متصل تاریخی می‌دانست و ایران را قطعه قطعه نمی‌کرد بلکه ایران قبل از اسلام و بعد از اسلام را متصل به هم می‌دانست.

او افزود: از نظر استاد ندوشن گرچه ایران در دوره‌ای امپراطوری سیاسی داشت اما پس از اسلام ایران یک امپراطوری فرهنگی پیدا کرد که اگر از سلسله هخامنشی گسترده‌تر نبود اما کمتر هم نبود.

مدیرمسئول روزنامه اطلاعات بیان کرد: مرحوم ندوش فراز و نشیب ایران را قبول داشت اما ایران را یک رود جاری می‌دانست.

صالحی ابراز کرد: در مکتب ایران‌شناسی ندوشن واقع‌گرایی ایران‌شناسی را شاهد هستیم، او خودشیفته و خودتحقیرکننده ایران نبود بلکه توجه داشت در هر تمدنی سه ضلع یعنی وجوه زنده و مانا، وجوه مندرس و وجوه فرسوده و معیوب وجود دارد.

او خاطرنشان کرد: استاد ندوشن  توجه داشت که وقتی از جوهر ایرانی صحبت می‌کند بخش اول است و آن‌چه بوده و مانده و باید بماند، از وجوه مندرس سخن می‌گفت و حتی نقد و واشکافی او یک نگاه عینی به یک پدیده اجتماعی داده بود.

مدیرمسئول موسسه اطلاعات تصریح کرد: او نسبت به ایران همیشه خوش‌بین و امیدوار بود، واژه‌هایی که در مورد ایران به کار می‌برد در عین ناامیدی دریچه امید را می‌گشود. 

صالحی اضافه کرد: در کلمات ایشان رسالت ایران به پایان نرسیده و خرمی و شکوه به ایران بازمی‌گردد. ایشان می‌گفت من یقین دارم ایران می‌تواند قد علم کند و کشوری زیبا و سعادتمند شود و آن‌گونه که شایسته است فرهنگ سالخورده و اصالت ایران نکات مهمی را به جهان بیاموزد. می‌گفت در عین سردی‌ها همواره نسبت به تاریخ این کشور خوش‌بین است.

ندوشن ایران و فرهنگ آن را نشان داد

در ادامه اصغر دادبه، استاد فلسفه اسلامی و ادبیات عرفانی با طرح این پرسش که تخصص محمدعلی اسلامی ندوشن در چه زمینه‌ای بوده است؟، اظهار کرد: به کوتاهی پاسخ این است که تخصص ایشان در زمینه‌ای بوده است که نمی‌گوییم دیگران تجربه نکردند بلکه کسی جز او این میزان کوشش نکرده و بدیهی است که تخصص ایشان در ایران‌شناسی بود.
او ادامه داد: برای پاسخ به پرسش درباره تخصص ایشان به این شعر که مورد تأکید ایشان بود اشاره می‌کنم که نشان از تخصص وی است:

خاک می‌بوسم و عذر قدمش می‌خواهم
من نه آنم که ز جور تو بنالم حاشا
بنده معتقد و چاکر دولتخواهم
بسته‌ام در خم گیسوی تو امید دراز
آن مبادا که کند دست طلب کوتاهم
ذره خاکم و در کوی توام جای خوش است

این استاد دانشگاه یادآور شد: گاه اندیشیدن بحثی است که در اشارات ابن سینا با عنوان انسان پرنده مطرح می‌شود تا بگوید انسان هیچ‌گاه از خویشتن خود جدا نمی‌شود، اسلامی ندوشن اگر در دقایقی از خویشتن خود هم غافل بوده از ایران غافل نبوده است؛ ایرانی که فرهنگ در آن دمیده شده و حرف حسابی برای گفتن دارد.
دادبه خاطرنشان کرد: ندوشن ایران و فرهنگ آن را نشان داد و به گفته او این خاک پر از یادگاری‌هاست و خاک آن فرهنگ‌ها درونش نهفته است.
او افزود: نگاه ایشان و هرکس که این‌گونه بنگرد و عمر بر سر آن بگذارد یک نگاه انسانی و یک جهت و یک رویه است. ظرفی که ما امروز از آن صحبت می‌کنیم ارزش‌های ملی و دینی است و ظرف این ارزش‌ها ایران است و استاد اسلامی به دنبال همین بود.
این نویسنده و پژوهشگر تصریح کرد: اسلامی ندوشن در گفت‌وگوی آخر خود با وجود اوج کهولت و عدم تمرکز در پاسخ به پرسشگری که می‌پرسد از خراسان و توس به شما سلام می‌رسانند پاسخ می‌دهد که ایران تنها نخواهد ماند، این یعنی که یادگاری‌ها انسانی و اسلامی در ایران مانده و می‌ماند و حرف حسابی ما ظرفش این‌جاست.

اسلامی ندوشن دین خود را به وطن ادا کرد



غلامعلی حداد عادل، رییس فرهنگستان زبان و ادب فارسی نیز در بخش دیگری از این آیین بدرقه با بیان این‌که استاد ندوشن شش دهه با کتاب‌ها و مقالات خود چهره بزرگ ایران‌شناسی را رقم زد، اظهار کرد: زندگی او و نسبت او با ایران یادآور این ابیات است:

از تو با مصلحت خویش نمی‌پردازم
همچو پروانه که می‌سوزم و در پروازم

او ادامه داد: ایران‌دوستی و ایران‌شناسی محور همه فعالیت‌های اسلامی ندوشن در سراسر عمر او بود و در ایران‌دوستی گفتمانی عقلانی داشت و به جز ایران که وطن او بود او یک وطن ذهنی و قلبی دیگر هم داشت و با آن یعنی زبان فارسی زندگی می‌کرد و تمام عمر در وطن زبان فارسی زندگی کرد و مدافع فرهنگ ایران بود.
حداد عادل بیان کرد: واژه‌های او نوشته‌های تربیتی بود و او ایران را فرهیخته می‌خواست و فرهیختگی را برای فرهنگ ایرانی آموزش می‌داد.
رییس فرهنگستان زبان و ادب فارسی خاطرنشان کرد: عشق به ایران در تمام کلمات او مشهود بود و تمام افکار او را می‌توان در این ابیات سعدی خلاصه کرد:

همه عالم تن است و ایران؟ دل
نیست گوینده زین قیاس خجل
چون که ایران دل زمین باشد
دل ز تن به بود یقین باشد

او یادآور شد: اسلامی ندوشن نثری برگرفته در خدمت فرهنگ داشت و این دلبستگی خود را جایی نشان می‌دهد که ایشان وصیت می‌کند در نیشابور در کنار عطار و خیام دفن شود؛ نیشابوری که نگین انگشتری تمدن ایران است و حالا نیشابور ارزشمندتر می‌شود.
حداد عادل افزود: اسلامی ندوشن اهل سفر بود و بخشی از آثار او سفرنامه‌های اوست و از هرجای ایران بازدید می‌کرد یادگاری برای ایران می‌آورد و اما حالا در آخرین سفر خود به کشورش بازمی‌گردد.
رییس فرهنگستان زبان و ادب فارسی ضمن تشکر از روزنامه اطلاعات بابت این مراسم تصریح کرد: از مرحوم دعایی هم باید تشکر کرد که روزنامه اطلاعات را به فرصتی برای بیان اندیشه‌های اسلامی ندوشن مبدل کرد و از آقای سیدعباس صالحی هم تشکر می‌کنیم که همان محبت را دنبال می‌کنند.
حداد عادل گفت: ندوشن دین خود را به وطنش ادا کرد و باید همه در خدمت ایران باشیم، ضمنا باید نسل جوان را که در خطر بی‌هویتی قرار دارد با ارزش‌ها، تمدن و فرهنگ ایرانی آشنا کنیم.

بازگشت فرزند صالح و خلف ایران

در بخش دیگری از این مراسم ژاله آموزگار – پژوهشگر فرهنگ و زبان‌های باستانی – ضمن خوش آمدگویی به مرحوم ندوشن برای ورود به ایران، نوشته‌ای را به شرح زیر خواند: «دکتر اسلامی عزیز به خاک ایران که تمام عمرت دوستش داشتی خوش آمدی! و اکنون خطابم به این سرزمین بزرگ است. ایران عزیز! گوهر گرانبهایت که عشق به تو با وزش بادهای کویری در وجودش جا گرفته بود به آغوشت بازگشته تا با تو بماند و همراه با تو به هزاران جوانه‌ای که از خاک سر برخواهد آورد راه و رسم وطن‌دوستی را بیاموزد. این فرزند صالح و خلف تو، کوه‌ها و کویرها و دشت‌ها و رودها و دریاهای تو را، نهرها و دریاچه‌های تو را، کوه‌های سرسبز و خشک تو را عاشقانه دوست داشت.
فرزندان دلبندت، شاعران و متفکران و دانشمندان بلندمرتبه آن را بزرگ داشت و به ما آموخت که بزرگشان بداریم. او در حسرت و به یاد تو ظاهراً در غربت درگذشت تا زمانی که به آغوش تو بازگشت. او آرامش را زمانی خواهد یافت که جسم بی‌جانش در آغوش تو آرام بگیرد. ایران! سرزمین ما! عشق تو چگونه است که در وجود ما ایرانیان نهفته است و گاه سر برمی‌آورد و گاه خاموش است. اسلامی ندوشن تو را دوست داشت اما تنها به دوست داشتن بسنده نکرد. او تلاش می‌کرد ایران را با همه خوبی‌ها و معایبش دوست داشته باشیم و به ایرانی بودنمان ببالیم. در نوشته‌هایش نشان داد که باید این عشق بدون تعصب باشد. نشان داد که فرهنگ غنی تو از گردبادها جان به در برده و هیچ رویدادی نمی‌تواند این درخت تناور را خشک کند چرا که به قول فرزند برومند تو اسلامی ندوشن: تا ریشه در آب است امید ثمری هست.
دکتر اسلامی هرگز به انقطاع این سرزمین نیندیشید و به تداوم فرهنگ تو تاکید داشت. ایران عزیز! او تو و تمدن تو را ارج می‌نهاد، اما خردمندتر از این بود که تمدن‌های دیگر را فراموش کند و از این رو از گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها سخن می‌گفت. سال‌ها پیش از اندیشمندان جهان خواست تریبون‌های آزاد گفت‌وگو بگذارند و فارغ از سیاست‌های سیاستمداران، جهانی تازه بسازند. سرزمین عزیز ما! این فرزندت را که هرگز نتوانست از تو دل بکند و به سویت باز آمده، در آغوش مهربانت جایش ده که تو با چنین فرزندانی هرگز تنها نخواهی ماند. ما تو را ای ایران عزیز، به قول این فرزند تازه بازگشته‌ات از یاد نخواهیم برد. »

اسلامی ندوشن یک ایران‌دوست واقعی بود
 

در بخش دیگری از این مراسم حسن انوری، عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی با اشاره به خاطراتی از اسلامی ندوشن گفت: در این پاییز من ۶٠ سال است که با استاد ندوشن همکاری و دوستی داشتم. در مجله یغما برای اولین بار همدیگر را دیدیم و به ایشان گفتم که در کتب درسی کار می‌کنم و برخی از آثار شما را برای کتب درسی انتخاب کردم و شما هم تایید کنید و دوستی ما از آنجا شروع شد.
او ادامه داد: در طول این ۶٠ سال چند مقاله در مورد آثار ایشان نوشتم که به خود ایشان هم مقالات را می‌دادم و استاد تعیین می‌کرد در کدام مجله چاپ شود.
انوری خاطرنشان کرد: اسلامی ندوشن علاوه بر نثر در موارد مختلف دقت نظر شایان تحقیق داشت. وقتی «سفرنامه در کشور شوراها» منتشر شد و من خواندم او را به یکی از دوستانم که در شوروی زندگی کرده بود دادم. او بعد از مطالعه به من گفت من در شش سال زندگی خودم آنقدر شوروی را نشناختم که ایشان در یک ماه شناخته است. به گفته او، نثر شیوا اسلامی ندوشن واقعا انسان را به وجد می‌آورد.
این عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی در ادامه این رباعی اسلامی ندوشن را خواند:

بر بستر ناز آن‌که خفته است تویی
رؤیا بــدو زلــف نهفــته است تویـی
با مژه ره نیاز رفته است تویــــی
وین راز نگو به کس نگفته است تویی

این فرهنگ‌نویس ادامه داد: هرکسی این «تویی» را بخواند می‌فهمد که این تو ایران است. وقتی با خود استاد در مورد این «تویی» صحبت می‌کردم ایشان معتقد بود این تویی ایران در حیطه معناست.
انوری ابراز کرد: اسلامی ندوشن یکی از ایران‌دوستان واقعی بود و ایران را آن طور که باید باشد می‌خواست نه ایران موجود را. به همین خاطر در یکی از یادداشت‌های خود می‌نویسد: دلم گواهی می‌دهد ایران قد راست خواهد کرد و امیدواریم چنین باشد.
در بخش دیگری از این مراسم کامیار عابدی – منتقد ادبی و پژوهشگر – با ذکر خاطره‌ای از اسلامی ندوشن از انتخابات دوم خرداد و مقاله‌ای که در این زمینه در روزنامه اطلاعات با عنوان «چند و چون رای دوم خرداد» نوشته شده بود یکی از یادداشت‌های او را خواند.



به گزارش ایسنا، در پایان این مراسم که با اجرای علی درستکار همراه بود با حضور حسن انوری، سیدعباس صالحی، محمدجواد حق‌شناس و برخی دیگر از چهره‌های فرهنگی از کتاب «ایران باز هم ایران» که مجموعه‌ای از یادداشت‌های محمدعلی اسلامی ندوشن در روزنامه اطلاعات است، رونمایی شد.
از جمله اتفاقات این مراسم حضور شهرام ناظری بود که از سوی میهمانان با تشویق طولانی روبه‌رو شد.

پایان‌بخش مراسم نیز تشییع کوتاه پیکر اسلامی ندوشن در مجموعه موسسه اطلاعات و خواندن نماز میت به امامت حجت‌الاسلام خسروی بود.


در این مراسم چهره‌های فرهنگی همچون جواد بختیاری و سهیل محمودی و همچنین چهره‌های سیاسی از جمله محمدجواد ظریف، سیدرضا صالحی امیری، حجت‌الاسلام والمسلمین علوی، علی‌اکبر صالحی و پیروز حناچی در کنار جمع زیادی از علاقه‌مندان به فرهنگ، زبان و ادبیات فارسی حضور داشتند.

اشتراک گذاری:

دیدگاه

تعداد دیدگاه‌ها: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *