به قلم: دکتر محمدرضا بابایی، استاندار یزد
سخنرانی شجاعانه، مقتدرانه و خردمندانه ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران در هشتاد و یکمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد، تنها یک نطق دیپلماتیک مرسوم نبود؛ بلکه کیفرخواست رسای مظلومیت و در عین حال، تجلی شکوه و اقتدار ملت بزرگ ایران در برابر دیدگان جهانیان بود. این سخنان، خط بطلانی بر دههها روایتسازی جعلی امپراتوری رسانهای غرب کشید و نقاب از چهره کریه مدعیان دروغین حقوق بشر برداشت. در زمانهای که جای جلاد و شهید در تریبونهای بینالمللی عوض میشود، صدای رئیسجمهور ایران، صدای وجدانهای بیدار و ملتهای آزادیخواهی بود که از استانداردهای دوگانه و ظلم نهادینه شده در نظم کنونی جهان به ستوه آمدهاند.
جهان در این سخنرانی شنید که ایران اسلامی، برخلاف اتهامزنیهای واهی سردمداران استکبار، نه تنها حامی تروریسم نیست، بلکه خود بزرگترین قربانی تروریسم دولتی و سازمانیافته در تاریخ معاصر است. مدعیان دروغین حقوق بشر و آنانی که با وقاحت تمام، انگشت اتهام را به سوی ملت صلحطلب ایران نشانه میروند، باید با این حقیقت تلخ تاریخی روبرو شوند و بشنوند که ما ملتی هستیم که رهبر عظیمالشأن، نخبگان، دانشمندان و فرزندان برومندش با شنیعترین اقدامات تروریستی به شهادت رسیدهاند. چگونه میتوان کشوری را که بیش از دو قرن به هیچ سرزمینی تجاوز نکرده و همواره در مقام دفاع مشروع از مرزها و هویت خود برآمده است، عامل ناامنی نامید؟ این پارادوکس تلخ، نشاندهنده ورشکستگی اخلاقی نظام سلطه است.
امروز، حافظه تاریخی ملت ایران و وجدان بیدار جامعه جهانی، جنایات هولناکی را به یاد میآورد که با پشتیبانی تسلیحاتی و سیاسی غرب رقم خورده است. کسانی که با تسلیحات اهدایی و بمبهای خوشهای آمریکایی، خون پاک کودکان بیگناه را در مدارس میناب و سالن ورزشی لامرد بر زمین ریختند، هیچ صلاحیت اخلاقی و حقوقی برای اتهامزنی به جمهوری اسلامی ایران ندارند. صحنههای دلخراش تکهتکه شدن پیکر کودکانی که در یک سالن ورزشی در لامرد یا در کلاسهای درس میناب، تنها به جرم زندگی در پناه پرچم استقلالطلبی هدف قرار گرفتند، هرگز از لوح ضمیر این ملت پاک نخواهد شد.
این همان سناریوی شومی است که امروز با ابعادی وحشتناکتر در سراسر نوار غزه در حال تکرار است. قتلعام بیش از هشتاد هزار انسان بیگناه، آوارگی صدها هزار زن و کودک و ویرانی مطلق زیرساختهای حیاتی در غزه، نماد بارز توحش مدرن است. رژیمی که با نقض صریح تمامی معاهدات بینالمللی، مهمان رسمی و دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران را در قلب پایتخت به شهادت میرساند و مدارس، بیمارستانها و پناهگاهها را به خاک و خون میکشد، چگونه میتواند خود را در حاشیه امن حمایتهای غرب ببیند؟ پاسخ روشن است؛ ساختارهای بینالمللی در برابر زر و زور فلج شدهاند و این بیعدالتی، مقاومت را به تنها راهکار مشروع و فطری برای دفاع از حق حیات و کرامت انسانی تبدیل کرده است.
ریاست محترم جمهور در صحن سازمان ملل به درستی به این استاندارد دوگانه و طنز تلخ روزگار ما اشاره کردند. در جهانی که رژیم صهیونیستی بدون عضویت در پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) و بدون پذیرش حتی یک بازرس بینالمللی، زرادخانههای خود را از کلاهکهای هستهای انباشته است و پاداش این قانونشکنی را با دریافت میلیاردها دلار تسلیحات رایگان میگیرد، جمهوری اسلامی ایران به جرم تلاش برای دستیابی به دانش صلحآمیز هستهای، تحت شدیدترین و ظالمانهترین تحریمهای تاریخ قرار میگیرد.
دانش هستهای برای ملت ایران، نه ابزاری برای تهدید جهان، بلکه حقی مسلم برای توسعه پایدار، ارتقای امنیت غذایی، پیشرفت در حوزه پزشکی و تامین انرژی پایدار است. تحریمهایی که به بهانه واهی مقابله با تسلیحات هستهای وضع شدهاند، در عمل سفره اقشار آسیبپذیر، دسترسی بیماران پروانهای و سرطانی به داروهای حیاتی و روند توسعه اقتصادی کشور را هدف گرفتهاند. این همان تروریسم اقتصادی است که دوشادوش تروریسم فیزیکی علیه ملت ایران اعمال میشود.
با این وجود، پیام صریح و قاطع جمهوری اسلامی ایران به جهان، پیام ملتی خردمند، قدرتمند و صلحطلب است. همانگونه که رئیسجمهور محترم با صلابت عنوان کردند، ما همواره از «دیپلماسی عزتمندانه» و تعامل سازنده با جهان استقبال میکنیم. ما برای اثبات حقانیت خود از میز مذاکره نمیگریزیم و توسعه روابط مبتنی بر احترام متقابل، برابری و عدالت را راهکار عبور از بحرانهای منطقهای و جهانی میدانیم. جمهوری اسلامی ایران همواره نشان داده است که خواهان همسایگانی قدرتمند و منطقهای امن است و امنیت خود را در گرو ناامنی دیگران جستجو نمیکند.
اما این رویگشاده و تمایل به دیپلماسی، هرگز نباید به معنای ضعف یا عقبنشینی تعبیر شود.
پیام مکمل و بنیادین ما به مستکبران، قلدرمآبان و آنانی که با زبان تهدید با این ملت کهن سخن میگویند این است: در برابر زورگویی، قلدری و تهدید، تا پای جان میایستیم و هرگز سر خم نخواهیم کرد. تاریخ پرفراز و نشیب این سرزمین گواه آن است که ایرانیان، با تکیه بر قدرت لایزال الهی و پشتوانه عظیم مردمی، هر متجاوزی را پشیمان کردهاند.
ما ثابت کردهایم که قدرت نظامی ما، قدرتی بازدارنده و در خدمت صلح و ثبات است، اما برای دفاع از آب و خاک و ناموس این سرزمین، از هیچ قدرتی اجازه نخواهیم گرفت. دوران اعمال زور، سیاستهای استعمارگرانه و تحمیل اراده قدرتهای بیگانه بر ملتهای مستقل به سر آمده است.
سخنان رئیسجمهور در سازمان ملل، مانیفست استقلال، آزادی و مقاومت ملتی بود که با وجود تمامی فشارها، تحریمها و ترورها، استوارتر از همیشه در مسیر پیشرفت گام برمیدارد. امروز، وظیفه همه ما در هر جایگاهی که هستیم، تبیین این کیفرخواست رسا، ایستادگی بر اصول انقلاب اسلامی و تلاش مضاعف برای ساختن ایرانی آبادتر، قدرتمندتر و سربلندتر است؛ ایرانی که الگوی مقاومت عزتمندانه و پیشرفت در سایه استقلال برای تمامی ملتهای آزاده جهان خواهد بود.