جدیدترین ها

کپی لینک
کد خبر: 6350

«سپندارمذگان» آیین عشق ایرانی

افسانه امیری مقدم

دخترک از مادربزرگ پرسید: «عزیزجان، شما هم آن قدیمها روز ولنتاین را جشن می گرفتید؟ پدربزرگ در این روز به شما هدیه های زیبا و فانتزی می داد؟ تا حالا هیچ کس بهتون جعبه تزیین شده پر از شکلات و گل رز و خرس کوچولوی قرمز هدیه داده؟ »

مادربزرگ اهل شعر و ادب و مطالعه بود؛ از آن دسته پیرزنهای فهیم، فرهیخته و خوش سخن با چهره ای گشاده که هر سوالی را با خوش سلیقگی و ذوقی سرشار با اشعار زیبا و ناب پاسخ می داد. از بالای عینک پیر چشمی اش نگاه نرم و شیرینی به دخترک انداخت، لبخند لطیف و زیبایش حاکی از پاسخی زیبا و قاطعانه بود: «دخترم، این روزها شیوه زندگی عوض شده، خیلی از رسوم زیبای کهن از یاد رفته و رسم و رسومات جدید جای آنها را گرفته. مگر می شود هیچ زمان بدون عشق و مهرورزی زندگی کرد؟ تازه عشقهای آن دوره خیلی هم عمیق تر و پررنگ تر بوده. آدمها در هر زمان و دوره ای بهم احتیاج دارند؛ برای رسیدن، فرار کردن، ساختن و ساخته شدن، ثبت کردن و کامل شدن، برای تمام این کارها به وجود یکدیگر محتاجند. زندگی با کنارهم بودنها معنی می گیرد. ما آدمها برای زندگی کردن به انگیزه و دلیل نیازمندیم و دلیل زندگیمان عزیزانمان هستند، کسانیکه عاشقانه دوستشان داریم و بدون وجودشان افسرده و ناتوانیم. ما آدمها با یکدیگر حالمان خوب می شود. همه ما نیازمند به دوست داشتن و دوست داشته شدن هستیم.

دخترم، آن قدیم قدیمها ما به جای روز ولنتاین، جشن «اسفندگان» یا «سپندارمذگان» داشتیم که روز عشق ایرانیها بود و یکی از جشنهای اصیل و تاریخی ما بوده است. ایرانیان باستان روز بیست و نهم بهمن ماه را روز بزرگداشت زن و زمین می دانستند، چراکه هردوی آنها منشا پیدایش و ظهور هستند. در این روز برای زنان ایران زمین جشن می گرفتند و مردان از همسران خود تجلیل و قدردانی می کردند.

دخترکم بزرگتر که شدی، می فهمی که ما انسانها تنها به اندازه عمق مهرورزی ها، محبت ها، عشق ها و دوستیهایمان خوشبختیم. روز عشق هر روزی است که بابت وجود عزیزان و اطرافیانمان در زندگی خدا را شاکر باشیم.»

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق/ ثبت است بر جریده عالم دوام ما

اشتراک گذاری:

دیدگاه

تعداد دیدگاه‌ها: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *