جدیدترین ها

کپی لینک
کد خبر: 8099

کودکانِ نان آور

صدای بلند و گیرایی دارد، برای اینکه صدایش بهتر به رهگذران برسد دستانش را دوطرف دهانش می گذارد :« بدو بیا این وَر بازار حراجش کردیم، خانما و آقایون خوش پوش از این مغازه دیدن کنید وگرنه ضرر می کنید». پسر بچه ای حدودا 10ساله، صورتی گرد و قدی کوتاه دارد، موهایش را از ته زده و به خاطر چاق بودنش بامزه به نظر می رسد. می گوید:« من “جارزن” هستم. به خاطر نوع جارزدنم مغازه دارها خواهانم هستند، شما که نمی دانید هر روز سر من چه دعواهایی که نمی شود». از این گفته اش کمی خجالت می کشد و دوباره صدایش را صاف می کند:« آی خانما آی آقایون، ببینید چی دارم براتون، این مغازه برای شماست!!».
برق شادی و توانمند بودن در چشمانش آشکار است، کودکی که روزهای کودکی اش را در کنار مغازه ها و دست فروش ها سپری می کند. هر از گاهی که سرش خلوت می شود کهنه دفتری را از زیر لباسش درمی آورد و مشغول نوشتن می شود. همینکه خطی می نویسد، بدون اینکه سرش را بالا بیاورد دوباره شروع به جار زدن می کند. بعد از اینکه خیابان ها خلوت شد صاحب مغازه با دادن مقداری پول به او اجازه رفتن می دهد و او با خیال “مردِ خانه بودن” به سمت خانه اش روانه می شود.
دیدن کودکی 10 ساله که نیمی از روز را با سختی کار می کند، برای هیچکس خوشایند نیست. اما متاسفانه کودکان کار امروزه نه تنها در ایران بلکه در تمام دنیا جزئی از جامعه شده اند و محال است که حداقل یکی از این کودکان را در خیابان ها، کارگاه ها و ….نبینیم. واژه “کودک کار” شاید بعد از انقلاب صنعتی به همراه حجوم صنعت به کشورها، بر سر زبان ها افتاد و اکنون از آن گریزی نیست.
طبق گفته معاون مدير كل دفتر امور آسيب ديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي کشور، سال گذشته 11هزار کودک خیابانی تحت پوشش بهزيستي قرار گرفتند. هر چند آمار كودكان كار از طريق ارگان‌هاي ذيربط به صورت دقيق مشخص نبوده و همواره آمار ارگان‌ها و سازمان‌هاي مختلف متناقض از هم بوده است، اما حتي اگر پايين‌ترين آمار كودكان كار را هم در نظر بگيريم بايد توجه جدي نسبت به اين موضوع وجود داشته باشد. چرا كه این موضوع آسيب‌هاي اجتماعي بسياري به دنبال خواهد داشت كه فقر، مهاجرت، اعتياد، حاشيه نشيني و بزهكاري از جمله آن است.
هرچند قوانيني که در حوزه كودكان كار تعريف شده و یا ارگان هایی حمايت خود را از اين كودكان اعلام کردند، اما گويا اين قوانين و برنامه‌ها چندان نمي‌تواند پاسخگو باشد و هر روز بر تعداد كودكاني كه در خیابان ها فال می فروشند و یا در کارگاه ها کار می کنند، افزوده می شود.
از طرفی حذف کودکان کار برای بسیاری از خانواده ها دشوار است چراکه این کودکان حکم نان آور خانه را دارند و اگر یک روز کار نکنند، حتی نان شب هم نخواهند داشت. رسیدگی به این موضوع که در هر بعدی از اجتماع خودنمایی می کند کار ساده ای نیست اما رها کردنش هم کار صحیحی نیست چراکه با بدتر شدن این اوضاع یافتن مرحمی برای زخم این کودکان به غیر ممکن نزدیک تر می شود./افسانه طاهرنژاد

اشتراک گذاری:

دیدگاه

تعداد دیدگاه‌ها: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *