جدیدترین ها

کپی لینک
کد خبر: 7633

صاحب شجاعى

توجيه!

اول اينكه واقعا از پرپر شدن دانشجوهاى عزيز كشورمان به شدت غم زده و غمگين هستم و مى دانم هيچ كدام تان هم در اين شرايط حوصله طنزخواندن را نداريد! اما به همين خاطر بايد بنويسم تا مبادا اين رفتن ناگهانى شان زود فراموش شود. جا دارد همين ابتدا اعلام كنم كه كاش وزارت خانه اى يا سازمانى به نام « توجيه» تاسيس شود. به اين دليل كه هر اتفاق ناگوارى كه رخ مى دهد به جاى عذرخواهى و استعفا، فورا توجيه مى شود. آن هم با توجيه هايى كه حتى مرغ پخته از شدت خنده تخم گذارى مى كند. يك بار فقط يك بار به دلم ماند بعد از هر حادثه اى، مسئولان مربوطه عذرخواهى كنند. آقا! خانم! استعفا نخواستيم. قبول! ما مانند مردم كره و ژاپن نيستيم كه مسئولان شان بخاطر قطعى ١٠ دقيقه اى برق استعفا مى دهند (ما براى خدمت بيشتر كماكان به شما نيازمنديم!) اما مانند تمام افراد جهان قلب داريم، احساس داريم. با توجيه هاى عجيب شان كم مانده بود براى فاجعه پلاسكو بگويند: «مگه يه ساختمون چقدر بايد عمر كنه؟ از زمان بچگى ما پلاسكو وجود داشت. مثل آدم ها كه زمان پيرى مى فرستنشون خانه سالمندان، پلاسكو هم خودش بايد درك مى كرد و مى رفت خونه متروكان! تازه بيچاره هم خوب مونده بود با اين سن و سالش اما حرف اجل روزگار رو بزن جانم.. بله»!

يا درباره زلزله اگر مى گفتند: «ما نمى دونستيم اين منطقه زلزله خيزه وگرنه خونه هارو محكم تر مى ساختيم و تازه فكر مى كرديم زلزله مثل سيل خبر ميكنه چه زمانى مى آد. تازه با همفكرى كه در اتاق تفكر انجام داديم، قرار بر اين شد وقتى مردم تفريح زيادى ندارند با لرزيدن هنگام زلزله، از شادى و هيجان دسته جمعى بهره مند مى شوند و به همبن دليل مانع آن نشويم. نمى دانستيم تلفات هم ممكن است بدهند» زياد عجيب نبود. اگر هم از آن ها بپرسيد: «خب اگر از زمان سيل ها و آبگرفتگى ها از قبل آگاهى داشتيد چرا هربار خسارات بيشتر مى شود؟» اگر اين جواب را مى دادند هم نبايد زياد به آن ها خرده مى گرفتيد: «ببينيد بارون كه بياد چى مى چسبه؟ كنار بخارى لم بدى چاى بنوشى. بعدش چى مى چسبه؟ آفرين خواب! ما تا چند ساعت آمديم بخوابيم، ناگهان سيل آمد، خراب كرد و رفت!»

اشتراک گذاری:

دیدگاه

تعداد دیدگاه‌ها: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *