جدیدترین ها

کپی لینک
کد خبر: 7254

خنداندن یزدی ها آسان نیست

افسانه طاهرنژاد/ بیش از یک دهه است که حائری زاده ها در قالب موسسه ای فرهنگی به نام «خونه خنده» تلاش می کنند تا با ارئه تلفیقی از طنز و لهجه یزدی، یزدیها را بخندانند. آنهم در شرایطی که برخی بر این باورند یزدیها جزوی از افسرده ترین مردمان ایران هستند و خنداندن آنها کاری کارستان است. اما اگر پای اجرای حائری زاده ها نشسته باشید ممکن نیست بارها خنده بر لبانتان نیاید و یا با انفجار قهقهه تماشاگران روبرو نشوید.

تداوم کار یک گروه نمایشی با موضوع خنده آنهم در شرایطی که سختگیری ها و نظارت ها موشکافانه است و هنوز حضور در سالنهای تئاتر به بخش ثابت سبد خانوارهای یزدی تبدیل نشده امری محال به نظر می رسد اما «شو یزدیها» تابستان امسال چهارمین ورژن خود را به روی صحنه بود و نزدیک به 2 ماه سالن محل نمایش را پر می کرد و حتی توانست در گرجستان هم به روی صحنه برود. هرچند مدیر موسسه فرهنگی هنری خونه خنده دل پری از تنگ نظری ها و سنگ اندازی ها مقابل کار هنرمندان در استان گلایه دارد و هم در مقابل برخی، اجراهای این گروه را کم محتوا و خالی از پیام اخلاقی می دانند هرچند محسن حائری زاده معتقد است رسالت و پیام «شو یزدیها» خنده برای مردم است.

در ادامه گفتگوی بشارت یزد را با محسن حائری زاده، مدیر موسسه فرهنگی هنری «خونه خنده» می خوانیم:

 

 

«شویزدی ها» به گرجستان هم رسید، چگونه توانستید این اجرا را بین المللی کنید؟

شو یزدی ها در سایر استان ها و حتی خارج از کشور برگزار شده است و به لطف خدا استقبال خوبی از سوی مردم صورت گرفت. همان طور که مطلع هستید اجرای بسیار خوبی در کشور گرجستان داشتیم، البته «شویزدی ها» در هر جایی به غیر از یزد با عنوان «شو ایرانی ها» اجرا می شود.

به اعتقاد اکثر مخاطبین، شویزدی ها به علت لهجه شیرین یزدی جذاب شده است، حال در سایر نقاط چگونه بدون لهجه یزدی برنامه را جذاب می کنید؟

در بسیاری از شهرها مردم از ما می خواهند که شو را با همان لهجه یزدی اجرا کنیم و این به خاطر علاقه ای است که ایرانی ها به لهجه یزدی دارند، در این مواقع بازیگران با لهجه یزدی اجرا میکنند اما به صورت بسیار شمرده و قابل فهم.

در بعضی شهرها برای اینکه نمی توانیم از لهجه یزدی در افزایش کیفیت کار بهره ببریم، چند روز قبل از اجرا نویسنده برنامه به شهر مورد نظر رفته و در بین مردم رفت و آمد می کند تا بتواند عبارات و کلمات خاص آن منطقه را یاد بگیرد و از آنها برای نوشتن متن بهره ببرد. این کار در جذب مخاطب و همراه شدن با بازیگران بسیار مفید بوده است.

 

«ما عاشق خنده های دسته جمعی هستیم» چرا این جمله شعار شما شده است؟

در یزد عزاداری های بسیار باشکوهی داریم و مردم دسته جمعی دراین مراسم حضور دارند، اما خنده ها دسته جمعی به ندرت یافت می شود. ما از همان اول با این هدف وارد عرصه هنر و تئاتر شدیم که مردم را بخندانیم تاکید می کنم، فقط بخندانیم، و این خنده ها دسته جمعی زیباتراست.

برنامه حدود 2ماه و اکثراٌ در دو سانس اجرا شد و اگر به محرم نمی خوردیم حداقل تا یک ماه دیگر هم مخاطب داشت و این را از تماس ها و پیام های مردمی می توان به راحتی فهمید. عده ای هجمه می کنند که چرا تنها کار طنز و شو می سازی؟! اما زمانی که کار متناسب با دیدگاه آنها می سازم خود این افراد نمی آیند تا کار را ببینند. بطور مثال اجرایی با نام «عشق به اختیار» درباره مدافعان حرم داشتیم و انتظار می رفت این اجرا با استقبال منتقدان «شو یزدی ها» مواجه شود که از ما طلب اجراهای اینچنینی داشتند اما چنین اتفاقی نیافتاد!

برای نقد یک برنامه باید آن را کامل دید و با دیدن یک قسمت خاص آن، کلیت کار را زیر سوال نبرد.

 

فضای  تئاتر در استان یزد چگونه است؟ آیا مردم استقبال می کنند؟

به طور کلی فضای تئاتر در یزد نسبت به گذشته بهتر شده است. اما ای کاش در کنار جشنواره های تئاتری که برگزار می شود، جشنواره های موضوعی هم برگزار می شد علی الخصوص جشنواره ای با موضوع«خنده».

مردم آنقدر درگیر مسائل و مشکلات روزمره هستند که دیگر نمی توانند بیایند و به موضوع نمایش فکر کنند یا به خاطر آن غصه بخورند، مردم به خنده نیاز دارند و ما نیز سعی کردیم در ساعاتی مردم را از فکر و دغدغه روزمره جدا کنیم و این حال خوب را به مردم هدیه دهیم.

«خونه خنده» توانسته مردم یزد را با هنرهای نمایشی آشتی بدهد بطوریکه به جرات میتوانم بگویم منشاء افزایش تماشاگران در تمامی نمایشهای یزد، عملکرد «خونه خنده» هست.

 

برخی از محتوای «شوی یزدی ها» انتقاد می کنند و معتقدند این برنامه بدآموزی دارد، پاسخ شما به این نوع نگاه چیست؟

در ابتدا باید بگویم یزدی ها  بسیار سخت می خندند و خنداندن این افراد با محتواهایی مانند برنامه «خنداننده شو» خیلی سخت است، بنابراین تلاش می کنیم با رعایت شئونات و عرف جامعه در متن خود از عباراتی استفاده کنیم که مخاطب بیشتر دوست دارد و با آن بیشتر می خندد. نکته دوم این که مخاطب این نمایش کودکان نیستند و هر برنامه ای که به روی صحنه می رود لزوما برای آموزش کودکان ساخته نمی شود، فرهنگ خانواده ها باید به سمتی برود که فرزندان خود را به هر نمایشی نیاورند. ضمن اینکه تمام شوخی های «شو یزدی ها» در لفافه گفته می شود و اگر کودکی متوجه منظور اصلی شوخی ها شود نشاندهنده آن است قبلا در معرض این مفاهیم از طریق منابع دیگری مثل اینستاگرام، والدین و … قرار گرفته است و امکان ندارد از برنامه ای که تنها در یک شب برایش برگزار شده متوجه شوخی ها شود.

نکته آخر در این زمینه که همواره بر آن تاکید داشته ام این است که «شویزدی ها» برای آموزش ساخته نشده است و ما اصلا هیچ برنامه ای دراین راستا در نظر نگرفته ایم، تنها رسالت «شو یزدیها» خنداندن مردم است. هرچند تمام این نقدها پذیرفته است و من نیز دلم می خواهد بسیاری از دیالوگ ها گفته نشود، اما بافت خاص یزد به گونه ای است که ما یزدی ها به راحتی نمی خندیم.

در فضای کنونی که محتوایی برای خنداندن نداریم مجبوریم که اینگونه ادامه دهیم هرچند که محتوای برنامه ها از ابتدا تاکنون بسیار بهتر شده و هر چه پیش رفتیم کلمات و عبارات نامناسب کمتری در آن به کار رفته است. در حال حاضر برای بهبود محتوا، نویسنده برنامه را تقویت می کنیم و خود او نیز به عده ای آموزش می دهد تا در نهایت تیم نویسندگی قوی شود.

 

برخی با دستمایه قرار دادن احساسات مردم و ایجاد فضایی خاص به دنبال جمع آوری کمک برای امور خیریه هستند، «خونه خنده» نیز در آخرین برنامه خود به دنبال آزاد کردن یک زندانی جرایم غیر عمد از مخاطبین می خواست که مبلغی را به دلخواه در صندوق بیندازند، آیا کمک های مردم دراین برنامه برخاسته از جو احساسی بود؟

مدتی مسئول امور فرهنگی موسسه محک بودم و با این که از احساسات مردم برای دریافت کمک استفاده شود به شدت مخالف بودم. امروز هم در برخی از برنامه ها حتی در همین یزد هم شاهدیم عوامل برخی برنامه ها با ایجاد جو روانی، پول جمع می کنند. در یکی از این برنامه ها خانمی که تحت تاثیر فضای احساسی برنامه قرار گرفته بود گوشواره ی خود را جهت امور خیریه هدیه داد اما شنیده ام وقتی به خانه برمی گردد و به نوعی احساساتش فروکش می کند با همسرش جر و بحث کرده و پشیمان از کرده خویش می شود!  

در برنامه شوی یزدی های 4 تصمیم گرفتیم در کنار برنامه، کمکی هم جمع آوری شود تا در نهایت به آزدی حداقل یک زندانی جرایم غیر عمد بیانجامد، در این راه ما هیچ فشاری بر مخاطب وارد نکردیم و به دور از ایجاد فضای روانی خاص، مردم داوطلبانه هنگام خروج مبلغی را درون صندوق انداختند. امیدواریم بتوانیم با این کمک های مردمی هدفمان را محقق کنیم و حتی امکان دارد بیشتر از یک نفر از طریق این کمک ها آزاد شود.

 

در اجراهای اخیرتان بازیگران جدیدی به روی صحنه می آیند، انتخاب این بازیگران بر چه اساس بوده است؟

بخشی از این بازیگران به وسیله استعدادیابی به مجموعه پیوسته اند. همواره به فکر گسترش و تربیت نیروهای تازه هستیم چرا که شاید روزی«هاشم و باشِم» نباشند. عمر هنری هر هنرمندی یک روز به پایان می رسد و ما باید برای این پایان جایگزین های خوبی داشته باشیم. اکنون نیز استعدادیابی به صورت درون گروهی انجام می شود و علاقمندان بعد از چند جلسه براساس میزان توانمندی انتخاب شده و عضو مجموعه «خونه خنده» می شوند.

 

لهجه یزدی قابلیت زیادی برای طنزپردازی دارد اما متاسفانه در گذشته در اندک سریال هایی که با لهجه یزدی ساخته شده چندان از آن قابلیت استفاده نشده و حتی لهجه یزدی به درستی در آن سریال ها تکلّم نشده است. چرا نمی توانیم همانند سریال «پایتخت» که با لهجه مازندرانی مردم را اینچنین می خنداند، برنامه هایی با لهجه یزدی بسازیم؟

استفاده از لهجه یزدی و ساختن شخصیت های جذاب با فرهنگ یزدی در کل کشور، موضوعی است که واقعا می تواند پتانسیل های هنری یزد را به عرصه ظهور برساند. ساخت چنین برنامه هایی ضمن ارائه جلوه های فرهنگ یزدی، باعث جذب توریست می شود و مردم مانند سریال«پایتخت» به این لهجه و فرهنگ نیز علاقمند می شوند.

دو سال پیش طرحی به صدا و سیمای مرکز یزد دادم که طنز «شو یزدی ها» با یکسری اصلاحات به صورت تلویزیونی اجرا شود. این شو 18 آیتم داشت، ماکت دکور آن ساخته شد و حتی اسپانسر کار نیز پیدا شد تا طرح اجرایی شود. برای اجرای این طرح حتی تعهد دادم که اگر این برنامه مورد استقبال مردم یزد و حتی کل کشور قرار نگرفت دیگر در یزد کار نخواهم کرد، اما متاسفانه در این زمینه تنگ نظری های زیادی وجود دارد که اجازه کار به ما داده نشد.

 

 

علت این تنگ نظری ها چیست؟

اول اینکه متاسفانه درآمدزایی در یزد باعث دلخوری برخی و تنگ نظری و سنگ اندازی می شود. معضل بعدی نبود حمایت کافی از طرف مسئولین و دستگاه های مربوطه است. حمایت ها می تواند هم مالی باشد و هم معنوی؛ اما وقتی سالنی که در اختیار گروه برای اجرا قرار می دهند اجاره ای سنگین و قابل توجه در کنار هزینه های جاری بسیار دارد و یا امکانات تبلیغاتی محدود است شرایط سختی برای کار ایجاد می شود. این در حالی است که هر اجرا در یزد علاوه بر سرگرم کردن مردم و خنداندن آنها باعث درآمدزایی برای عده ای هنرمند و عوامل دیگر می شود بنابراین چرخیدن چرخ هنر و نمایش در یزد نیازمند حمایت همه جانبه مسئولان است.  علیرغم اینکه در بسیاری از شب ها دوردیف از صندلی های سالن به کارکنان همین ادارات به اصطلاح حامی اختصاص یافت.

 

فرار هنرمندان از یزد

سروش جمشیدی نمونه ای از هنرمندان یزدی است که به خاطر بی مهری هایی که در حقش انجام دادند از یزد رفت و در تهران به خوبی پیشرفت کرد. اکنون بسیاری از هنرمندان یزدی می خواهند از یزد بروند.

ما وامدار مردم هستیم و خدا را شاکریم که به لطف استقبال بی نظیر مردم از بسیاری از دستگاه ها بی نیاز شدیم و امیدوارم در آینده سالن مجزایی نیز برای کارهای آینده خونه خنده ساخته شود.

 

قرار بود «خونه خنده» برنامه ای تلویزیونی بسازد و حتی شنیده شد مذاکراتی با صدا و سیمای مرکز یزد داشته اید. چرا به سرانجام نرسید؟

من از صدا و سیمای مرکز یزد گلایه دارم. همانطور که گفتم طرحی را چند وقت پیش برای ساخت برنامه تلویزیونی به آقای پهلوانیان ارائه کردیم و پیشرفت هایی هم برای ساخت مجموعه اتفاق افتاد اما به نظر می رسد برخی تنگ نظری ها باعث شد نظر ایشان و مجموعه صدا و سیمای یزد عوض شود. همین الان هم آماده ساخت برنامه تلویزیونی با محور شادی و خنده هستیم و مطمئنم اگر اجازه داده شود «شو یزدیها» به روی آنتن برود به یکی از موفق ترین برنامه های تلویزیونی بدل شود و لهجه یزدی را در سراسر کشور شنیدنی تر کند.

 

کار جدیدی در دست اجرا دارید؟

کار ویژه ای برای محرم ساخته ایم با عنوان «خنکای ختم خاطره» که برای شهدا ساخته شده است. موضوع نمایش دفاع از خانواده شهیدی است که مورد بی توجهی مسئولان و ارگان های مربوطه قرار گرفته است. این کار براساس واقعیت ساخته شده است و بازیگران اصلی کار نیز«هاشم و باشم» هستند. توصیه می کنم به تمام افرادی که دلواپس این موضوع هستند که خونه خنده در عرصه های دیگر حرفی برای گفتن ندارد، حتما بیایند و این کار را ببینند. این نمایش قرار است از بیستم محرم تا بیستم صفر به روی صحنه برود که به دنبال کسب مجوزهای لازم هستیم.

 

اجراهای شما از طراحی صحنه خاصی برخوردار است بطوریکه مخاطبان را اغلب به تعریف وا می دارد. ایده های طراحی صحنه از کجا به ذهنتان می رسد؟

طراحی صحنه تمام اجراهای «خونه خنده» را خودم انجام می دهم. از آنجایی که تحصیلاتم هم در رشته مهندسی عمران بوده و هم در هنر و سینما، همواره به طراحی صحنه بسیار اهمیت داده ام و معتقدم مخاطب در ابتدا درگیر صحنه می شود و اگر دکور برای مخاطب جذاب نباشد از همان ابتدا ارتباط خوبی با برنامه برقرار نخواهد کرد.

 

 

اشتراک گذاری:

دیدگاه

تعداد دیدگاه‌ها: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *