جدیدترین ها

کپی لینک
کد خبر: 6904

سریال کابینه رویایی!!

محمدعلی وزیری/ نمی دانم چطور شد خودم را پشت در هیات دولت در حالیکه اعضا در حال چانه زنی بودند یافتم! خزانه دار اعظمِ تازه  بخت با گونی دلار،  عرق ریزان وارد شد و گفت: «این گونی، آخرینش بود و همین فقط دست دولت را گرفت!  بیایید من برحسب نیاز تقسیم کنم! ببینید چون دشمن نقشه جنگ و آشوبهای خیابانی را کشیده و باید نقشه اش را باطل کنیم پس  اول بودجه امنیت و دفاع و نظم و  قانون و تنبیه قانون شکنان را تامین کنیم که اگر اینها نباشد و تعطیل شوند، هیچی و هیچکداممان هم نیستیم!» پس به سرعت وزرای مربوطه پریدند و سهم خود را برداشتند.

بعد وزیران آب و برق و سوخت  با عصبانیت فریاد زدند: «خوب فردا جواب مردم تشنه و گرمازده و بی برق و بی ماشین را شما می دهید؟ بودجه  نباشه مملکت تعطیل می شود!» پس آنها هم سهم خود را برداشتند که  وزیر دارو و درمان گفت: «توفان! توفان! پناه بگیرید! اگر همه اینها باشد ولی یکی سردرد شود، دارو و مسکن نداریم! گفته باشم. مردم اگر دردمند و مریض باشند، مملکت تعطیل می شود!» پس سهم او را هم دادند.

 وزیر تجارت و کشاورزی هم گفتند: « همه چی باشد با سفره های خالی و هجوم گرسنگان  چه می کنید؟» پس آنچه را که مانده بود برادروار تقسیم کردند تا گرسنگان، مملکت را تعطیل نکنند. در میان سر و صداها بر سر تقسیم بودجه، وزیر درس و مدرسه  که مثل دانش آموزان درسخوان مودب، ساکت نشسته بود، ناگهان بغصش ترکید و گفت: «من عیالوار چه کنم؟ اگر دست خالی بیرون روم و معلم ها اعتصاب کنند و دانش آموزان و اولیا سرگردان بمانند، چه می شود؟» که خود رییس هیات دولت گفت: «از شما بعید است! شما و مادیات! هیهات! مقام معنوی شما بیش از این حرف هاست! بیا اینجا کنار خودم بگذار اینها به کارشان برسند. ضمنا  ندیدی همه از خبر تعطیلی مدارس شاد می شوند! حرص نخور! کل جلسه بعد مال تو…»

اشتراک گذاری:

دیدگاه

تعداد دیدگاه‌ها: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *