سالهاست که «کودکی کردن»، پرورش، پرداختن به ادب وآداب، فرصت جست وخیز کردن و حتی نفس کشیدن و لذت بردن درکنار خانواده و تعطیلات نوروزی و تابستانی را از کودکان گرفته اند. کم کم ویروس «تست» و موریانه «آموزش چهارگزینه ای» بنیان های آموزش دلپذیر را متزلزل و شادابی را از مدارس گرفته بود. حتما صبح های جمعه امتحان های کنکور و آزمون های ورودی به مدارس خاص را با چشمهای پف کرده و رنگ زرد کودکان به همراه چهره عصبی والدین و ترافیک اطراف محل تست آزمون را تجربه کرده اید که چه فشار روانی بر کودکان و والدین آنها وارد می کند و بدتر از آن استرس اعلام نتیجه آزمون و رفاقتهایی است که به کینه رقابت، آلوده می شود و مقایسه هایی که شخصیت دانش آموزان را خرد می کند.
خستگی زجر آور عصرگاهی در کلاسهای تست و ناخوشایندی کلاسهای صبح به خاطر الزام به تدریس چند کتاب کمک آموزشی که باید حل و تمرین می شود، همچون خوره روح و جسم کودکان این سرزمین را پژمرده می سازد. این شرایط چقدر باعث دلزدگی و مضطرب شدن بچه ها و معلمان می شود و همه اینها برای این است که از میان ویرانه های شخصیت و تربیت و شادابی خیل عظیم دانش آموزان، چند ده دانش آموز سرآمد راهی مدارس سمپاد و نمونه شوند که از اهداف اولیه تاسیس خود به دور افتاده است.
امروز بواسطه شنیدن خبر «حذف آزمون های ورودی مدارس خاص» می خواهم به خاطر خیل کودکان و نوجوانان رهاشده از این همه فشار و آرامش بازگشته به خانه و مدرسه تبریک بگویم و بر دستان کسانی بوسه زنم که عدم جدا سازی کودکان را با حذف آزمونهای مدارس خاص رقم زده اند که در این میان نقش وزیر شجاع آموزش و پرورش ویژه و ممتاز است. از کلیه نویسندگان، معلمان، مربیان، اساتید دانشگاه، فعالین عرصه کودک، علمای دینی و… همه ی کسانی که سالها دغدغه کودک و نوجوان داشته اند دعوت می کنم تا از این طرح حمایت کنند. آنها نباید از کنار این حرکت که آغاز رنسانسی تربیتی است، به سادگی رد شوند. از این فرصت استفاده نموده هشدار می دهم که مراقب مافیا و زالوهای کتاب و کلاس تست و آزمون های مشاوره باشید که از این مسیر سالهاست هزاران میلیارد تومان ثروت به جیب زده اند و با تمام قدرت تلاش خواهند کرد با عناوین مختلف در برابر این حرکت سنگ اندازی و کارشکنی کنند. اجازه بدهید این حرکت را «انقلاب فرهنگی دوم» نامیده و اهمیت آن را در کشورِ بی پول و اعتبار برای فرهنگ، آموزش و تربیت یاد آور شوم.
وزیر آموزش وپرورش با جرات و درایت بی هزینه و تحمیل نمودن بودجه، اولین چراغ تحول بنیادین را روشن کرد. البته نباید بدون اندیشه و برنامه ریزی به مصاف چالشهای پیش رو رفت و لذا از روی تجربه ام در نظام آموزش و پرورش، توجه مسوولان را بدین چالشها جلب می کنم:
الف) ایجاد تحول در راه شناخت وروش غربالگری دانش آموزان همراه با طراحی نظام پرورش و آموزش دانش آموزان نخبه و استعدادهای درخشان و روستازادگان دانا ضروری است تا بدون روش های تزریقی و دوپینگ تستی، استعدادهای برتر واقعی شناخته شده و برای آنها تعلیم و تربیت همه جانبه طراحی گردد. نباید نخبگان رها نشود.
ب) قطعا حجم دانش آموزانیکه به مدارس غیر دولتی متوسطه دور اول گرایش پیدا می کنند قابل توجه است و نحوه ورود به این مدارس خود چالشی بزرگ خواهد بود که بی تردید باز هیولای تست وکنکور و مافیای میلیاردی دوباره با عنوان ورود به مدارس غیردولتی سر بر می آورد.
در پایان پیشنهاد می کنم در مدارس دولتی به جای کلاس های تست به فعالیتهای مشابه نهادهای دیگر چون کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان توجه نموده و این نوع فعالیت ها را به مدارس بیاورند و به آنها بها بدهند.
محمدعلی وزیری