هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شدبه عشق
روانشادحاج آقارضا سلطانزاده برای من بالاترازاستاد که مراد بودگاهی که دلم می گرفت یا جو سیاسی استان پرتلاطم می شد چون همان شاگرد پنجاه سال پیش بیرون دفترش که اتاق مشترکی با دیگر کارکنان؛ بدون منشی ودربان بودمی ایستادم می گفتم آقا اجازه هست؟
مرادم از پشت میز فلزی قدیمی وساده اش ؛فروتنانه لبخندی زده ایستاده بفرما می زد
چون نوشته ای از من ولو درنشریه دیگر یادنیای مجازی مورد شکایت واقع می شد سند دردست بیرون دادگاه آرامش بخش بود.
واین حمایت نه تنها شامل من که چند تن از دوستان و همکاران رسانه ای را شامل می شد.
شادروان سلطانزاده در استواری وثبات قدم وقلم چون کوه بود سینه ای گشاده چون دشت ودلی به زلالی دریا داشت.
وی به راستی معلم درس وارستگی آزادی شجاعت وپاکدستی بود.
باتوجه به نزدیکی افکارایشان به طیف ملی و مذهبی ها چهره شاخص اصلاح طلبان یزد شناخته می شد اما حمایت متعصبانه نمی نمود همچنانکه مدیران اصولگرا نقد می کرد درمورد مدیران اصلاح طلب ازنیش قلمش مصون نبودند.
زمانیکه به عنوان اولین مدیرکل آموزش وپرورش پس از انقلاب منصوب شد دردفترش تابلویی از سخن امام نصب کردکه(اگرسفارش از من هم آوردندبه دیوار بزنید)ودرعمل هم چنین کرد.

چنانکه شخصیت بسیار مهم ومتنفذ استان سفارش فردی را کرده بود به حامل نامه گفت:
هرگز !بنده را معذور دارند قانون باید برای همه رعایت شود یا هیچکس! بفرمایید شخص دیگری بگذارند که سفارش پذیر باشد. و همچنین شد.
درزمان مدیر کلی برحفظ بیت المال ورعایت عدالت ودر پست مدیر عاملی مجتمع امام مجتبی ع بر رعایت حق سهامداران که فرهنگیان بودند سخت اهتمام می ورزید.
علیرغم مسيولیت در مجتمع غیردولتی از همکاری وکمک به دانش آموزان محروم مدارس دولتی در طرح امام علی پیشگام بود.
معنی آزادگی را در مقالاتش را می توان دید به عنوان نمونه عرض کنم
مرحوم سلطانزاده در بازدیدهای استانی روسای جمهور از اینکه ادارات ومدارس را تعطیل کنند مردم رابه خیابان بکشاند یا دنبال اتوموبیل برای گرفتن نامه بدوانندیا در استقبال و میزبانی اسراف شده با پول دولت بیلبورد خیرمقدم بزنند سخت بیزار بود در دولت احمدی نژاد درسر مقاله آیینه یزد استانداروقت را بدین خاطر نکوهش کرد وقتی در دولت دکترروحانی همین رفتارها تکرارشد استاندار آن دوره که از دوستان نزدیکش بود را سخت نکوهید.
حتی گاهی درسر مقاله ؛ نقد تندی درموردی داشت ومن مخالف نظرایشان بودم با لبخند می گفت بحث ندارد نظرت رابنویس ومن درستون نظر خوانندگان عیناً چاپ می کنم
سرمقاله هایش در هفته نامه آیینه یزد ؛فریاد دادخواهی وآیینه یزدبود وخودش تکیه گاهی محکم برای دفاع از حق خصوصا معلمان ونظام آموزشی محسوب می شد.
دریغا که تکرار شدنی نبود
روانش شاد
محمدعلی وزیری