آرامگاهی که قربانی خیابانکشی و سیاست شد؛
- روزی که به نام کمال الدین محمدوحشی بافقی نامگذاری گردیده فرصت نیکویی است تا علاوه بر افکندن نگاهی گذرا به زندگی؛ سبک ادبی و آثار این شاعر بزرگ (در گفتار جداگانه آمد) با حسرت از جفایی بگوییم که به اسم توسعه؛ تجدد؛ رفاه و ترقی برسر میراث فرهنگی نیاکانمان و محیط زیست آیندگان آورده می شود بدان امید که نقطه پایانی براین خسران باشد. به قول خودشاعر: «دوستان شرح پریشانی من گوش کنید…»
- آرامگاه کمالالدین محمد وحشی بافقی، شاعر نامدار قرن دهم هجری در طول چند سده، سرنوشتی پر فراز و نشیب داشت و سرانجام در جریان تحولات سیاسی و عمرانی شهر یزد، از سیمای شهر محو شد و از آن تنها در تصویر تاریخی بهجاماند.
- بهتر بود وقتی در دوران استاندار گذشته مزار جوی هرهر و قبور کرباسی و بزرگان یزد بهسازی می شد نیم نگاهی هم به بنای یادبود وی در پارک مجاور هم می کردند و پرسشهایی بیپاسخ مانده است ازجمله: سنگ قبر مرمرین وحشی بافقی چه سرنوشتی پیدا کرد؟ آیا بقایایی از آرامگاه در زیر ساختمانهای بعدی باقی مانده است؟ آیا دراسناد شهرداری، اداره مالیه قدیم یا ذکر مجموعههای تاریخی یزد، اطلاعات دقیقتری از زمان و چگونگی تخریب این بنا می توان یافت؟ در هر صورت وظیفه اخلاقی متولیان امور فرهنگ و میراثبانان یزد است که در بازشناسی محل آرامگاه و گردآوری اسناد مربوط به آن، اهتمام ورزند شاید گامی برای حفظ حافظه تاریخی یزد باشد؛ حتی اگر از بنای اصلی چیزی باقی نمانده باشد
روزی که به نام کمال الدین محمدوحشی بافقی نامگذاری گردیده فرصت نیکویی است تا علاوه بر افکندن نگاهی گذرا به زندگی؛ سبک ادبی و آثار این شاعر بزرگ (در گفتار جداگانه آمد) با حسرت از جفایی بگوییم که به اسم توسعه؛ تجدد؛ رفاه و ترقی برسر میراث فرهنگی نیاکانمان و محیط زیست آیندگان آورده می شود بدان امید که نقطه پایانی براین خسران باشد. به قول خودشاعر: «دوستان شرح پریشانی من گوش کنید…»
اهمیتی که جایگاه ادبی و احترامی که وحشی بافقی کسب کرده بود باعث شد پس از وفاتش آرامگاهی به دستور امیرحسینخان ظفر بختیاری (عهد صفوی) برمزارش بنا شود.
روایات تاریخی می گویید: «روزگاری در میدان سعادت یزد این آرامگاه خودنمایی میکرده که امروز با تأسف تنها تصویری از آن میدان و آرامگاه باقی مانده است زیرا در اواخر قاجاریه و عهد پهلوی اول قربانی نخستین گامهای توسعه و شهرسازی یزد گردید و این میراث مانند بناهای دیگری که روزگاری بخشی از هویت فرهنگی و معماری شهر بودند، با گذشت زمان و در جریان تغییرات شهری از میان رفتند.
آرامگاه کمالالدین محمد وحشی بافقی، شاعر نامدار قرن دهم هجری در طول چند سده، سرنوشتی پر فراز و نشیب داشت و سرانجام در جریان تحولات سیاسی و عمرانی شهر یزد، از سیمای شهر محو شد و از آن تنها در تصویر تاریخی بهجاماند.
در سمت راست عکسی از میدان سعادت یزد قدیک، بنای زیبایی خودنمایی می کند تا به فرزندانمان بگوییم این همان بنای یادبود وحشی بافقی است.

از نخستین آرامگاه تا گنبدی در عصر صفویه
بر اساس نوشته های زندهیادان سعید نفیسی و حسین کوهی کرمانی و با استناد به کتاب «تاریخ جامع مفیدی» اثر محمد مستوفی، می دانیم نخستین بنای آرامگاه وحشی بافقی به همت محمدعلیبیک، ناظر بیوتات یزد در دوره صفویه، ساخته شد.
پس از آن، شمسالدین محمد بافقی گنبدی بر فراز قبر شاعر احداث کرد؛ بنایی که بنا بر گزارش تاریخی یادشده، تا سال ۱۰۸۲ هجری قمری همچنان پابرجا بوده است.
این آرامگاه در محدوده بازارچه صدری قرار داشت و برای سالیان طولانی، یادآور حضور شاعری بود که نامش با غزلهای عاشقانه و اشعار پرشور فارسی پیوند خورده است.
ورود خودرو به یزد و تغییر چهره میدان سعادت
با آغاز تحولات شهری در اواخر دوره قاجار و ورود وسایل نقلیه جدید، لاجرم بخشهایی از گذرگاه های قدیمی یزد دستخوش تغییر شد.
در دوران حکومت امیرحسینخان ظفر بختیاری، که از ۳۰ دیماه ۱۲۹۷ تا ۲۳ دیماه ۱۳۰۰ خورشیدی ادامه داشت، طرح تعریض بخشهایی از بازارچهها و معابر یزد برای عبور خودرو به اجرا درآمد.
در سال ۱۲۹۸ خورشیدی، از میدان قلعه حکومتی، (اداره میراث فرهنگی) درخیابان فرمانداری کنونی (میدان سعادت تخریب شده) تاشاهزاده فاضل،برای تردد خودرو گشوده شد.که بقعه و قبر وحشی بافقی با بازارچه صدری تخریب گردید اما به درخواست مردم و احترام به جایگاه این شاعر ظفر بختیاری دستور ساخت بنای یادبودی تازه ای را در محدوده تلگرافخانه (اداره دارایی سابق) روبهروی خیابان فرمانداری و نزدیک دارالحکومه صادر کند.
شعری که تاریخ ساخت آرامگاه را ثبت کرد
زندهیاد سید حسن شکوهی یزدی، شاعر آن روزگار، در قطعهای تاریخ ساخت بنای یادبود وحشی بافقی را به نظم کشید:
به یزد، داور دانشپرست، امیر حسین
شنید چون سخن تابناک وحشی را
نهاد بر سر خاک وی این بنا که کند
ز باد حادثه محفوظ، خاک وحشی را
چنانکه از پی تاریخ آن شکوهی گفت
«نمود تازه ز نو روح پاک وحشی را»
این قطعه، علاوه بر ارزش ادبی، سندی روایی از توجه امیرحسینخان ظفر بختیاری به جایگاه شاعر و ساخت بنای یادبود در سال ۱۳۳۸ قمری، برابر با ۱۲۹۸ خورشیدی، به شمار میرود.
ظفر بختیاری در تاریخ آموزش یزد نیز نامی شناختهشده است و از او بهعنوان بانی دبستان دولتی دخترانه ایراندخت، واقع در محله خواجه خضر و پشت حمام پارس، یاد شده است.
تخریب آرامگاه در سال ۱۳۱۲؛ میراثی که دوام نیاورد
بنای یادبود وحشی بافقی، بنا بر روایت تاریخی نقلشده، در سال ۱۳۱۲ خورشیدی زمانی که خوانین بختیاری مورد غضب رضاشاه قرار گرفته بودند باز دستخوش تغییرشد.
در این دوره، حکومت یزد ابتدا در اختیار محمدعلیخان اویسی و سپس کاظم مدبر نوری بود.
بر اساس روایت مورد اشاره، مقامات وقت یزددر فضای سیاسی آن روزگار، بنای یادبود وحشی بافقی را تخریب کردند.
همچنین ادعا شده سنگ قبر مرمرین شاعر که اشعاری بر آن حک شده بود، پس از تخریب به افرادی از جامعه یهودیان یزد فروخته شد؛ موضوعی که برای تأیید قطعی آن به اسناد مستقل تاریخی نیاز است.
با توجه به تاریخ ساخت بنا در سال ۱۲۹۸ و تخریب گزارششده در سال ۱۳۱۲ خورشیدی، عمر این بنای یادبود حدود ۱۴ سال بوده است؛ هرچند در برخی روایتها مدت ۱۹ سال نیز ذکر شده که نیازمند بررسی بیشتر است.
روایت استاد پیرنیا از آرامگاهی که جای خود را به اداره دارایی داد
زندهیاد استاد محمدکریم پیرنیا، معمار و پژوهشگر برجسته معماری سنتی ایران، در خاطرات خود از آرامگاه وحشی بافقی یاد کرده است. به روایت او: «در نزدیکی خانه ما قبر وحشی بافقی قرار داشت که بنایی بسیار زیبا بود و با تخریب آن اداره دارایی را ساختند.»پیرنیا همچنین احتمال داده بود که سنگ قبر شاعر همچنان در همان محدوده، به شکلی پنهان نگهداری شده باشد.»
این روایت، پرسش مهمی را درباره سرنوشت آرامگاه و تغییر کاربری محدوده تاریخی میدان سعادت مطرح میکند؛ مکانی که روزگاری بنای یادبود شاعر در آن قرار داشت و بعدها ساختمان اداره مالیه یا دارایی قدیم در آن احداث شد.
میدان سعادت؛ بخشی از حافظه فراموش شده یزد
ماجرای آرامگاه وحشی بافقی تنها روایت تخریب یک بنای تاریخی نیست، بلکه بخشی از تاریخ تغییر سیمای شهری یزد را بازگو میکند؛ دورهای که گشودن خیابانها، تعریض معابر و احداث ساختمانهای اداری، گاه با حذف بناهای قدیمی همراه شد.
آنچه این روایت را تأملبرانگیزتر میکند، سرنوشت بنایی است که یکبار برای حفظ یاد شاعر ساخته شد، اما خود در فاصلهای کوتاه از میان رفت.
امروز تصویر تاریخی میدان سعادت، اشعار سید حسن شکوهی یزدی و نوشته های حضرات اساتید شادروانان سعید نفیسی حسین کوهی و خاطرات استادروانشاد محمدکریم پیرنیا، از مهمترین سرنخهای بازشناسی این آرامگاه به شمار میروند.
در پایان گفتار تاکید می کنم بنای یادبود در محدوده جوی هر هر به نام وحشی بافقی بنا شده که در افواه عمومی قبر وحشی می دانند که باید برای تنویرافکارعمومی ذکر شود همچنین بعدها بعنوان رفرنس محل دفن قرار نگیرد
بهتر بود وقتی در دوران استاندار گذشته مزار جوی هرهر و قبور کرباسی و بزرگان یزد بهسازی می شد نیم نگاهی هم به بنای یادبود وی در پارک مجاور هم می کردند و پرسشهایی بیپاسخ مانده است ازجمله: سنگ قبر مرمرین وحشی بافقی چه سرنوشتی پیدا کرد؟ آیا بقایایی از آرامگاه در زیر ساختمانهای بعدی باقی مانده است؟ آیا دراسناد شهرداری، اداره مالیه قدیم یا ذکر مجموعههای تاریخی یزد، اطلاعات دقیقتری از زمان و چگونگی تخریب این بنا می توان یافت؟
درهر صورت وظیفه اخلاقی متولیان امور فرهنگ و میراثبانان یزد است که در بازشناسی محل آرامگاه و گردآوری اسناد مربوط به آن، اهتمام ورزند شاید گامی برای حفظ حافظه تاریخی یزد باشد؛ حتی اگر از بنای اصلی چیزی باقی نمانده باشد.
گرچه شاید دیگر نتوان گنبد و معماری زیبای آرامگاه وحشی بافقی را به همان شکل گذشته بازگرداند، اما میتوان با ثبت دقیق تاریخچه آن، نصب نشان یادبود در محل تاریخی و معرفی تصاویر و اسناد موجود، اجازه نداد نام و سرگذشت این بنای ازدسترفته و فراتر از آن یاد و اهمیت وحشی بافقی به فراموشی سپرده شود.
باشد این نوشته های پرتاسف وحسرت هشداری باشد برای حفظ بناهای تاریخی موجود بعنوان گنجهای گران ارث رسیده از نیاکان وسند هویتی یزدو در کنارش محیط زیست آب و هوا ارمغان الهی به نسلها غیورانه کوشا و بیدار باشیم اجازه ندهیم زیرچرخ توسعه و آوار آزمندی سودجویانه افراد خاص نابود شود.