جدیدترین ها

کپی لینک
کد خبر: 27423

صعود «شهید قندی» آرزویی که هرسال تراژدی می شود

هفت سال انتظار بی پاسخ یزدی ها برای صعود به دسته یک قوتبال کشور:

صعود «شهید قندی» آرزویی که هرسال تراژدی می شود

ابوالفضل بورقی/ تیم قندی در ادامه عملکرد پرفراز و نشیب خود مقابل تیم انتهای جدولی متوقف شد و شانس صعود مستقیم و حتی رسیدن به رتبه دوم جدول و حضور در پلی‌آف مسابقات را دور از دسترس خو.د قرار داد. تیمی با کادر فنی و بازیکنان گران‌قیمت که نتوانست توانایی بالایی از خود نشان دهد و این عملکرد، جامعه فوتبال و هواداران را بسیار آزرده خاطر کرده است

هفت سال تیم‌داری باشگاه شهید قندی یزد

نماینده استان در لیگ دسته دوم فوتبال کشور، هفت سال است که تیم‌داری می‌کند و در این هفت سال هر بار به شکلی از صعود به رقابت‌های لیگ دسته اول فوتبال کشور باز مانده است.

امسال نیز با کادری کاملاً غیربومی و بازیکنانی غیربومی و بسیار گران‌قیمت وارد مسابقات شد و اکنون در روزهای پایانی رقابت‌ها، صعود برای فوتبال یزد کمرنگ شده است.

اگر به سال‌های قبل برگردیم، در سال اول وحید مظاهری عملکرد خوبی داشت، اما اتفاقات عجیب و غریبی در پایان فصل رخ داد و این تیم از صعود باز ماند. سال دوم نیز وحید مظاهری کار خود را آغاز کرد، اما از همان هفته‌های اول و دوم، کسانی که به فوتبال یزد ضربه زده بودند دوباره وارد میدان شدند و در نهایت وحید مظاهری را از فوتبال یزد و تیم قندی دور و جدا کردند.

در ادامه حسن‌زاده وارد فوتبال یزد شد و با تیمی که مظاهری بسته بود به لیگ دسته یک فوتبال کشور صعود کرد، اما با انگ تبانی روبه‌رو شد، انگ و اتهامی که هرگز ثابت نشد، اما در نهایت تیم قندی لیگ یکی نشد و سال بعد و سال بعد از آن نیز اتفاقات مشابهی رخ داد. از جمله می‌توان به جریان بازی “نود ارومیه” و از دست رفتن میزبانی و صعود اشاره کرد در سال بعد، ماجرای سرپرستی علی ابوطالبی و سپس مشکل بازیکن تیم “اکبرخواه”، ناکامی دیگری را رقم زد.

سال بعد داوود مهابادی با قراردادی دو ساله هدایت تیم را بر عهده گرفت. فصلی که در نهایت باید گفت شانس آوردیم مسابقات به پایان رسید و تیم از سقوط به لیگ پایین‌تر نجات پیدا کرد. مربی‌ای که با مدیریت حمید آسیابانپور و حمایت‌های عجیب قادریان‌ها همراه بود حضوری که در نهایت جز آبرو‌ریزی دستاورد دیگری برای تیم به همراه نداشت. تنها دستاورد حضور داوود مهابادی در آن مقطع، صادر شدن کارت بازی برای پسر سرمربی بود بازیکنی که از نظر فنی سطح بسیار پایینی داشت.

اما سال گذشته مدیرعامل فصل قبل سرمربی شهید قندی شد و با کادری کاملاً بومی توانست به پلی‌آف مسابقات برسد، اما در بازی آخر نتوانست شرایط را مدیریت کند و از صعود به لیگ یک باز ماند.

مربیان بومی یزدی تنها کمک مربی بوده اند

هر سال، سه تا چهار مربی یزدی در کادر فنی شهید قندی بودند، اما سال بعد دیگر جایی در تیم نداشتند، دوباره سال بعد مربیان دیگری می‌آمدند و این چرخه ادامه داشت به‌گونه‌ای که انگار می‌خواستند همه مربیان را راضی نگه دارند یا اجازه نمی‌دادند کسی بزرگ‌تر شود و تجربه بیشتری کسب کند. شاید ترس از این بود که یک نفر تثبیت شود و کار را در دست بگیرد و نتیجه آن با آبروی مربیان بازی شد. هر زمان تجربه‌ای شکل گرفت، تجربه و مربی حذف شد.

نکته مهم این است که در تمام این سال‌ها حمید آسیابانپور پای ثابت باشگاه شهید قندی بود یا به عنوان کمک اول، یا سرمربی، یا مدیر فنی و یا مدیرعامل. اما امسال به طور کامل قطع همکاری کرد که برای بسیاری جای تعجب داشت یا به عبارتی باشگاه شهید قندی دیگر تمایلی به همکاری با حمید آسیابانپور، مرد همیشه همراه این باشگاه نداشت.

اما امسال سالی عجیب بود، حضور ایمان رزاقی‌راد به عنوان سرمربی و آوردن کادر فنی کاملاً غیربومی، به شکلی که عملاً از حضور مربیان یزدی استفاده نشد. در روزهای ابتدایی چنین شرایطی حاکم بود، اما به تدریج با فشار رسانه‌ها مربیان یزدی به مجموعه اضافه شدند با این حال، بی‌احترامی پشت بی‌احترامی رخ داد، از مربیان یزدی تست مربیگری گرفته شد که این اقدام برای بزرگان فوتبال استان بسیار ناشایست بود و همگان را ناراحت کرد و در نهایت دو نفر به عنوان مربی یزدی انتخاب شدند که همان هم در میان مربیان یزدی محل بحث است که چرا و با چه دلیلی آن مربیان انتخاب شدند و آنها در کدام تست سرمربی گری قبول شدند؟

به هر حال آقای رزاقی‌راد کار خود را آغاز کرد در روزهای اول، بهانه‌هایی مانند دیر بسته شدن تیم، نداشتن دوره کامل بدنسازی و آماده‌سازی و مسائل مختلف مطرح شد و این روند تا حدود هفته هفتم و هشتم ادامه داشت تا اینکه تیم را بهتر بشناسند، به مسابقات مسلط شوند و نتیجه بگیرند. نتایجی خوبی نیز به دست آمد، اما کم‌کم همان نتایج هم از دست رفت و اکنون شهید قندی در شرایطی قرار دارد که حدود ۱۳ امتیاز با صدر جدول فاصله دارد و هفت امتیاز با تیم دوم فاصله دارد.

رسیدن به پلی‌آف برای قندی کار بسیار سخت و دشواری است

سؤال اینجاست اگر قرار بود ایمان رزاقی‌راد چنین نتایجی بگیرد و کار به اما و اگر برسد، چرا او را به یزد آوردند؟ چرا از مربیان یزدی استفاده نشد؟ رزاقی‌راد در سال‌های گذشته، مانند فصل قبل در شهرداری بندرعباس، چه عملکرد درخشانی داشت که امسال به عنوان سرمربی شهید قندی انتخاب شد؟ چه کسانی پشت این انتقال بودند که ایمان رزاقی‌راد از شهرداری بندرعباس بدون دستاورد به شهید قندی یزد منتقل شد؟

در کنار این مسائل، موضوع دیگری هم وجود دارد رزاقی‌راد در رفتار با فوتبالیست‌ها و مربیان یزدی بی‌احترامی‌های زیادی داشتند و نتوانستند ارتباط خوبی با مربیان یزدی و جامعه فوتبال یزد برقرار کنند.

همیشه با غرور و تکبر حضور داشتند

در حالی که بسیاری از بزرگان فوتبال ایران مانند یحیی گل‌محمدی، مجتبی حسینی، حنیف عمران‌زاده و دیگران در یزد حضور داشته‌اند و دارند اما بسیار مردمی و متواضع بودند و به همین دلیل در ذهن‌ها ماندگار شدند

یکی از نکات مهم این است که در فوتبال ایران کمتر دیده می‌شود که حتی مربی دروازه‌بان‌ها هم غیربومی باشد، در حالی که در یزد مربیان ارزشمندی حضور دارند محمدطاهر القلب و ایمان نخودساز از نام‌های شناخته‌شده مربیان دروازه‌بان یزد هستند که الان حضور ندارند. مربی دروازه بان حال حاضر چه دستاوردی داشته و چند «کلین شیت» داشته است؟

کاپیتان سابق یزد، هوشنگ کیا، خانه‌نشین شد. وحید گلزارها، علی بیک‌زاویه‌ها، فاطمی‌ها، رعیتی‌ها، سلطانی‌ها، حیدری‌ها و بسیاری دیگر، کسانی هستند که به ناحق جای خود را به غیربومی‌های بی‌کارنامه داده‌اند.

چند سوال مهم

-یزد چرا باید مکانی برای تجربه‌اندوزی مربیان و بازیکنان غیربومی باشد؟

-چرا باشگاه قندی در این سالها برنامه مشخصی ندارد؟

-چرا پیشکسوتان فوتبال استان با این بی‌احترامی و نبود مربیان یزدی در لیگ دو کنار آمده‌اند و اعتراضی نکرده‌اند؟

-چه اشخاصی تصمیم به حذف مربیان یزدی گرفتند؟

-محمود امیری به عنوان رئیس کانون مربیان استان و یکی از حاضرین در باشگاه چرا اعتراضی نداشتند؟ چرا از حقوق مربیان بومی حمایت نکردند؟ آیا نگران قطع شدن حقوق خود بودند یا خودشان به عنوان مشاور مدیرعامل دستور این کار را دادند؟

-چرا باید ترکیب ۱۱ نفره ابتدایی تیم کاملاً غیربومی باشد؟ چه کسانی فوتبال یزد را به این روز انداخته‌اند؟

-باشگاه قندی دقیقاً برای چه کسی است؟ مردم یا اشخاص خاص با منافع خاص؟

-باشگاه قندی در این هفت سال کدام استعداد را به فوتبال معرفی کرده است؟

-آیا در این هفت سال حتی سالی یک بازیکن نتوانسته رشد و پیشرفت کند؟

-قرارداد مربیان و بازیکنان غیربومی چقدر است و در مقابل چه میزان بازی و چه عملکردی داشته‌اند؟

-آیا انتخاب سرمربی به تصمیم مدیرعامل بوده است؟ با چه معیاری؟ با چه کارنامه ای؟ آیا سال قبل شهرداری بندرعباس با رزاقی راد صعود کرد؟

بی‌احترامی ها به خانواده فوتبال استان قابل توجیه نیست

اگر واقع‌بینانه نگاه کنیم، اگر باشگاه قندی سالی یک بازیکن پرورش داده بود، امروز در ترکیب اصلی تیم حداقل شش بازیکن فیکس از فوتبال یزد حضور داشتند. این نشان می‌دهد در این هفت سال برنامه مشخصی وجود نداشته و فوتبال استان و شهر یزد به سمت فضایی خاکستری حرکت کرده است.

در این سال‌ها هر سال یکی از سرمایه‌های فوتبال یزد حذف شد که سرآمد همه آن‌ها، رفتن غریبانه حمید عرفانی، دروازه‌بان ارزشمند فوتبال ایران بود بازیکنی که در ۳۶ سالگی و در اوج پختگی، از فوتبال کنار گذاشته شد. دروازه‌بانی که سابقه حضور در ذوب‌آهن اصفهان، ملوان بندرانزلی، مس کرمان و صعود به لیگ برتر با مس رفسنجان را داشت از دست دادیم و حالا به سراغ پرویز کریمی ۴۰ ساله رفتیم، در حالی که از نظر فنی و عملکرد قابل مقایسه با حمید عرفانی نیست. حمیدهای فوتبال یزد همیشه غریبانه از فوتبال رفتند و امروز به روزهایی رسیده‌ایم که بسیار آزاردهنده است و دلتنگ آنها شده ایم.

باشگاه قندی در این هفت سال ارتباط خوبی با رسانه‌ها نیز نداشته و این موضوع باعث رنجش خبرنگاران شده است که خود یکی دیگر از نقدهای وارد به این مجموعه است.

حال سؤال اینجاست که آقای رزاقی‌راد با بازیکنانی که خودشان آورده‌اند چگونه پاسخگو خواهند بود؟ ایشان در مصاحبه‌ای که در همین نشریه منتشر شد عنوان کردند که ۳۰ درصد قول نتیجه دادن می‌دهند و گفته‌اند فوتبال ۳۰ درصد فنی است، ۳۰ درصد بازیکنان، ۳۰ درصد مدیریت و ۱۰ درصد هواداران و رسانه‌ها

و ایشان به سهم کادر فنی قول می‌دهند. اما سؤال اینجاست پکیج بازیکنانی که خودشان انتخاب کرده‌اند با چه معیاری انتخاب شده که حتی نمی‌توانند انتخاب‌های خود را تضمین کنند؟ چرا بازیکنان سی و چند ساله به یزد آورده شده‌اند و با چه قراردادهایی؟

باشگاه قندی در این سال‌ها چه چیزی به فوتبال یزد داده است؟ استعداد؟ خوشحالی مردم؟ مربی؟آبرو؟ زیرساخت؟ و یا هیچ‌کدام؟ و این یعنی مسیر اشتباه طی شده و در مقابل آن سکوت هم شکل گرفته است.

باشگاه قندی تنها از زیرساخت‌های شهر استفاده کرده و چیزی به آن‌ها اضافه نکرده است. اگر قرار باشد با ایمان های رزاقی فوتبال ایران در پایان فصل صعود نداشته باشیم و رتبه ای سوم به بعد را ببینیم بهتر است این تجربه اندوزی را به بومی های با تعصب فوتبال خودمان بدهیم تا سرمایه ای برای خودمان باشد.

سرمایه های که فوتبال یزد را ساختند و امروز توانایی این را دارند که از استعدادهای جوان شهر رزاقی راد‌ها، روحانی‌ها و … بسازند نه اینکه تجربه اندوزی مربیان غیر بومی رو در نابودی جوانانی مثل خردی‌ها، ساکت‌ها، یوسفی ها و ‌… ببینیم.  فوتبال یزد آنقدر فقیر نشده است که اینگونه نگاه به بیرون داشته باشیم.

در پایان برای تیم شهید قندی آرزوی موفقیت داریم و امیدواریم در همین فصل جاری شرایط به گونه‌ای رقم بخورد که این تیم بتواند به مرحله پلی‌آف مسابقات برسد و در نهایت رنگ صعود به لیگ دسته اول فوتبال کشور را ببیند. بی‌تردید اگر چنین اتفاقی رقم بخورد و سرمربی، کادر فنی و بازیکنانی که به یزد آورده شده‌اند بتوانند توانایی‌های خود را به‌خوبی اثبات کنند، اتفاقی خوشحال‌کننده برای فوتبال استان خواهد بود. اتفاقی که با افتخار در همین نشریه آن را بازتاب خواهیم داد و از عوامل آن قدردانی خواهیم کرد.

اشتراک گذاری:

دیدگاه

تعداد دیدگاه‌ها: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *