جدیدترین ها

کپی لینک
کد خبر: 27358

رکود صنایع دستی یزد در سایه «تورم» و «نبود گردشگر»

روزگار سختی بر هنرمندان صنایع دستی می گذرد؛

  • وحید بقاییان، هنرمند خراطی استان در گفتگو با بشارت یزد: اگر درهای دنیا به روی ما باز می شد و درهای کشور هم به روی دنیا باز می شد، توریست ها دوباره به ایران برمی گشتند، صنایع دستی شکوفا می شد و هنرمندان صنایع دستی نیز کمتر دچار انزوا می شدند یا مهاجرت می کردند
  • خلاقیت در تولید صنایع دستی اهمیت زیادی دارد. به عقیده من، صنایع دستی که جایگاه خود را از دست داده اند، را می توان با خلاقیت، طرح ها و روش های متنوع دوباره در سبد خرید مردم جای داد

 مریم دره شیری/ در دل کوچه پس کوچه های بافت قدیمی یزد و در انتهای یک کوچه باریک و بن بست، تابلوی “خانه خراطی” سر در یک خانه، جلب توجه می کند. یک طرف این خانه، اتاقی است که دست سازه های خراطی در آن به نمایش گذاشته شده است و در طرف دیگر، چند دستگاه خراطی روی میزهایی پر از براده های چوب، جاخوش کرده اند. چوب های بریده شده توی قفسه ها تلنبار شده اند و ابزارهای خراطی برای دسترسی آسان تر بر روی دیوار نصب شده اند.

این کارگاه متعلق به وحید بقاییان، هنرمند 34 ساله یزدی است که با اینکه پیشکسوت هنر خراطی در یزد محسوب نمی شود، اما آنچه او را از دیگر هنرمندان این رشته متمایز می کند، این است که توانسته نشان جهانی یونسکو را برای یکی از دست سازه هایش که سرمه دانی ظریف و زیباست، دریافت کند. دو محصول دیگر این هنرمند نیز در موزه بخارست و ایتالیا نگهداری می شود.

دریافت مهر اصالت صنایع دستی، نشان های ملی و رتبه های برتر جشنواره های کشوری، مهر تاییدی است بر اینکه او در رشته خراطی چوب حرفی برای گفتن دارد.

وحید بقاییان در گفتگو با بشارت یزد اینگونه صحبت هایش را شروع می کند: کار با چوب را از هفت سالگی شروع کردم. آن زمان برادر بزرگترم، معرق کاری چوب را انجام می داد و پدرم برایش میز و ابزار معرق کاری خریده بود. من فقط کار سمباده زنی را انجام می دادم و کار برش را برادرم انجام می داد. در معرق، یک تیغ اره کمانی وجود دارد که این تیغ به راحتی و با یک خطا می شکند و چون آن موقع این ابزار را باید از جای خاصی تهیه می کرد، نمی گذاشت من کار برش را انجام بدهم. اما یک روز که او نبود، من تکه چوبی برداشتم. برای اولین برش،  باید بر روی یک تخته نازک چوبی ابتدا چند خط صاف بکشی و آن ها را با دستگاه برش بزنی  و بعد خط های منحنی و بعد چند خط شکسته تا شکل مورد نظر درست شود، دل را به دریا زدم و این برش ها را انجام دادم و در آخر کار، شکل یک قلب را بر روی چوب کشیدم و تیغ نشکست. برادرم که برگشت و کارم را دید، اجازه داد در کنار او کار کنم. آن زمان در کانون پرورش فکری کودک و نوجوان، طرح ها و الگوهای چاپ شده ای از حیوانات، مکان های شناخته شده و… وجود داشت که آن را برمی داشتیم و بعد این طرح ها را روی چوب برش زده و مونتاژ می کردیم و من تمام تابستان ها را با این الگوها، معرق کاری انجام می دادم. دسته کلیدهای چوبی هم درست می کردم که روی آن اسم حک می شد و یا به شکل گیتار و قلب بود و تمام بچه های محله، این دسته کلیدها را به ما سفارش می دادند.  

وی؛ ورود به دنیای خراطی را بعد از انصراف از ادامه تحصیلش عنوان می کند و به گفته خودش هرچه در زمینه هنری، استعداد و شوق یادگیری داشته، از مدرسه بیزار بوده است: دلیلش به سال های ابتدایی مدرسه رفتنم برمی گردد. سال اول دبستان، معلمی داشتم که او خواسته یا ناخواسته باعث شد از مدرسه فراری باشم. پدرم اصرار داشت در مدرسه غیرانتفاعی درس بخوانم با اینکه در آزمون ورودی پذیرفته شدم و هوش خوبی داشتم، اما این معلم همیشه من را به خاطر بیش فعالی، تنبیه می کرد تا سوم دبستان که اوضاع بدتر شد و معلم این پایه، علاوه بر تنبیه فیزیکی، من را تهدید می کرد و می ترساند و من یادگرفته بودم صبح ها وقتی از خواب بیدار می شدم، روی پشت بام می رفتم و در را از پشت قفل می کردم تا به مدرسه نروم. وقتی موضوع را با خانواده مطرح کردم، مدرسه ام را عوض کردند؛ اما شوق مدرسه رفتن و درس خواندن برای همیشه در من از بین رفت.

بقاییان ادامه می دهد: تا اول دبیرستان، تحصیل را ادامه دادم و بعد در کلاس های درودگری درجه دوم فنی و حرفه ای، ثبت نام کردم. آنجا دو دستگاه خراطی قدیمی بود که یک روز استاد میردهقان که به ما آموزش می داد، برای پایه وسط یک جامهری، از این دستگاه استفاده کرد و من کار خراطی را از نزدیک دیدم. بعد از آن، با اصرار خواستم که به ما خراطی چوب یاد بدهد. ابتدا نپذیرفت و گفت درودگری با خراطی تفاوت دارد و من خیلی در این زمینه مهارت ندارم. اما بالاخره اصرارها جواب داد و هرآنچه از خراطی می دانست، به ما یاد داد. در واقع الفبای خراطی را استاد میردهقان به من یاد داد و بعد از آن، هر چه آموخته ام با آزمون وخطا بوده است. تفاوت من با دیگر هنرمندان این است که آموزش تخصصی در این رشته ندیده ام و زمان بیشتری برای یادگیری صرف کرده ام، ولی از آنچه یادگرفته ام؛ راضی ام. 

وی اضافه می کند: تعداد زیادی چهارپایه های چوبی قدیمی، پشت مرکز فنی و حرفه ای تلنبار شده بود که برای دوران قبل از انقلاب بود. ما از بین این چوب ها، چندسانت چوب سالم را می بریدیم و کار خراطی انجام می دادیم و من اولین بار با این چوب ها، قلیان کوچکی درست کردم. آنقدر خراطی را دوست داشتم که با اینکه قسمتی از انگشتم را به خاطر آن از دست دادم اما سه روز بعد از این ماجرا، در حالی که همه می گفتند این رشته را رها می کنم، با انگشت باندپیچی شده، دوباره به مرکز رفتم تا کارهای نیمه کاره ام را تمام کنم.. 

همیشه مدیون استاد مجاور هستم

بقاییان یکی از شاگردان استاد عباس مجاور هم بوده است وخاطره ای از او نقل می کند: صبح ها به آموزشگاه فنی و حرفه ای می رفتم و عصرها پدرم با استاد عباس مجاور از اساتید پیشکسوت گره چینی، صحبت کرده بود تا برایش شاگردی کنم. او یک دستگاه خراطی دست ساز و چند مغار داشت. اما خودش کار خراطی انجام نمی داد و آن را در قبال بدهی اش، به او داده بودند. من کارهایی که در فنی و حرفه ای ساخته بودم را، به او نشان دادم و او گفت اگر خراطی بلدی، چهار میله ورزش زورخانه ای برایم بساز. یادم هست رنگم پریده بود چون فکر می کردم نمی توانم. او که خجالتم را دید، گفت: دستگاه و چوب برای من است، اگر خراب هم شد؛ فدای سرت. من پشت دستگاه نشستم و با چوب چنار، آن میله ها را ساختم و کار بسیار خوبی از آب درآمد. من همیشه مدیون استاد مجاور هستم به خاطر شجاعتی که آن روز به من داد. در سال 1387 با پدر به تهران رفتیم و برای خودم دستگاه خراطی خریدم و این طور شد که صبح ها در آموزشگاه فنی و حرفه ای، عصرها در کارگاه استاد مجاور و شب ها در زیرزمین خانه، خراطی می کردم. سال 1391 اولین کارگاه و فروشگاه خودم را در زندان اسکندر راه اندازی کرده و پس ازآن به صورت مستقل کار می کنم.

وی در خصوص چگونگی و معیار دریافت نشان جهانی یونسکو، اظهار می کند: سه نشان ملی  و یک نشان جهانی یونسکو دارم. سرمه دانی که در سال 2021 نشان جهانی یونسکو را گرفت، در موزه بخارست نگه داری می شود. یک اتود (مداد نوکی) چوبی هم که در جشنواره ملی فیروزه رتبه برتر شد، در موزه ایتالیا در معرض دید عموم قرار گرفته است. سال های گذشته هر هنرمندی می توانست اثر خود را برای دریافت نشان جهانی ارسال کند اما در حال حاضر، محصول باید ابتدا نشان ملی دریافت کند و بعد نشان جهانی بگیرد. در کار ما علاوه بر محصول، بسته بندی خیلی اهمیت دارد و گاهی پیش می آید که محصول باکیفیت و ظرافت به خاطر بسته بندی اش از سوی داوران، کنار گذاشته می شود.

برخی از صنایع دستی به دلیل عدم خلاقیت فراموش شده اند

بقاییان با اشاره به اینکه در سال های گذشته برخی از صنایع دستی به دلیل عدم خلاقیت هنرمندان، به دست فراموشی سپرده شده اند، می گوید: خلاقیت در تولید صنایع دستی اهمیت زیادی دارد. به عقیده من، صنایع دستی که جایگاه خود را از دست داده اند، را می توان با خلاقیت، طرح ها و روش های متنوع دوباره در سبد خرید مردم جای داد. مشکل این است که ما می خواهیم در صنایع دستی، فقط آثار و محصولی را تولید کنیم که هنرمندان پیش از ما درست کرده اند. برای همین بیشتر کارها کپی و البته کم کیفیت می شود و مردم هم کمتر به آن توجه نشان می دهند. هنر خراطی هم چند سال پیش، رو به افول بود و هنرمندان این رشته به درست کردن کارهایی مثل درست کردن گوشتکوب، قلیان و … چیزهای ساده روی آورده بودند. اما از وقتی وسایل کاربردی مانند ظروف چوبی را تولید شد، خراطی دوباره برای مردم مفید و ارزشمند شد. هنر اگر باکیفیت و با اصالت باشد، در هر زمان علاقه مندان خود را دارد. به ویژه صنایع دستی که هرگز قدیمی نمی شود و در بین مردم جایگاه خودش را پیدا کرده است.  

وی چالش اصلی هنرمندان صنایع دستی را وضعیت اقتصادی کشور عنوان می کند و می گوید: خراطی هنر پولسازی است. در کار خراطی با عنایتی که خدا به من داشته و توانستم استعداد خودم را نشان دهم، هنوز هم مشتریان خاصی دارم که محدودیت مالی ندارند و کار سفارشی برایشان  انجام می دهم. اما امروزه خیلی ها به دلیل مشکل اقتصادی، تورم و بالارفتن هزینه های زندگی، خرید صنایع دستی را اولویت زندگی نمی دانند و به دنبال خرید کالاهای ضروری تر می روند و همین موضوع، عرضه و تقاضا برای صنایع دستی را دچار رکود کرده است که تنها راهکار برون رفت از این وضعیت، ثبات و رونق بازار است.

بقاییان می افزاید: اگر درهای دنیا به روی ما باز می شد و درهای کشور هم به روی دنیا باز می شد، توریست ها دوباره به ایران برمی گشتند، صنایع دستی شکوفا می شد و هنرمندان صنایع دستی نیز کمتر دچار انزوا می شدند یا مهاجرت می کردند.

این هنرمند یزدی در پایان با اشاره به ضرورت توجه بیشتر مسئولین به صنایع دستی، بیان می کند: چندسال پیش به عزت الله ضرغامی؛ وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی و محمدمهدی اسماعیلی، وزیر فرهنگ و ارشاد در دولت سیزدهم، نامه ای نوشتم و درخواست کردم تا یکی از مکان هایی که در اختیارشان هست را به من بدهند که بتوانم برای زنان بدسرپرست و بی سرپرست، آموزش رایگان خراطی داشته باشم. هدفم این بود که هم آن ها نان آور خانه شوند و هم هنر خراطی در یزد زنده نگه داشته شود و آنچه آموخته ام را بتوانم برای بعد از خودم به جا بگذارم، اما تا به امروز هیچ پاسخی دریافت نکردم. 

اشتراک گذاری:

دیدگاه

تعداد دیدگاه‌ها: 0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *