- روزهای سخت جنگ و رکود اقتصادی، کافی بود؛ حالا نوبت بیمهری برخی موجرهاست. در شرایطی که بسیاری از کسبوکارها برای تداوم حیات خود دستوپنجه نرم میکنند، گروهی از مالکان با افزایشهای سرسامآور اجاره یا فسخ قرارداد، ضربه نهایی را به پیکره مشاغل کوچک و متوسط وارد میکنند
- صاحب یک کارگاه تولیدی کوچک در حومه شهر اردکان در گفتگو با بشارت یزد: سه سال بود که این کارگاه را اجاره کرده بودم و رو به راه شده بود. با شروع جنگ، سفارشها افت کرد، اما با قرضتوانستم حقوق چند کارگر را بدهم. همین که چشمها را مالیدم، مالک آمد و گفت یا اجاره را دو برابر کنم یا ظرف یک ماه تخلیه. گفتم نمیتوانم. حالا نه تنها کارگاه را از دست دادهام، بلکه بدهی مواد اولیه هم روی دوشم مانده است
محمدعلی صادقیان/ روزهای سخت جنگ و رکود اقتصادی، کافی بود؛ حالا نوبت بیمهری برخی موجرهاست. در شرایطی که بسیاری از کسبوکارها برای تداوم حیات خود دستوپنجه نرم میکنند، گروهی از مالکان با افزایشهای سرسامآور اجاره یا فسخ قرارداد، ضربه نهایی را به پیکره مشاغل کوچک و متوسط وارد میکنند. نتیجه؟ تعطیلی اجباری، بدهیهای انباشته و کارآفرینانی که حالا به جای توسعه کسبوکار، به فکر تأمین نان شب هستند.
بسیاری از صاحبان دفاتر خدماتی، مغازهها و کارگاههای کوچک این روزها از دو جبهه درگیرند: جبهه اول کاهش شدید درآمد به دلیل شرایط جنگی و مشکلات اینترنت و جبهه دوم، فشار مضاعف مالکانی که چشم دیدن رکود را هم ندارند و خواهان اجارههای پیشین و بعضاً بالاتر هستند.
یکی از این مستأجران، «علی کمالی اردکانی» است که صاحب یک دفتر خدمات تبلیغات و ساخت تیزر و فیلمبرداری عکاسی، در مرکز شهر بود. او در گفتوگو با بشارت یزد با چشمانی خسته روایت میکند: یکسالی بود با امید دفتری رو با دوستان جوان و با انگیزهام اجاره کردیم. وقتی هزینههای جاری بالا رفت، اینترنت بینالمللی قطع شد و مشتریها کم شدند، به مالک گفتم بیا چند ماهی اجاره را همان مبلغ قبل نگه دار تا از موج سخت عبور کنیم. اما نه فقط قبول نکرد، که یکشبه ۵۰ درصد اجاره و پول پیش را بالا برد و گفت یا بپرداز یا برو.
من نتوانستم و مجبور شدم درددلکنان، کسبوکار چندین سالهام را تعطیل کنم. چند خانواری که وابسته به این دفتر بودند، حالا بیکار شدهاند.
محمد شاکر، صاحب یک کارگاه تولیدی کوچک در حومه شهر اردکان نیز دستکمی از علی ندارد. او در گفتگو با بشارت یزد گفت: سه سال بود که این کارگاه را اجاره کرده بودم و رو به راه شده بود. با شروع جنگ، سفارشها افت کرد، اما با قرضتوانستم حقوق چند کارگر را بدهم. همین که چشمها را مالیدم، مالک آمد و گفت یا اجاره را دو برابر کنم یا ظرف یک ماه تخلیه. گفتم نمیتوانم. حالا نه تنها کارگاه را از دست دادهام، بلکه بدهی مواد اولیه هم روی دوشم مانده است.
شاکر تأکید میکند: این افزایش بیرحم اجارهها در این روزها، یعنی زدن آخرین میخ بر تابوت مشاغل کوچک. کاش مالکان کمی انصاف به خرج دهند و بفهمند چرخاندن چرخ اقتصاد فقط با فشار ممکن نیست.

در سوی دیگر میدان اما هستند مالکانی که در این روزهای سخت، پناهگاه مستأجران شدهاند.
بسیاری از صاحبان املاک تجاری با درک شرایط دشوار معیشتی و رکود کسبوکارها، نه تنها اجاره را افزایش ندادهاند، بلکه با تمدید خودکار قراردادها و حتی بخشودگی بخشی از اجاره، نفسهای آخر بسیاری از مشاغل را نجات دادهاند.
یکی از مستأجران که نخواست نامش فاش شود، گفت: مالک من فهمید اوضاع خراب است. خودش آمد و گفت فعلاً همان اجاره قبل کافی است، بعداً حساب میکنیم. همین یک جمله، تمام انگیزه دوباره من شد. ای کاش همه مالکان اینقدر جوانمرد بودند.
کارشناسان اقتصادی بر این باورند که در شرایط جنگی و تحریمی، فشار مضاعف بر مستأجران نه تنها دردی را دوا نمیکند، بلکه به نابودی تدریجی شغلهای کوچک و بزرگ و افزایش بیرویه آمار بیکاری منجر خواهد شد. آنها پیشنهاد میکنند که دولت و دستگاههای نظارتی با ایجاد سامانه شفاف ثبت اجارهنامهها و تعیین سقف منطقی برای افزایش اجاره در شرایط بحران، مانع از سودجویی برخی مالکان شوند.
اما آنچه مسلم است، نجات مشاغل در این روزهای سخت نیازمند همبستگی تمام ارکان جامعه، از دولت گرفته تا خود صاحبان سرمایه و مالکان است. تا زمانی که افزایش اجارهبها به عنوان یک «حق مطلق مالکانه» بدون توجه به وضعیت معیشت مستأجر اعمال شود، نباید انتظار داشت چرخ لنگ اقتصاد به حرکت درآید. شاید وقت آن رسیده که برخی از مالکان، به جای سود بیشتر، کمی هم به فکر بقای کسبوکارهایی باشند که منبع درآمدشان به آن مغازه یا کارگاه گره خورده است.